Sunday, 19 August 2012

ای‌ خداوند ! ای‌ قوّت‌ من‌! تو را محبت می‌نمایم‌. خداوند صخرة‌ من‌ است‌ وملجا و نجات‌ دهندة‌ من‌. خدایم‌ صخرة‌ من‌ است‌ كه‌ در او پناه‌ می‌برم‌. سپر من‌ و شاخ‌ نجاتم‌ و قلعة‌ بلند من‌.(مزامیر باب ۱۸: ۱-۲)

شنبه ۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

دانیال نبی در چاه شیران در زمان پادشاه ایران * داریوش *

داریوش صد و بیست حاكم بر تمام مملكت گماشت تا آن را اداره كنند، ۲ و سه وزیر نیز منصوب نمود تا بر كار حاكمان نظارت كرده، از منافع پادشاه حفاظت نمایند. ۳ طولی نكشید كه دانیال بدلیل دانایی خاصی كه داشت نشان داد كه از سایر وزیران و حاكمان باكفایت تر است. پس پادشاه تصمیم گرفت اداره امور مملكت را بدست او بسپارد. ۴ این امر باعث شد كه سایر وزیران و حاكمان به دانیال حسادت كنند. ایشان سعی كردند در كار او ایراد و اشتباهی پیدا كنند، ولی موفق نشدند؛ زیرا دانیال در اداره امور مملكت درستكار بود و هیچ خطا و اشتباهی از او سر نمیزد. ۵ سرانجام، به یكدیگر گفتند: «ما هرگز نمیتوانیم ایرادی برای متهم ساختن او پیدا كنیم. فقط بوسیله مذهبش میتوانیم او را به دام بیاندازیم.» ۶ آنها نزد پادشاه رفتند و گفتند: «داریوش پادشاه تا ابد زنده بماند! ۷ ما وزیران، امیران، حاكمان، والیان و مشاوران، پیشنهاد میكنیم قانونی وضع كنید و دستور اكید بدهید كه مدت سی روز هر كس درخواستی دارد تنها از پادشاه بطلبد و اگر كسی آن را از خدا یا انسان دیگری بطلبد در چاه شیران انداخته شود. ۸ ای پادشاه، درخواست میكنیم این فرمان را امضا كنید تا همچون قانون مادها و پارسها لازم الاجرا و تغییرناپذیر شود.» ۹ پس داریوش پادشاه این فرمان را نوشت و امضا كرد. ۱۰ وقتی دانیال از صدور فرمان پادشاه آگاهی یافت رهسپار خانه اش شد. هنگامی كه به خانه رسید به بالاخانه رفت و پنجره ها را كه رو به اورشلیم بود، باز كرد و زانو زده دعا نمود. او مطابق معمول روزی سه بار نزد خدای خود دعا میكرد و او را پرستش مینمود. ۱۱ وقتی دشمنان دانیال او را در حال دعا و درخواست حاجت از خدا دیدند، ۱۲ همه با هم نزد پادشاه رفتند و گفتند: «ای پادشاه، آیا فرمانی امضا نفرمودید كه تا سی روز كسی نباید درخواست خود را از خدایی یا انسانی، غیر از پادشاه، بطلبد و اگر كسی از این فرمان سرپیچی كند، در چاه شیران انداخته شود؟» پادشاه جواب داد: «بلی، این فرمان همچون فرمان مادها و پارسها لازمالاجرا و تغییرناپذیر است.» ۱۳ آنگاه به پادشاه گفتند: «این دانیال كه یكی از اسیران یهودی است روزی سه مرتبه دعا میكند و به پادشاه و فرمانی كه صادر شده اعتنا نمی نماید.» ۱۴ وقتی پادشاه این را شنید از اینكه چنین فرمانی صادر كرده، سخت ناراحت شد و تصمیم گرفت دانیال را نجات دهد. پس تا غروب در این فكر بود كه راهی برای نجات دانیال بیابد. ۱۵ آن اشخاص به هنگام غروب دوباره نزد پادشاه بازگشتند و گفتند: «ای پادشاه، همانطور كه میدانید، طبق قانون مادها و پارسها، فرمان پادشاه غیرقابل تغییر است.» ۱۶ پس سرانجام پادشاه دستور داد دانیال را بگیرند و در چاه شیران بیندازند. او به دانیال گفت: «خدای تو كه همیشه او را عبادت میكنی تو را برهاند.» سپس او را به چاه شیران انداختند. ۱۷ سنگی نیز آوردند و بر دهانه چاه گذاشتند. پادشاه با انگشتر خود و انگشترهای امیران خویش آن را مهر كرد تا كسی نتواند دانیال را نجات دهد. ۱۸ سپس به كاخ سلطنتی بازگشت و بدون اینكه لب به غذا بزند یا در بزم شركت كند تا صبح بیدار ماند.

۱۹ روز بعد، صبح خیلی زود برخاست و با عجله به سر چاه رفت، ۲۰ و با صدایی اندوهگین گفت: «ای دانیال، خدمتگزار خدای زنده، آیا خدایت كه همیشه او را عبادت میكردی توانست تو را از چنگال شیران نجات دهد؟» ۲۱ آنگاه صدای دانیال به گوش پادشاه رسید: «پادشاه تا ابد زنده بماند! ۲۲ آری، خدای من فرشته خود را فرستاد و دهان شیران را بست تا به من آسیبی نرسانند، چون من در حضور خدا بی تقصیرم و نسبت به تو نیز خطایی نكرده ام.» ۲۳ پادشاه بینهایت شاد شد و دستور داد دانیال را از چاه بیرون آورند. وقتی دانیال را از چاه بیرون آوردند هیچ آسیبی ندیده بود، زیرا به خدای خود توكل كرده بود. ۲۴ آنگاه به دستور پادشاه افرادی را كه دانیال را متهم كرده بودند آوردند و ایشان را با زنان و فرزندانشان به چاه شیران انداختند. آنان هنوز به ته چاه نرسیده بودند كه شیران پاره پاره شان كردند! ۲۵ سپس داریوش پادشاه، این پیام را به تمام قومهای دنیا كه از نژادها و زبانهای گوناگون بودند، نوشت: ۲۶ با درود فراوان! بدین وسیله فرمان می دهم كه هركس در هر قسمت از قلمرو پادشاهی من كه باشد، باید از خدای دانیال بترسد و به او احترام بگذارد؛ زیرا او خدای زنده و جاودان است و سلطنتش بیزوال و بی پایان میباشد. ۲۷ اوست كه نجات می بخشد و می رهاند. او معجزات و كارهای شگفت انگیز در آسمان و زمین انجام میدهد. اوست كه دانیال را از چنگ شیران نجات داد.» ۲۸ به این ترتیب دانیال در دوران سلطنت داریوش و كورش پارسی، موفق و كامیاب بود.

No comments:

Post a Comment