Sunday, 24 June 2012

ای‌ خداوند ! ای‌ قوّت‌ من‌! تو را محبت می‌نمایم‌. خداوند صخرة‌ من‌ است‌ وملجا و نجات‌ دهندة‌ من‌. خدایم‌ صخرة‌ من‌ است‌ كه‌ در او پناه‌ می‌برم‌. سپر من‌ و شاخ‌ نجاتم‌ و قلعة‌ بلند من‌.(مزامیر باب ۱۸: ۱-۲)



سه‌شنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱

قسمت اول ... هفت بُعد خداوندی عیسی مسیح در هفت معجزه

در انجیل یوحنا باب ۳۰:۲۰ می خوانیم : و عیسی‌ معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان‌ نمود که‌ در این‌ کتاب‌ نوشته‌ نشد. ۳۱ لیکن‌ این‌ قدر نوشته‌ شد تا ایمان‌ آورید که‌ عیسی‌، مسیح‌ و پسر خـدا است‌ و تا ایمـان‌ آورده‌، به‌ اسم‌ او حیات‌ یابید.آمین

گلهای باغ پدر آسمانی، بر آن شدم تا از امروز در هفت قسمت ، هفت معجزه های را که در انجیل یوحنا نوشته شده با شما عزیزانم درمیان بگذارم . ایمان دارم که شما فرزندان پدر آسمانی با خواندن دوباره این شاه کارهای عیسی مسیح خداوند برکت مضاعف خواهید یافت و شما عزیزان حق جو و تشنگان راه و راستی و نجات ، به شخصیت واقعی عیسی مسیح پی خواهید برد و در وقت معین صدای در قلب خود را که او خواهد کوبید، خواهید شنید و باز کرده و حق را خواهید شناخت و حق شما را آزاد خواهد نمود . در این هفت معجزه ما هفت بُعد خداوندی عیسی مسیح را به وضوح خواهیم دید. عیسی مسیح مثل یک خانه هزار پنجره است که از هر یکی از این پنجره ها زیبایی و شاهکارهای او را خواهیم دید.

عیسی آب را تبدیل به شراب می‌کند .

سه روز بعد از ملاقات عیسی با نتنائیل (یوحنا ۱: ۴۷-۵۱)، عیسی و شاگردان جدیدش وارد جلیل شدند. در آنجا از ایشان دعوت شد تا در مراسم عروسی در شهر کوچکی به نام قانا که شهر نتنائیل بود، شرکت کنند (یوحنا ۲۱: ۲). در اواسط مراسم عروسی، شراب تمام شد. این امر برای داماد که مسئول ضیافت بود، مشکل بزرگی به شمار می‌رفت. مریم، مادر عیسی می‌دانست که پسرش، مسیح موعود و پسر خدا است (لوقا ۱: ۳۰-۳۲). به همین دلیل، مریم فرض را بر این گذاشت که عیسی می‌تواند معجزه‌ای کرده، شراب بیشتری پدید آورد. لیکن عیسی به مادرش فرمود که بر او نیست که چنین تقاضایی از او بکند. وی اینک می‌بایست از اوامر پدر آسمانی‌‌اش اطاعت کند، نه از اوامر مادرش. او خانه‌‌اش را ترک کرده بود، و اینک رابطه جدیدی بین او و مریم برقرار بود. به علاوه ساعت عیسی هنوز نرسیده بود. یعنی هنوز موقع آن فرا نرسیده بود که عیسی علنا خود را به عنوان مسیحا آشکار سازد. وی می‌دانست که در این صورت، مردم خواهند کوشید که او را پادشاه سازند؛ اگر چنین می‌شد، نقشۀ خدا مبنی بر رنج و مرگ او عملی نمی‌شد (مرقس ۶: ۴۵). همچنین عیسی نمی‌خواست که به عنوان یک معجزه گر سیار شهرت یابد. وی می‌خواست که مردم بر روی تعالیمش متمرکز شوند و در واقع او را بشناسند (مرقس ۵: ۴۳).

اما مریم مطمئن بود که عیسی برای کمک به داماد کاری خواهد کرد. پس به نوکران گفت: «هر چه به شما گوید، بکنید». آنگاه عیسی به نوکران فرمود که شش قدح را از آب پُر کنند. هر قدح حدود هفتاد تا صد لیتر گنجایش داشت. این قدحها برای ذخیرۀ آب برای تطهیر دستها پیش از صرف غذا و شستن پیاله‌ها و ظروف گوناگون مورد استفادۀ یهودیان قرار می‌گرفت (مرقس ۷: ۱-۴). هنگامی که نوکران خواستند آب را بردارند، متوجه شدند که تبدیل به شراب شده است. رئیس مجلس یعنی رئیس مهمانداران، حیرت کرد. وی نمی‌دانست که معجزه‌ای رخ داده است. وی از این حیرت کرد که داماد بهترین شراب را برای آخر ضیافت نگاه داشته است! عیسی آب را تبدیل به شراب کرد، به بهترین شراب! این ماجرا ما را به این نتیجه می‌رساند که نیاز انسان می‌تواند تبدیل به فرصت مناسبی شود تا خدا قدرتش را در زندگی مان نمایان سازد. هنگامی که در نومیدی بسر می‌بریم، و هیچ راه حل انسانی برایمان متصور نیست، درست در همان هنگام است که خدا وارد صحنه می‌شود و کاری خارق العاده برایمان انجام می‌دهد.

این نخستین معجزۀ عیسی بود. یوحنا آن را آیت (نشانه) می‌خواند. معجزات عیسی آیت یا نشانه‌ای بودند بر اینکه وی به راستی پسر خدا است. این آیتها جلال عیسی را آشکار می‌سازند. یوحنا این معجزات را از این رو نقل می‌کند تا ما باور داریم که عیسی حقیقتا مسیح است (یوحنا ۲۰: ۳۱). بعد از این معجزه در عروسی در قانا، شاگردان به او ایمان آوردند، یعنی شاگردان شروع کردند به برخورداری از ایمانی واقعی به عیسی. پیش از این، تنها نتنائیل ایمان آورده بود (یوحنا ۱: ۴۹). اکنون دیگران نیز ایمان آوردند. یوحنا نمی‌گوید که همه، یعنی افرادی مانند غلامان که دیده بودند که عیسی آب را تبدیل به شراب کرد، ایمان آوردند . برای کسانی که اذهانشان بسته است، حتی دیدن معجزه نیز ایمانی ایجاد نمی‌کند. جلال عیسی بر برخی آشکار شد، نه بر همه. اگر قرار باشد که باور کنیم که عیسی همان مسیح، پسر خدا است، باید با ذهنی فروتن و گشاده نزد او بیاییم.

شاید برای شما هم امروز شادیها به اتمام رسیده ، اما عیسی مسیح با این معجزه نشان داد که او میتواند شادی از دست رفته ما را به ما بازگرداند. دراین قسمت کلام خداوند ما شیش قدح سنگی را می بینیم که مسیح با معجزه آبهای درون آن را به شراب تبدیل می نماید . هیج شیمی دانی و هیج دانشمندی تا به امروز نتوانسته آب را تبدیل به شراب نماید . اما با این معجزه عظیم عیسی مسیح یک چیز بر ما آشکار می کند ، که او خداوند مواد و خداوند عناصر و خداوند تبدیل کننده است . شاید تو دوست خوب من هفتمین قدح باشی . او امروز هم آماده است تا آبهای درون ما و عنصرذاتی ما را تبدیل نماید. کافیست به او ایمان داشته باشیم و نزد او دعا کنیم و از او بخواهیم تا تبدیل عظیم خود را در ما انجام دهد . پس امروز از او دعوت نمایم که به عروسی ناتمام ما بیاید و از او بطلبیم که آبهای درونی ما را تبدیل به شراب آسمانی نماید .

تا فردا و قسمت دوم معجزات، شما را به دستان عیسی مسیح خداوندِ تبدیل کننده می سپارم . با ما باشید .

در فیض و محبت او باشید .آمین

Saturday, 23 June 2012

ای‌ خداوند ! ای‌ قوّت‌ من‌! تو را محبت می‌نمایم‌. خداوند صخرة‌ من‌ است‌ وملجا و نجات‌ دهندة‌ من‌. خدایم‌ صخرة‌ من‌ است‌ كه‌ در او پناه‌ می‌برم‌. سپر من‌ و شاخ‌ نجاتم‌ و قلعة‌ بلند من‌.(مزامیر باب ۱۸: ۱-۲)



شنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۱۲

درس زندگی با طلایی ناب از گنجینه آسمانی

دوستان حقیقتا کتاب مقدس ( انجیل ) یک گنجینه بی قیمت و هدیه ای است بس عظیم که در واقع کلمات و آیات آن طلا و نقره ای است از جنس آسمان .در جای جای این گنجینه آسمانی برای ما برکتهای عالی روحانی از کلمات زندگی بخش از قلب و زبان خدای عشق و محبت که همان پدر آسمانی ماست هدیه داده شده است .

دوستان گُلم در مقاله امروز شما را دعوت می کنم با تعمق و دقت این آیات را بخوانید ؛دوم پطرس باب ۱
۵ و به‌ همین‌ جهت‌، کمال‌ سعی‌ نموده‌، در ایمان‌ خود فضیلت‌ پیدا نمایید ۶ و در فضیلت‌، علم‌ و در علم‌، عفت‌ و در عفت‌، صبر و در صبر، دینداری‌ ۷ و در دینداری‌، محبت‌ برادران‌ و در محبت‌ برادران‌، محبت‌ را.

پطرس ، بعد از روز پنطیکاس از روح القدس تعمید یافت و در نوشتن رساله هایش پطرس نبود که سخن می گفت ، بلکه روح خدا . عزیزان این آیات در واقع کلام دانشی است که خداوند رمز سلامت زندگی فرزندانش را به زیبایی رهنمایی می کند . روح القدس از زبان پطرس به ما اینگونه تعلیم می دهد که اگر ما فرزندان خدا هستیم و در طبیعت مسیح شراکت داریم، پس باید هر روزه به شباهت مسیح درآییم و مانند او رفتار کنیم. ما نباید در موقعیت روحانی و اخلاقی خود از حرکت باز ایستیم، بلکه باید همیشه در پی آن بکوشیم (فیلپیان ۳: ۱۲-۱۴)، تا به اندازۀ قامت پُری مسیح برسیم (افسسیان ۴: ۱۳).

ما ایمانداران باید در پی دریافت و پرورش این خصوصیات باشیم. اولین جنبۀ طبیعت مسیح، ایمان است. ایمان، اولین گام در مسیر حیات مسیحی می باشد. ایمان، مهمترین و اصلی ترین جنبۀ زندگی مسیحی است. پس از ایمان، فضیلت قرار دارد . ثمرۀ ایمان و فضیلت،علم است و علم یعنی توانایی تشخیص میان خوب و بد می باشد (عبرانیان ۵: ۱۱-۱۴). به وسیلۀ دریافت علم روحانی از سوی عیسی مسیح، فیض و سلامتی روحانی را دریافت خواهیم نمود . لازم است که ما پیوسته در علم و دانش روحانی و شناخت محبت و عظمت خدا رشد کنیم (کولسیان ۱: ۱۰).

نتیجۀ دانستن فرق میان خوبی و بدی، عفت یعنی پرهیزکاری و یا خویشتن داری می باشد (غلاطیان ۵: ۲۳ ؛ اول پطرس ۱: ۱۳ ؛ ۴: ۷ ؛ ۵: ۸). داشتن عفت به ما کمک خواهد کرد که صبر داشته باشیم. صبر علامت و نشانۀ ظاهری ایمان ماست (مرقس ۱۳: ۱۳ ؛ غلاطیان ۵: ۲۲ ؛ رومیان ۵: ۳ ؛ عبرانیان ۱۲: ۲ ؛ یعقوب ۱: ۲-۴ ؛ اول پطرس ۱: ۶-۷). علم و عفت و صبر، به دینداری و زندگی خدا پسندانه و خدا گونه منتهی خواهد گردید. نتیجۀ تمامی اینها (ایمان، فضیلت، علم، عفت، صبر و دینداری) محبت برادران خواهد بود . هر که بگوید: «من خدا را دوست دارم» ولی در عمل نسبت به برادران خود بی وفا و بی رحم باشد، دروغگو است (اول یوحنا ۴: ۲۰). شاگردان واقعی عیسی مسیح را از محبتشان، می توان شناخت (یوحنا ۱۳: ۳۵). محبت برادران این است که بارهای یکدیگر را برداریم (غلاطیان ۶: ۲)، و در محبت همدیگر را تحمل کنیم (افسسیان ۴: ۲). پیش از آنکه بتوانیم افراد خارج از کلیسا را محبت کنیم، لازم است که برادران خود را دوست بداریم (یوحنا ۱۳: ۳۴ ؛ رومیان ۱۲: ۱۰ ؛ اول تسالونیکیان ۴: ۹-۱۰ ؛ عبرانیان ۱۳: ۱ ؛ اول پطرس ۱: ۲۲).

و بالاخره، مهمترین فضیلت یک مسیحی محبت به خدا و همسایۀ خود می باشد. یک مسیحی واقعی، نه تنها برادران و خواهران خود را محبت می کند، بلکه او همه انسانها را دوست دارد. اینگونه محبت، خود خواهانه نیست، بلکه محبتی روحانی و خدایی می باشد. محبت خدایی، به همه یکسان ارائه شده، همه را به یک چشم نگاه کرده، همه را از فقیر و غنی و زشت و زیبا، مورد محبت قرار می دهد. این همان محبتی است که خدا نسبت به ما نشان داد (یوحنا ۳: ۱۶)، و از ما می خواهد که دیگران را نیز با همین گونه محبت دوست بداریم (اول یوحنا ۳: ۱۶).

در فیض و محبت پدر آسمانی ، پر از برکات روحانی این آیات طلائی و حیات بخش باشید . آمین

Tuesday, 19 June 2012


.پارلمان اروپا با صدور قطعنامه اى از تهران خواست به قانون اساسى خود و مصوبات و پيمانهاى بين المللى عمل کند و با اقليت هاى قومى و مذهبى رفتار قانونى و عادلانه داشته باشد.
به گزارش «محبت نیوز» به نقل از العربیه، پارلمان اروپا در يک اقدام بى سابقه مستقيمن به بحث حقوق اقليت ها در ايران پرداخت و "نقض آشکار قوانين" در اين زمينه توسط تهران را مورد حمله قرار داد.
در مشروح خبر اين قطعنامه که جمعه 15-6-2012 در وبگاه پارلمان اروپا منتشر شد، آمده است: در برهه زمانى اخير شاهد تشديد فشارها عليه اقليت ها در ايران بوده ايم. مردم غير فارس و پيروان اديان، مذاهب و اعتقادات ديگر در اين کشور با انواع فشارها مواجه بوده اند.
احکام حبس و حتى اعدام عليه اتباع مليت ها و يا مذاهب و انديشه هاى ديگر مورد اشاره پارلمان اروپا واقع شده و در سخنرانى تعدادى از نمايندگان اين پارلمان منعکس گشته است.
پارلمان اروپا در قطعنامه خود از تهران خواست که احکام اعدام صادره عليه 6 تن از شهروندان عرب ایرانی را لغو کند و محاکمات عادلانه با رعايت کليه شرايط قانونى را براى آنها و ساير زندانيان فراهم سازد.
قطعنامه با نام بردن از اين افراد به دو سال حبس و شکنجه آنان پیش از صدور حکم اعدام اعتراض کرده و اتخاذ روال قانونى را خواستار شده است.
در اين قطعنامه آمده است که حکومت ايران فعالان اقليت ها را سرکوب مى کند، به زندان مى اندازد، شکنجه مى کند و آزار مى دهد و تحت عنوان "توزيع مواد مخدر" و يا "محاربه" اعدام مى کند.
پارلمان اروپا به قانون اساسى ايران اشاره مى کند و توضيح مى دهد که تهران "حتى به اصول قانون اساسى خود نيز پايبندى نشان نمى دهد".
تساوی حقوق و فرصتها
قطعنامه توضيح مى دهد که "تساوى حقوق و فرصتها" در بين همه اقوام يا مليت ها در قانون مذکور الزامى تلقى شده است و رسميت و مشروعيت زبانها، معتقدات و فرهنگها در مصوبات و پيمانهاى بين المللى که به امضاى حکومت رسيده، مورد تاکيد است.
قطعنامه بويژه به ترکهاى آذربايجان، عربها، کوردها و بلوچها مى پردازد و از اينکه حقوق آنان محترم شمرده نمى شود انتقاد مى کند.
ايجاد نهادها و تشکل ها، آزادى تجمع و ابراز اعتقادات و انجام مراسم قومى و مذهبى آزاد، از جمله حقوقى است که قطعنامه به آنها اشاره مى کند.
پارلمان اروپا توضيح مى دهد که هر چند قانون اساسى ايران، اديان مسيحى، زردشتى و يهودى را به رسميت شناخته است، باز هم حکومت ايران، حقوق و آزاديهاى اتباع اين اديان را رعايت نمى کند و به عنوان مثال بخشى از فرصتهاى تحصيلى و شغلى را از آنان دريغ مى کند.
قطعنامه مى افزايد که بهائيان، صوفيان و سنی ها در ايران به شدت بخاطر اعتقادات خود سرکوب مى شوند و آزار مى بينند.
صدور اين قطعنامه، به سرعت با استقبال محافل مخالفان ايرانى و به خصوص فعالان مليت ها و مذاهب روبرو شد. این استقبال در شبکه هاى اجتماعى و نيز وبگاههاى بسيارى منعکس شده است.

.این هنرمند مسیحی كه توسط ماموران امنیتی لباس شخصی در یك كلیسای خانگی در مشهد بازداشت شد از آن زمان تاكنون هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت و محل نگهداری ایشان در دست نیست و این امر نگرانی ها را در مورد وضعیت وی افزایش داده است .
به نقل از گزارشگران آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز»، "وحید زردی" (V. ZARDAY) از نوكیشان مسیحی در مورخ ۶ خرداد ۱۳۹۱ ( ۲۶ می ۲۰۱۲) توسط ماموران امنیتی لباس شخصی در شهر مشهد بازداشت شد.
"وحید زردی" بهمراه همسر و تعدادی دیگر از نومسیحیان كه در یك كلیسای خانگی به جهت عبادت و پرستش و تعلیم كتاب مقدس ( انجیل ) دور هم گرد آمده بودند با ورود ماموران امنیتی، كلیه افراد در محل بازداشت و به مكان نامعلومی انتقال یافتند و آن مكان نیز توسط ماموران لباس شخصی بدقت مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفت .
"وحید زردی" فارغ التحصیل لیسانس موسیقی دانشگاه سوره در تهران و از هنرمندان مسیحی است كه تاكنون برای آثارش در برخی از جشنواره های سراسری هنری كشور از جمله بخش تئاتر با برخی از هنرمندان بنام كشور همكاری داشته و برای ساخت موسیقی اثر جوایزی را نیز دریافت كرد. وی همچنین در برخی روزنامه های كشور نیز مطالبی در باب موسیقی و خداشناسی به نگارش می پرداخت.
بر پایه این گزارش، همسر وحید زردی پس از بازداشت به دلیل روزهای آخر بارداری و شرایط جسمی ضمن تهدید از سوی ماموران امنیتی ، با دادن تعهد و اینكه در هر زمان كه از ایشان خواسته شد به اداره و یا سازمانهای مربوطه در مشهد مراجعه كند بطور موقت آزاد شد، همچنین از وی خواسته شد تا نسبت به انتشار خبر و یا گفتگو با رسانه ها سكوت كند.
هنوز اطلاع دقیقی از جزئیات و اسامی و تداوم بازداشت احتمالی دیگر افراد در كلیسای خانگی مشهد گزارشی منتشر نشده است .
پیش از این نیز روزنامه حكومتی جمهوری اسلامی در خبری، گسترش كلیساهای خانگی در شهر مذهبی مشهد را سازمان یافته و حاكی از برنامه ريزی‌های گسترده عوامل استكبار دانست و از كشف ۲۰۰ كليسای خانگی در اين شهر خبر داده بود !
"وحید زردی" متولد ۱۳۵۸ در نیشابور و ساكن تهران می باشد ، كه از زمان بازداشت ایشان تاكنون هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت و محل نگهداری وی در دست نیست و نامبرده هیچ تماسی نیز با خانواده و دوستان خود نداشته و همین امر نگرانی ها را در مورد وضعیت وی افزایش داده است .
"وحید زردی" پیش از این نیز در سال ۱۳۸۶ به دلیل اعتقادات و باورهای مسیحی بهمراه تعدادی دیگر از همفكران خود توسط ماموران اطلاعات نیشابور بازداشت و در زیر شكنجه های روحی به مدت ۴۸ ساعت مورد بازجویی قرار گرفت كه تا مدتها اثار این شكنجه ها با وی بود .
همچنین گزارشات رسیده به «محبت نیوز» حاكی است، در پی بازداشت "وحید زردی" در كلیسای خانگی در مشهد، همزمان در شهر نیشابور دومین شهر پرجمعیت استان خراسان رضوی، ماموران امنیتی یك كلیسای خانگی را كه مورد شناسایی قرارد داده بودند با هجوم ماموران امنیتی به آن مكان كلیه افراد را بازداشت و به اداره اطلاعات نیشابور منتقل نمودند. هنوز از تعداد و اسامی كامل افراد گزارشی منتشر نشده اما منابع خبری از بازداشت و شناسایی دو تن از این افراد بنامهای "علیرضا" و "هادی" خبر می دهند كه از وضعیت این افراد نیز كماكان اطلاع دقیقی در دست نیست .
همچنین خبرهای رسیده حاكی است، كه ۱۵ روز قبل از این حادثه "علیرضا" توسط اداره اطلاعات نیشابور احضار و در خصوص مسیحیان منطقه و فعالیت آنان به شدت مورد بازجویی قرار گرفته بود.
شهر نیشابور از شهرهای مهم استان خراسان شناخته می‌شود. چندی پیش نیز روزنامه محلی خراسان جنوبی، به نقل از آیت... سبحانی از مراجع تقلید استان خراسان، وی ضمن هشدار نسبت به فعاليت مسيحيت در کشور، از افزايش فعاليت آنان خبر داد . اين مرجع تقليد شیعه بدون ذكر منبع، « از مسیحی شدن ۶۰۰ نفر در نیشابور توسط مبشرین مسیحی خبر داد؛ » وی نامی از نهاد و یا سازمانی كه این ارقام را ارائه داده ذكر نكرده است !
پیش از این نیز برخی آیت الله ها از جمله مصباح یزدی و وحیدخراسانی از مراجع طراز اول شیعیان ایران توهین های تندی را به آئین مسیحیت و مسیحیان ایران نسبت داد. این افراد در مورد افزایش گرایش جوانان به مسیحیت بارها به مسئولان حكومتی و مقامات قضایی هشدار داده بودند و همین اظهارات سبب افزایش فشار و تهدید و دستگیری و شکنجه شماری از مسیحیان و نوکیشان مسیحی توسط نیروهای امنتیی و قوه قضائیه بخصوص در شهرهای مذهبی كشور شد.

.اقدام و سركوب علیه مسیحیان در جمهوری اسلامی، بخصوص در دوران اخیر، نشانه ای از ضعف رهبری رژیم است. هر جا که هراس از دست رفتن مشروعیت در میان باشد، رژیم از خشونت و سرکوب و زرو استفاده می کند.
آژانس خبری مسحیان ایران
« محبت نیوز» - اعمال فشار بر جامعه مسیحیان ایران با دستور علنی مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر بستن کلیسای فارسی زبان جنت آباد در تهران و بازداشت های خودسرانه بویژه نوكیشان مسیحی كه از دیگر ادیان به مسیحیت می گروند بار دیگر تشدید شده است. همچنین گروه های مسیحی مدافع حقوق بشر ضمن محكوم كردن این حركت حكومت مذهبی ایران را از این بابت به باد انتقاد گرفتند.
"جردن سکولو"، رئیس مرکز حقوق و عدالت آمریکا گفت: "اقدام اخیر ایران توهینی به آزادی انجام فرایض آئین مسیحیت است، که البته از سوی جمهوری اسلامی تعجب ی ندارد. ایران بارها نشان داده است که هیچ احترامی برای حقوق بشر و آزادی دینی قائل نیست. در واقع ایران یکی از بزرگترین خاطیان در این زمینه است."
"اشخاصی که در ایران به دین مسیحیت می گروند، به دلیل عقاید خود با خطرات بسیار زیاد، از جمله مجازات مرگ روبرو هستند."
"ریچارد لندز"، استاد تاریخ و از موسسان مرکز مطالعات هزاره در دانشگاه بوستون در ایمیلی گفته است "از یک سو، بستن کلیسا نشان دهنده احساس عدم اطمینان مسلمانانی است که این کار را انجام می دهند، و نشان می دهد که مسلمانان ( مقامات حكومتی) در قدرت تا چه حد از ایده های تازه می ترسند. این اقدام مسلمن منحصر به یک کلیسای خاص نیست و شامل هر نوع نارضایتی می شود، چه مسلمان و چه کافر. این نمونه کامل یک رفتار سیاسی ماقبل دوران مدرن است."
لندز که سخنرانی های متعددی در زمینه اعدام مسیحیان در خاورمیانه ارائه داده است می گوید "این امر موضوع رفتار متقابل را مطرح می کند. در حالیکه تمام مردان و زنان مسلمان در غرب خواهان رفتاری مبتنی بر حقوق بشر هستند، هیچ کدام از آنها در باره لزوم رفتاری مشابه با مسیحیان در دنیای اسلام سخنی نمی گویند."
نسرین امیرصدقی، یکی از روشنفکران برجسته آلمانی-ایرانی که مطالب متعددی در زمینه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی نوشته است گفت "تشدید سرکوب دولتی و اقدام منظم علیه مسیحیان در جمهوری اسلامی، بخصوص در دوران اخیر، نشانه ای از ضعف رهبری رژیم است. هر جا که هراس از دست رفتن مشروعیت در میان باشد، رژیم از خشونت و سرکوب و زرو استفاده می کند."
وی یادآوری می کند که مجلس ایران با رای 196 به 7 در سال 2008 مجازات مرگ برای افراد مرتد را، که از اسلام به مسیحیت گرویده اند، تصویب کرد.
وی در پاسخ به این سئوال که غرب برای جلوگیری از نقض حقوق بشر در ایران چه کار می تواند انجام دهد گفت "غرب در چند زمینه می تواند فعالیت کند."
وی گفت: "ما باید گزارشات مربوط به افراد بازداشت شده و زندانی شده و اعدام شده را منتشر کنیم. ما به عنوان افرادی آزاد باید از هرذره اطلاعاتی برای نشان دادن وضعیت سرکوب شدگان استفاده کنیم."
وی گفت: "این مهم است که اخبار این جنایات منتشر شود و در کانون توجه رسانه ها قرار گیرد تا ایران بداند که دنیا در حال نظاره است."

پس آنکه وحیدخراpasookh-ganjiسانی از مراجع صاحب نامه شیعه در قم توهین های تندی را نسبت به آئین مسیح و مسیحیان ایران نسبت داد و اتهامات تندی را به پاپ نسبت داد اکبرگنجی بار دیگر درقامت یک مدافع حقوق شهروندی و یک تحلیلگر عقیدتی و مذهبی وارد کارزار مناظره مکتوب شد.
"محبت نیوز" آژانس خبری مسیحیان ایران
كوتاه در باب اكبر گنجی !
اکبر گنجی که امروز یکی از مخالفین سرسخت حکومت جمهوری اسلامی و حتی فرای آن یکی از بزرگترین منتقدان دین اسلام است در ابتدای انقلاب و آن زمان که تشکیل کمیته های انقلابی و شبه نظامی برو و بیای خاص خود را داشت با پیوستن به هسته های اصلی سپاه پاسداران در صف نخست نیروهای این سازمان عقیدتی-نظامی قرار گرفت. اما از آنجا که تجربه نشان داده است که بیشتر انقلاب های ایدئولوژیکی با گذشت چند دهه از حیات خود شروع به بلعیدن و حذف نیروهای درونی می کند اکبر گنجی نیز که در آن زمان پست های کلیدی وزارت اطلاعات را نیز در دست داشت به ظن حاکمان نظام در صف خوارج قرار گرفت و جایگاه خود در داخل نیروهای نظام را از دست داد. زندانی شدن گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر دوران زندگی او بود. چرخش عقیدتی گنجی و همچنین پیگیری پرونده قتلهای زنجیره‌ای که در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی رخ داد و انتشار کتابی تحت عنوان «عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» و همینطور گزارشی تحت عنوان « تاریکخانه اشباح» ارکان ولی فقیه و مافیای قدرت در ایران را به چالش کشید.
گنجی پس از طی دوران زندان به بهانه معالجه ایران را ترک و زندگی جدید خود را در آستانه دروازه های آزادی دنیا پی گرفت. تغییرات عمیق فکری و اندیشه های جدید او حتی تا جایی پیشرفت که در استدلال های خود وجود فردی به نام «مهدی صاحب زمان» را به چالش کشید و بسیاری انتقادات بنیادین را به ساختار دین اسلام و حکومت اسلامی بیان ساخت.
در ادامه همین روند پس آنکه وحیدخراسانی از مراجع صاحب نامه شیعه در قم توهین های تندی را نسبت به آئین مسیح و مسیحیان ایران نسبت داد و اتهامات تندی را به پاپ نسبت داد اکبرگنجی بار دیگر درقامت یک مدافع حقوق شهروندی و یک تحلیلگر عقیدیت و مذهبی وارد کارزار مناظره مکتوب شد و پیرامون اظهرات این روحانی شیعه با مقاله ایی در سایت روز به انتقاد به این سخنان پرداخت که گرچه مفصل و طولانی اما نکات برجسته و قابل ذکری داشت که شاید برای نخستین بار بود که چنین روشن و واضح مطرح می شد.
« اهانت به مسیحیان »
اما اکبر گنجی در تازه ترین اظهارات خود در مقاله ای تحت عنوان «اهانت به مسیحیان» به نقد گفته های اخیر وحید خراسانی پیرامون مسیحیت و پاپ پرداخته و ضمن انتقاد از شرایط ایران و برخورد و رفتارهای غیرانسانی حاکمیت با شهروندان مسیحی و یا نوکیش به اشاره کرده است.
وحید خراسانی : "این مسیحیت با این ریشه در این كشور جوانان شیعه را گمراه می كند واینها روی ریاست خود دعوا دارند، یكی نیست به این دستگاه... بگوید این همه تبلیغات مسیحیت ضال و مضل حتی در قم به چه معناست؟ اینها را دارند به خورد این امت می دهند و درقبال اسلام، این دستگاه با این بساط اگر یك جایی یك كلمه بوئی برای تزلزل مقام من باشد همه آنجا حاضر می شوند، اما دین و ایمان از مغز این جوانها برده می شود همه در خفقان و خوابیده اند. دنبال مقام و مالند، دم از اسلام می زنند، بساط تبلیغ مسیحیت باید از این مملكت برچیده شود والا آبرو برای... نخواهم گذاشت"
گنجی در مقدمه این مقاله آورده است: «این اولین بار نیست که فقیهان یا مراجع تقلید به مسیحیان اهانت کرده یا می کنند. "ضلالت" قلمداد کردن یک دین، اگر اهانت به آن دین و پیروانش نیست، پس اهانت چیست؟ مگر جز این است که اگر فردی چنین نسبت ناروایی را به اسلام نسبت دهد، از نظر فقیهان حداقل مصداق "سب النبی" بوده، حکمش اعدام است؟ پس چگونه است که یک مرجع تقلید چنین نسبت ناروایی به دین میلیون ها انسان شریف می دهد؟ انسان های مومنی که متأثر از همین دین، تاریخی بزرگ پدید آورده اند. کافی است به آنچه "هنر دینی/مسیحی" به شمار می رود، نگریسته شود. نظریه ی ماکس وبر درباره ی نسبت اخلاق مسیحی و مدرنیزاسیون جهان غرب را فعلن نادیده می گیریم. مگر همین دین انسان هایی چون مادر ترزا پرورش نداده که تمام عمر خود را صرف خدمت به فقرای هندی کرد؟ امری که در تاریخ فقاهت شیعیان یک مصداق ندارد. سیمون وی یک نمونه ی برجسته ی دیگر همین دیانت است.»
او در بخش بعدی این مقاله می نویسد: «من نمی دانم که آیت الله وحید خراسانی تا چه حد با دین مسیح آشنایی دارد. اما به چشم خود دیدم که یکی از مراجع تقلید فعلی، در جلسه ای با برادران اهل تسنن، موارد زیادی به یکی از فقیهان آنان نسبت داد. یکی از سنیان کتاب آن فقیه را شاهد آورد که چنان مستنداتی در آن وجود ندارد. معلوم شد که مرجع تقلید ما آن مدعیات را در کتب فقیهان شیعه خوانده است. فقیهانی که خود کتاب آن فقیه سنی را نخوانده بودند. به طور قطع اکثر مراجع تقلید ما متون کلامی/فلسفی/عرفانی/فقهی یهودیان/مسیحیان را نخوانده اند. مگر کتب ضاله ی یهودیان و مسیحیان "ارزش" خواندن دارد که آدمی وقت صرف آن کند؟ احتمالن آنان کتاب مقدس را خوانده باشند. آنان مدعیات نامدلل و کاذبی درباره ی کتاب مقدس دارند که به سوی این نوع احکام اهانت آمیز سوقشان می دهد. با معیارهای مقبول فقیهان، اگر کسی دین اسلام را دین "ضال و مضل" بخواند، به اسلام/قرآن/پیامبر اهانت کرده است. با همان معیار، اگر فقیه/مرجع مسلمانی یهودیت و مسیحیت را دین "ضال و مضل" بخواند؛ به آن ادیان اهانت کرده است. بدین ترتیب، ما مخالفت خود را با دو معیاری بودن آشکار می سازیم. اگر نسبت دادن عنوانی به اسلام اهانت باشد، نسبت دادن همان عنوان به یهودیت و مسیحیت هم اهانت باید به شمار رود. دشنام گویی در شأن آنان که مدعی مرجعیت" مردم اند، نیست. "مرجع دشنام گو"، "مقلد دشنام گو" پرورش می دهد.»
به اعتقاد گنجی فقیهان/مراجع تقلید راه فراری(موجه سازی) برای دشنام گویی خود برساخته اند. مدعای آنان این است: یهودیت و مسیحیت موجود، یهودیت و مسیحیت اصلی نیست، بلکه ؛ اینها "دین تحریف شده" اند. یهودیت و مسیحیت اصلی، "ضال و مضل" نیست، یهودیت و مسیحیت تاریخی/موجود که تحریف شده است، "ضال و مضل" است. این مدعای ناموجه/کاذب با چه شواهد و قرائنی موجه و تأیید می شود؟ شاید باورتان نشود، اما مفسران و فقیهان مسلمان در طول تاریخ برای این مدعای ستبر خود حتی یک دلیل اقامه نکرده اند. آری نه راقم این سطور و نه هیچ فرد دیگری همه ی کتاب های مسلمین نخوانده است، اما در کتاب هایی که این مدعا را تکرار می کنند، دلیلی ارائه نشده/نمی شود. پس مبنای این سخن چیست؟
مدعا این است: قرآن حقیقت مطلق(و نزد مراجعی چون آیت الله جوادی آملی مطلق حقیقت، چون همه ی حقایق را می توان از دل قرآن در آورد) است. مدعیات هر کتاب/دین دیگری، به میزانی که با مدعیات قرآن(به عنوان مثال:مدعیات تاریخی) سازگار باشد، صادق است. هر مدعایی در ادیان دیگر که با مدعیات قرآن ناسازگار باشد، کاذب/باطل است. با توجه به اینکه قرآن حضرت موسی و عیسی را پیامبران الهی به شمار آورده، وحی آن پیامبران هم صادق/حقیقت است. اما این وحی به دست انسان ها افتاده و آن را در طول تاریخ "تحریف" کرده اند. دلیل تحریف، ناسازگاری با قرآن است.
فرض کنید آیت الله وحید خراسانی و یک یهودی/مسیحی به دادگاهی بی طرف رفته اند تا در این خصوص داوری صورت گیرد. آیت الله وحید خراسانی مدعیات تاریخی آنان- به عنوان مثال آنچه درباره ی حضرت داود گفته اند- را کاذب و نسبت های ناروا به شمار می آورد. در برابر، متهمان یهودی/مسیحی می پرسند: دلیل شما براین مدعا چیست؟ آیت الله وحید خراسانی پاسخ می دهد:قرآن. یهودی/مسیحی متهم می پرسد: از کجا معلوم که آنچه در کتاب شما در این باره آمده است، صادق باشد. شما مدعیات تاریخی متن مقدس خود را با کدام شواهد و قرائن برون متنی(مستقل از دین) اثبات می کنید؟ ما هم همین پرسش را از شما داریم:کدام کتب تاریخی مدعیات قرآن درباره ی حضرت داود را تأیید می کنند؟ آیت الله وحید خراسانی- و دیگر فقیهان- پاسخ خواهند داد:ما هیچ شاهد و قرینه ی مستقلی نداریم، از نظر ما قرآن حقیقت محض است و هرچه با آن تعارض داشته باشد، کاذب/باطل است. قاضی دادگاه به طور طبیعی مدعای آیت الله وحید خراسانی را رد خواهد کرد. فقیهی که مدعی است دین دو هزار ساله ی مسیحیان را بهتر از خود آنان می شناسد، بدون آن که آگاهی چندانی از آن دین داشته باشد. "مسلمان مادر زاد"/مسلمان علتی است و اگر در ژاپن به دینا آمده بود، اینک شینتویی یا بودایی بود. این گونه نبوده که مراجع تقلید تمامی ادیان را مطالعه کرده و با دلیل به حقانیت اسلام پی برده و مسلمان شده باشند. بدون مطالعه ادیان دیگر، فقط و فقط به دلیل به دینا آمدن در یک خانواده ی شیعه در ایران، شیعه شده و از "حقانیت محض" آن و "باطل" بودن ادیانی که نمی شناسند، دقاع می کنند.
حال به مدعای برخی یهودیان/مسیحیان بنگرید. به گمان آنان، قرآن از روی کتب یهودی/مسیحی کپی شده است. مدعیان- برعکس مسلمان ها- سال هاست که با پژوهش های تاریخی فراوان در صدد اثبات مدعای خویشند. من به عنوان یک مسلمان نمی توانم مدعای آنان را بپذیرم، اما فقیهان/مراجع تقلید ما اساسن آن مدعیات را نخوانده اند، چه رسد به پاسخگویی مستدل بدانها.
بدین ترتیب ما با دو مدعای متعارض از سوی گروهی از مومنان ادیان مختلف روبرو هستیم. برخی یهودیان/مسیحیان مدعی اند که قرآن از روی متون مقدس آنان رونویسی شده است. گروهی از عالمان مسلمان نیز مدعی هستند که کتب مقدس یهودی/مسیحی موجود تحریف شده است. حق با کدام طرف است؟ شاید با هیچ کدام. داستان های تاریخی متون مقدس ادیان را ناواقع گرایانه/اسطوره ای به شمار آورید(آن چنان که برخی مفسران آورده اند)، حداقل این مسأله حل می شود.
همه به یاد دارند که سخن ناموجه/کاذب پاپ درباره ی اسلام چه شورشی در جهان اسلام به پا کرد و مراجع تقلید قم را هم به واکنش واداشت. اگر خواهان "احترام" از سوی دیگران هستیم، باید به "دیگری" و "متفاوت" ها احترام بگذاریم. اینک مسلمان های زیادی در اروپا و آمریکا(حدود 7 میلیون تن) و کانادا زندگی می کنند. شاید کانادا بیش از همه جا مبلغ "چند فرهنگی" و زیست صلح آمیز همه ی ادیان باشد. اینک کمیته ی امنیت ملی کنگره ی آمریکا به طور دو معیاری/تبعیض آمیز در حال بررسی افراط گرایی در میان مسلمان های آمریکایی است. چگونه است که شیعیان و سنیان در کانادا و آمریکا و اروپا دین خود را تبلیغ می کنند، اما مسیحیان و یهودیان مجاز نیستند دین خود را در جوامع اسلامی تبلیغ کنند؟ البته، افکار/گفتار فقیهان درباره ی "جهاد ابتدایی" که آن را "دفاع" قلمداد کرده و مدعی هستند اگر در جامعه ای اجازه ندهند کلمه ی توحید/اسلام تبلیغ شود، مسلمان ها مجازند به آن کشور حمله ی نظامی کرده و آن را به تسخیر در آورند و حتی به زور دیگران را مسلمان کنند، بر همگان روشن است. تازه اینها نظر بهترین فقیهان چون علامه ی طباطبایی(در المیزان)، مرتضی مطهری(در کتاب جهاد) و جوادی آملی(در تفسیر تسنیم) است.
مدعای نوشتار کنونی را می توان با استفاده ی از قاعده ی زرین (Golden Rule Theorem) هم مدلل کرد. یعنی، با دیگران(به عنوان مثال به اقلیت مسیحیان) فقط طوری رفتار کنید که رضایت می دهید در همان شرایط با شما(به عنوان مثال با اقلیت مسلمان)رفتار شود[4]. آیا آیت الله وحید راضی اند که اگر در موقعیت اقلیت قرار داشتند و مسیحیان در اکثریت بودند، همین رفتار را با وی( و شیعیان)می کردند. عربستان سعودی همین الگوی مقبول آیت الله وحید را با شیعیان انجام می دهد.
اما موضوع اساسی تری هم وجود دارد. آیت الله وحید خراسانی ناقض حقوق بشر است. او و دیگر فقیهان نتوانسته اند/نمی توانند در فضای آزاد(یعنی بازار آزاد رقابتی) دین خود را در کنار دین یهود/مسیح مطرح سازند. با همه ی سرکوب هایی که این رژیم فقیه سالار علیه یهودیان و مسیحیان کرده/می کند؛ و اساسن راهی برای تبلیغ یهودیت و مسیحیت باز نگذاشته(یک نمونه ی آن قتل فجیع دو کشیش مسیحی- دیباج و میکائیلیان در مرداد 1373- در پروژه ی قتل های زنجیره ای توسط سربازان گمنام امام زمان- یعنی وزرات اطلاعات- است. سه فقیه به ترتیب بر سربازان گمنام امام زمان فرماندهی می کردند: علی فلاحیان، هاشمی رفسنجانی و علی خامنه ای)، هنوز حضرت آیت الله اعتراف می نماید که حتی در شهر قم جوان هایی مجذوب مسیحیت شده اند. آیا وظیفه ی "مراجع تقلید" فقط روضه خوانی و فربه کردن هر چه بیشتر فقه است؟ کدام یک از مراجع تقلید کتابی علمی در مقایسه ی اسلام با یهودیت و مسیحیت نوشته است؟ با این همه، دشنام گویی کفایت نمی کند، حضرت آیت الله به "سلطان" جبار فرمان می دهد که:"بساط تبلیغ مسیحیت باید از این مملكت برچیده شود والا آبرو برای... نخواهم گذاشت".
این حکم ناقض حقوق بشر، از ضعف ایمان به دین خود حکایت می کند. اگر به حقانیت دین خود باور داریم، نباید از تبلیغ یهودیت و مسیحیت و بهائیت و بودیسم و... بهراسیم. هراس، نشانه ی تردید است. بگذارید پیروان ادیان مختلف آزادنه دین خود را تبلیغ/ترویج کنند، دین حق در این بازار خریداران بیشتری پیدا خواهد کرد. ممانعت و سرکوب، شأن جباران است. فقیهان به طرق مختلف برای خود "حق ویژه" برساخته اند. به عنوان نمونه، حکومت و زعامت "حق ویژه" ی فقیهان است. قضاوت حق فقیهان مرد است. نباید این "حق ویژه" را به آنان داد که به دیگر مومنان دشنام دهند، و کسی مجاز به انتقاد از آنان نباشد. نباید این "حق ویژه" را بدانان داد که فرمان سرکوب صادر کنند، و کسی مجاز نباشد بگوید:حضرت آیت الله، شما یکی از ناقضان حقوق بشر هستید. حضرت آیت الله با اینکه در حکومت نیست، و نشانی از مبارزه ی با حاکم ستمگر از خود بروز نداده، اما در قامت ستمگر ظاهر می شود. به جای آنکه به "سلطان جائر" که خود استاد سرکوب اقلیت های دینی است، بگوید:مسیحیان و یهودیان و بهائیان و سنیان هم چون من و تو "انسان" اند، چرا بر آنها ستم روا می داری؟ به سلطان فرمان می دهد که ستمگری بر آنان را افزایش دهد. وگرنه، آبرو برای دولت باقی نخواهد گذارد.
"مرجع" تقلید ما فاقد حس ستم شناسی است. هزاران هزار جنایت و شکنجه و ظلم در سه دهه ی گذشته به وسیله ی این "نظام سلطانی فقیه سالار" رفته و می رود و این آیت الله آنها را ندیده یا نادیده گرفته است. این را می گویند، فقدان حس ستم شناسی و همدلی با مظلوم. اما حضرت آیت الله مطابق مذاق فقهی شان، سرکوب را خوب می شناسند و در مقام آمر سرکوب هویدا می شوند. وقتی او حکم برچیدن بساط تبلیغ مسیحیت را صادر می کند، سربازان گمنام امام زمان-ـ امامی/طائب ها ـ- دست به کار شده و بساط آنان را به شیوه ای که بساط دیباج و میکائیان را برچیدند، بر می چینند. عدالت(حقوق بشر) داور مستقل آدمیان است، نه مشرب فقهی آیت الله. بر مبنای این میزان عدالت، مرجع تقلید حوزه ی علمیه ی قم، ناقض حقوق بشر و عدالت است.

khorasani-christian
آیت الله وحید خراسانی
(آیت‌الله) وحید خراسانی با انتقاد از ترویج مسیحیت در کشور گفت: مردم دارند مسیحی می شوند اینها دنبال ریاست خودشان‌ هستند.
وحید خراسانی، از مراجع تقلید شیعیان با انتقاد از ترویج مسیحیت در کشور گفته است: « این مسیحیت با این ریشه در این كشور جوانان شیعه را گمراه می‌كند و اینها روی ریاست خود دعوا دارند.»
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران "محبت نیوز" به نقل از وب‌سایت «آینده»، آیت‌الله وحید خراسانی چهارشنبه در درس خارج اصول خود گفت: «یكی نیست به این دستگاه بگوید این همه تبلیغات مسیحیت ضال و مضل حتی در قم به چه معناست؟
اینها را دارند به خورد این امت می دهند و درقبال اسلام، این دستگاه با این بساط اگر یكجایی یك كلمه بوئی برای تزلزل مقام من باشد همه آنجا حاضر می شوند، اما دین و ایمان از مغز این جوان ها برده می شود همه در خفقان و خوابیده اند.»
او افزود: «دنبال مقام و مالند دم از اسلام می زنند، بساط تبلیغ مسیحیت باید از این مملكت برچیده شود والا آبرو برای ... نخواهم گذاشت.»
آیت‌الله وحید خراسانی از مراجع با نفوذ شیعیان است که پیش‌ از این نیز انتقادهایی متوجه حاکمیت کرده بود. وی چندی پیش با انتقاد تلویحی از ادامه بازداشت زندانیان سیاسی، نسبت به كسانی که حبس و زندانی كردن را «برخوردی عادی و پیش پا افتاده» تلقی می كنند اعتراض کرد و گفت که اساس دین بر آزادی بشر است. این سخنان او با استقبال خانواده زندانیان سیاسی روبرو شد.
پیش از این نیز سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در اولین روز از سفر ۹ روزه اش در سالجاری به قم ضمن محكوم كردن رشد كلیساهای خانگی هدف «دشمنان اسلام»، را تضعیف دین در جامعه ایران دانست و گفت دشمنان برای این کار «به اشاعه بی بند و باری و اباحی گری، ترویج عرفان های کاذب، ترویج بهائیت و گسترش کلیساهای خانگی می پردازند».
پس از اظهارات رهبر جمهوری اسلامی كه در واقع چراغ سبز و یا به نوعی فرمان سركوب مسیحیان ایران بخصوص نوكیشان مسیحی كه غالبن افرادی هستند كه از زمینه اسلام به مسیحیت گرویده اند را داد، مرتضی تمدن فرماندار تهران نیز در سخنانی مسیحیان را به عنوان مبلغان "تندرویی" توصیف كرده است که «خود را مانند افراد فاسد و منحرف وارد بدنه اسلام می کنند.»
مسیحیان ایران در طی ماههای گذشته از آغاز كریسمس تاكنون بزرگترین و سازمان یافته ترین برخوردها را از سوی ماموران امنیتی كشور شاهد بودند كه منجر به احضار و بازداشت و دستگیری بیش از ۲۰۰ نفر از هموطنان مسیحی كشورمان شد كه تاكنون حدود ۲۰ نفر از آنان همچنان در زندان های تهران و برخی شهرستانها بلاتكلیف در بازداشت بسر می برند.

Saturday, 16 June 2012


.دو تن از نوكیشان مسیحی در تهران كه در یك روز و بطور جداگانه در منزلشان توسط ماموران لباس شخصی بازداشت شده بودند پس از گذراندن یك هفته در سلول انفرادی و پایان دوره بازداشت با قرار وثیقه سنگین ۸۰۰ میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزاد شدند.
به نقل از گزارشگران آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز»، دو تن از نوكیشان مسیحی بنامهای « لادن.ن و هومن.ح » روز یكشنبه مورخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ ( ۱۰ جون ۲۰۱۲ ) با سپردن وثیقه بطور موقت از زندان آزاد شدند.
طبق گزارش دریافتی، « لادن و هومن » كه پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده بودند پس از گذراندن ۵۸ روز بازداشت در زندان اوین، و با حضور در بازپرسی دادسرای غیر قانونی شهید مقدس و صدور قرار وثیقه (وثیقه ملکی) برای هر كدام از آنان به ارزش مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان و جمعن ( ۸۰۰ میلیون تومان ) بطور موقت از زندان آزاد شدند .
وكلا و فعالان حقوق بشر دادسرای شهید مقدس را به این دلیل غیر قانونی می نامند كه این دادسرا در داخل زندان اوین مستقر بوده و به دلیل امنیتی بودن آن مكان وكلا نمی توانند در داخل دادسرا حضور پیدا كنند و عمومن متهمین بدون دسترسی به وكیل مورد بازپرسی قرار می گیرند .
.لادن ۲۶ ساله و هومن ۲۷ ساله پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی بیش از یك هفته را در سلول انفرادی بازداشتگاه زندان اوین گذراندند. و پس از آن نیز بارها توسط ماموران امنیتی و بازجویان زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفتند.
همچنین گفته می شود، « اتهام این دو هموطن مسیحی، "ارتداد"- تغییر دین –، اقدام علیه امنیت ملی ، توهین به مقدسات در فضای مجازی و حضور در كلیساهای خانگی و شركت در جشنی برای تعمید یكی از ایماندارن مسیحی ، عنوان شده است.»
لازم به یاد آوری است « لادن و هومن » صبح روز شنبه 26 فروردین ماه سال ۱۳۹۱ برابر با (۱۴ اپریل ۲۰۱۲) توسط تعدادی از مامورین امنیتی لباس شخصی در منزلشان بطور جداگانه بازداشت شدند . ماموران همچنین در پاسخ به مادر یكی از بازداشت شدگان كه گفته بود وی را به كجا می برید ؟! ماموران با طعنه گفته اند از « "مسیح" بخواهید تا وی را نجات دهد.»
ماموران لباس شخصی ضمن هجوم به محل سكونت این افراد، آنجا را نیز بدقت مورد تفتیش و بازرسی قرار دادند و برخی از وسایل شخصی از جمله؛ لپ تاپ، دوربین عكاسی و کتاب های شخصی ایشان و نیز عکس‌هایی از مراسم غسل تعمید دوستانشان در خارج از كشور را ضبط و با خود بردند.
پس از آن نیز از سوی دادسرای مستقر در زندان اوین احضاریه ایی نیز برای والدین این افراد ارسال شده تا ضمن مراجعه به این دادسرا نسبت به فعالیت های فرزندانشان سوالاتی را پاسخ دهند.
همچنین منابع آگاه به محبت نیوز گفته اند، پس از بازداشت لادن و هومن ماموران امنیتی در تلاش برای بازداشت فرد دیگری به نام « مجید. ا » بوده اند که گویا ایشان توانسته پیش از بازداشت از دست ماموران بگریزد، این منبع آگاه از خروج ناخواسته ایشان از كشور خبر می دهند .
Halelluyaaaa... <3<3<3

Wednesday, 13 June 2012

سیاستهای دولتی در جهت تخریب و تغییر بافت جلفای اصفهان برای محو رد پای مسیحیت در ایران

فرستادن به ایمیلچاپ
در جلفا طي پانزده سال گذشته هر روز بر ميزان تخريب‌ها افزوده مي‌شود. هرچند جلفا هنوز ردپاي ميراث مسيحيت را در خود دارد و تلاش میکند آن را حفظ کند اما بخش مهمي از اين ردپا از مدت‌ها پیش پاک شده است .
به گزارش شبکه خبری مسیحیان فارسی زبان در دی ماه سال گذشته ( 3 ماه پیش ) گزارش جامعی از وضعیت فعلی محله مسیحی نشین جلفای اصفهان و تلاش آرام دولت اسلامی و شهرداری اصفهان برای محو ردپای مسیحیت از آن توسط پورتال خبری ارامنه ایران منتشر شد که این گزارش را عینا نقل میکنیم .
جلفا يکي از قديم‌ترين محله‌هاي اصفهان است که حضور ارامنه در آن به سال‌هاي حکومت صفوي در ايران بازمي‌گردد. با اين حال از اين محله و حال و هواي تاريخي آن چيزي باقي‌نمانده و طي 15 سال گذشته هر روز بر ميزان تخريب‌هاي آن افزوده مي‌شود. هرچند جلفا هنوز ردپاي ميراث مسيحيت را در خود دارد و تلاش مي‌شود تا حفظ شود، اما بخش مهمي از اين ردپا مدت‌هاست که پاک شده و اين روند هنوز هم ادامه دارد.
به گزارش CHN از ديرباز تا کنون اصفهان محل زندگي اديان مختلف در ايران بوده است. امروز در کنار مسلمانان، مسيحيان و يهوديان، جايگاه ويژه‌اي در زندگي روزمره ساکنان اين شهر تاريخي دارند. در اين ميان محله جلفا از اهميت جالب توجهي برخوردار بوده و هرچند بخش زيادي از ساختارهاي فرهنگي و بافت تاريخي خود را امروز از دست داده، اما هنوز هم به دليل انبوه ساکنين ارمني و از سوي ديگر حضور کليساي تاريخي وانک، از اهميت زيادي برخوردار است.
محله تاريخي جلفا با 19 هزار و 845 متر مربع يكي از قديمي ترين محله‌هاي شهر اصفهان است. گفته مي‌شود اين محله پس از مهاجرت ارامنه ساکن جلفا آذربايجان به اصفهان و سکونت آن‌ها در بخشي از زاينده‌رود پديد آمده است. اين محله تاريخي از چندين محله بزرگ و کوچک تشکيل شده که اکنون نام بخشي از آن‌ها تنها به عنوان خاطره‌اي از محله‌هاي تاريخي ياد مي‌شود.
از نخستين روزهاي تكوين اين شهرك ارمني‌نشين، پنج محله به نام‌هاي ميدان بزرگ، ميدان كوچك، هاكوپ‌جان يا يعقوب‌جان و يا محله‌ي حصيرباف‌ها، چهارسوق قاراكل تشكيل دهنده‌ اين شهرك نوبنياد عصر شاه عباس بوده است. اما امروز محله‌هايي چون سنگتراش‌ها، تبريزي‌ها، ايرواني‌ها، چهارسو و کاسگ باقي‌مانده‌اند.
روزگاري شاردن، بازرگان و سياح فرانسوي، جلفا را بزرگ ترين محله اصفهان برشمرده و هر يک از طول و عرض آن را يک فرسنگ نوشته است. بر اساس نوشته هاي اين جهانگرد اروپايي، جلفا از دو قسمت يکي جلفاي قديم و ديگري جلفاي نو تشکيل مي شده که جلفاي نو به دليل کوچه هاي بزرگ تر و مشجر از نظر زيبايي به محله قديم آن برتري داشته است. شاردن ازکوچه بزرگ، کاروانسرا ، يک ميدان ، يازده کليسا و تعدادي حمام در جلفا ياد مي کند که بايد يادآور شد اين توصيف مربوط به چند قرن پيش است و چهره امروزي جلفا به کلي با اين توصيف تفاوت دارد.
مرمت‌های دردسر ساز
طي آخرين تغير و تحولات صورت گرفته در منظر شهري جلفا، بخشي از آن به صورت بافت سنتي مرمت شده است. البته اين مرمت‌ها مشکلاتي را براي اهالي به وجود‌ آورده که از آن جمله مي‌توان به کف‌فرش‌هاي سنگي که با قلوه سنگ‌ها ساخته شده‌‌است اشاره کرد.
يکي از اهالي جلفا مي‌گويد: «اين سنگ‌ها در فصل سرما دردسرساز هستند. با آمدن باران لاي آن‌ها پر از آب مي‌شود و با سرد شدن هوا در شب، هر صبح شاهد يخ‌زدگي اين سنگ‌ها هستيم. فقط کافي است که پا روي آن‌ها بلغزد و آنوقت است که فاجعه درس مي‌کند . »
به گفته وي پيش از اين و در دوره‌هاي گذشته، اين کف‌فرش‌ها، به سبک سنتي آجرفرش شده‌ بودند که خطر کمتري را هم داشتند.
يکي از ضربه‌هاي مهلک به بافت تاريخي جلفا سال‌هاي پيش، پس از کشيده شدن "خيابان توحيد" زده شد. اين خيابان با تخريب بافت تاريخي و دو پاره کردن آن درست از جايي رد شد که قبل از اين خانه‌هاي تاريخي جلفا بود.
يکي از کسبه جلفا مي‌گويد: «خاطرات زيادي از جلفا هنوز به ياد‌ها باقي‌مانده اما شواهد عيني آن از بين رفته و ديگر ميراث چنداني از گذشتگان مسيحي جلفا باقي‌نمانده است.»
به گفته وي محله‌هاي جلفا طاق‌هاي خشتي و گلي داشت که ارتفاع کمي داشتند. امروز بخشي از اين طاق‌ها احياء شده اما با آجر و ارتفاع آن‌ها هم بيش از اندازه زياد شده است. اين ارتفاع زياد را براي ورود ماشين‌هاي سنگين در نظر گرفته‌اند.
وي مي‌گويد اين خوب است که محله جلفا را ساماندهي مي‌کنند اما اي کاش به خاطر آن‌همه خاطره خوش، درست به سبک قديم بازسازي مي‌کردند تا خاطره‌ها تجلي ديگري داشته باشد.
در حال حاضر برخي محله‌ها چون سنگ‌تراش‌ها و خاقاني مورد مرمت قرار گرفته و کوچه‌ها و پياده‌روها به سبک قديمي بازسازي شدند تا جلوه‌اي از محله تاريخي داشته باشد.
خبری از سنت‌های کريسمس و شب سال نو نيست
امروز در محله جلفا از آن‌همه کليسا هنوز چند‌تايي باقي‌مانده است. کليساي وانک، بيدخم و مريم از مهمترين کليساهاي جلفا است. ولي ديگر آن حال و هواي شب‌هاي کريسمس و ژانويه در محله جلفا ديده نمي‌شود.
يکي از کسبه قديمي جلفا در اين‌باره مي‌گويد: «در زمان‌هاي خيلي گذشته، مردم هنگام کريسمس به کليساها مي‌رفتند و محله جلفا غرق و شادي و سرور بود. امروز چندان اهالي جلفا به اين مراسم‌ها اهميت نمي‌دهند و مثلا امسال هنگام سال نو عده کمي به کليساها رفتند. »
کليساي وانک به عنوان يکي از آثار مهم تاريخي اکنون يکي از مراکز گردشگري جلفا هم محسوب مي‌شود. اين کليسا امروز نقش تعيين‌کننده‌اي در جمع‌آوري گردشگر‌هايي که به اصفهان مي‌آيند دارد. ورود گردشگري به جلفا مي‌تواند همچنان آينده اين محله را خوشبينانه رقم بزند.جلفا در گذشته داراي 24 و به روايتي 36 کليسا بوده که تعدادي از آنها به مرور زمان ويران شده‌است.
خانه مارتا پيترز، يادگاری از گذشته
در جلفا منازل قديمي عهد صفوي نيز وجود دارد.يکي از معروف ترين اين خانه ها خانه قديمي مارتاپيترز معروف به "خانه جانی " از بناهاي تاريخي و با ارزش دوره صفويه است که با توجه به مدارک موجود و بررسي هاي انجام شده در آن روزگار وسعت زمين و ساختمان هاي آن بيش از مساحت فعلي بوده است.
اين خانه که در تقاطع خيابان حکيم نظامي و کوچه کليساي وانک قرار دارد متشکل از بخش هاي مختلفي است که شامل چند ساختمان جدا از يکديگر در جبهه هاي مختلف است. ساختمان اصلي خانه را بخش تابستاني جنوبي آن تشکيل مي دهد.
ساختمان زمستاني شمالي آن که بخش بسياري از آن در تعريض کوچه کليسا منهدم شده از بقاياي اصلي خانه به شمار مي رفته است. خانه مارتاپيترز که در زمان صفويه به محل سکونت و زندگي "جاني کشيش" يکي از روحانيان کليساهاي اصفهان بوده ، در حال حاضردر اختيار دانشگاه فارابي است و به دليل استقرار بر سر راه کليساي وانک و قرار گرفتن در مرکز شهر مورد بازديد گردشگران خارجي قرار مي گيرد.
محله جلفا هرچند امروز مورد توجه قرار گرفته است، اما هنوز راه نپموده زيادي تا رسيدن به تاريخ گذشته خود دارد. جلفا هنوز هم به عنوان يک اسم مهم در محله‌هاي تاريخي اصفهان خودنمايي مي‌کند و آثار تاريخي آن، از کليسا گرفته تا مدارس تاريخي و خانه‌ها، بخش مهمي از تاريخ اصفهان است.
قديمي‌ترين پنجره‌ي بريتانيا پشت ديوار يك كليسا پنهان بود
فرستادن به ایمیلچاپ
قديمي‌ترين پنجره بريتانيا كه قرن‌ها در پشت ديوار كليسايي پنهان بود، در جريان مرمت كليساي شهر ساكسون (Saxon) بريتانيا كشف شد.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از واحد مركزی خبر، خبرگزاری ديلي ميل نوشت، اين پنجره در سال 1066 از چوب بلوط و در ابعاد 30 در 60 سانتي‌متر ساخته شده و در زمان مرمت كليساي شهر ساكسون در «عصر ويكتوريا» توسط كارگراني كه مرمت اين كليسا را به عهده داشتند در پشت ديواري مخفي شده است.
كمتر از يك هفته قبل نيز در جريان احداث يك مدرسه در شهر لندن پايتخت انگليس، بقاياي روستايي از عصرآهن به همراه آثاري از تمدن روم‌باستان كشف شدند.
همچنین در حدود يك ماه قبل نيز بقاياي قديمي‌ترين خانه‌ي انگليس با ‌10هزار و ‌500 ساله قدمت در شمال منطقه‌ي يركشاير كشف شد. اين خانه يك‌هزار سال قديمي‌تر از خانه‌اي است كه تا به‌حال گمان مي‌شد، قديمي‌ترين خانه‌ي انگليس است.
باستان‌شناسان تاريخ ساخت اين خانه را حدود ‌8500 پيش از ميلاد مسيح تخمين زده‌اند و آن را محل زندگي شكارچيان مي‌دانند. اين خانه گنجايش ‌12 نفر را داشته و از چوب ساخته شده است.
در ماه مارس نيز استخوان‌هاي ده‌ها وايكينگ بدون سر در يك گور دسته‌جمعي با يك‌هزار سال قدمت در منطقه‌ي دورست انگليس كشف شد كه احتمالا بين سال‌هاي 910 تا 1030 ميلادي توسط آنگلوساكسو‌ن‌هاي محلي گردن زده شده‌اند.
در ماه ژانويه نيز در جريان پروژه‌ي ساخت خط لوله‌ي آب شهر كنت انگليس بقاياي آثاري از عصر آهن شامل خانه‌هاي دايره‌يي‌شكل، ظرف‌هاي سفالي، چند ستون، حفره و تنور كشف شدند.
در دسامبر 2009 نيز باستان‌شناسان انگليسي جريان كاوش‌هاي خود در دهكده‌اي 3500 ساله در منطقه‌ي يوركشاير انگليس موفق به كشف قبرستاني شدند كه قدمت برخي اسكلت‌هاي كشف‌شده در آن به يك‌هزار سال مي‌رسد.
تعدادي از اين اسكلت‌ها به زناني از قرن 14 ميلادي تعلق دارند كه در قرون وسطا مرده يا به دليلي كشته شده‌اند.
در نوامبر 2009 نيز باستان‌شناسان دانشگاه ليسستر انگليس در محوطه‌اي تاريخي در نزديكي شهر ملتون موفق به كشف بقاياي يك كارخانه‌ي اسلحه‌سازي متعلق به عصر سنگ شدند كه در آن بقاياي هزاران سلاح سنگي با قدمتي حدود 10هزار سال كشف شده‌اند.
در آگوست 2009 نيز باستان‌شناسان انگليسي موفق به كشف بقاياي ساختماني بزرگ از دوره‌ي نوسنگي شدند كه قدمتي برابر اهرام ثلاثه‌ي مصر دارد و از آن مي‌توان به‌عنوان يكي از قديمي‌ترين عبادتگاه‌هاي جهان نام برد.
ساختار كلي اين بنا به‌شكل يك صليب است. ديوارهاي آن حدود 16 فوت ضخامت دارند و از بخشي از آن كه احتمالا پرستشگاه داخلي بوده، به‌عنوان محلي براي تقديم كردن قربانيان به خدايان كه احتمال دارد، انسان بوده باشند، استفاده مي‌شده است.
جزئیات تازه از جنایت فرهنگی تخریب ساختمان کلیسای آندریاس مقدس کرمان
فرستادن به ایمیلچاپ
ستاد اجرائیات کرمان با پیشنهاد فروش یا تعمیر ساختمان کلیسا مخالفت کرد و اعلام داشت که مطابق دستور العملهای محرمانه صدور مجوز ساخت یا تعمیرات برای کلیساها از سوی شهرداری ممنوع است!
( کلیسای مقدس در خیابان شریعتی کرمان و پلیس محافظ-عکسها از مهر)
در اواخر مرداد ماه در خبرها خواندیم ودر عکسها دیدیم که ساختمان یک کلیسای قدیمی در کرمان با وجود ثبت رسمی در فهرست آثار ملی کشور با حمایت برخی جریانهای خاص در کرمان تخریب و به تلی از خاک تبدیل شد.
در پی اعلام این خبر و انعکاس وسیع آن در رسانه های ایران و جهان ، یکی از مسئولین شهرداری کرمان گفت : این ملک توسط مالک آن تغییر کاربری گرفته است و با توجه به موقعیت تجاری بسیار مرغوب آن در خیابان اصلی شهر یعنی خیابان شریعتی (جنب بیمارستان ارجمند) به یک پاساژتبدیل خواهد شد.
این خبر نه تنها خشم و انزجار جامعه مسیحی ایران بلکه تمام دوستداران فرهنگ و تاریخ و حامیان آثار فرهنگی کشور را برانگیخت. با گذشت نزدیک سه هفته همچنان واکنش به این جنایت ضدفرهنگی ابعاد بیشتری پیدا می کند. به همین منظور شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان تلاش کرد تا بتواند سرنخهائی از این ماجرا به دست آوردو با استفاده از منابع محلی جزئیات این اقدام ناپسند و ضد ملی را برای هموطنان آشکارتر نماید.
سابقه تاریخی
نخستین مسیونری مسیحی که یک گروه انگلیسی بود در سال 1896 میلادی از راه هند وارد مناطق جنوب و جنوب شرقی ایران شد. این گروه حوزه فعالیت خود را در استانهای کرمان ، بلوچستان و هرمزگان قرار دادند. آنها به اقدامات عمرانی در این مناطق که عمدتا نقاط محرومی بودند دست زدند. از جمله در کرمان بیمارستان و مراکز درمانی بزرگی ساختند که حتی تا امروز این بیمارستان و مراکز درمانی به نام "بیمارستان مرسلین" مشغول به کار هستند.
سرپرستی این گروه را یک پزشک انگلیسی به نام "دکتردادسن" به عهده داشت که از مسیحیان با ایمان بود. او علاوه بر شغل طبابت یک مبلغ پرتلاش مسیحی نیز بود. مطابق اسناد تاریخی او در رابطه با كودكانی كه در قالی‌بافخانه‌های كرمان مورد استثمار قرار می‌گیرند به اداره ( بی‌ته ) ‌انجمن بین‌الملل كار، گزارش داده و یاد آورشده است كه بعضی از این اطفال بی‌گناه از همان طفولیت افلیج شده و عمرشان كم و زود تلف می‌شوند. دكتر دادسن پیوسته برای نجات این بیچارگان استمداد و كمك می‌طلبید.
عملکرد بسیار خوب این پزشک مسیحی و همراهانش در خدمت به مردم کرمان باعث شد تا کم کم تعداد مسیحیان بیشتری بتوانند برای تبلیغ به آنجا بیایند. در ابتدا دکتر دادسن و همراهانش در یکی از اتاقهای ساختمان بیمارستان خود خدا را عبادت و نیایش می کردند. اما با افزایش تعداد مسیحیان تصمیم گرفتند زمینی را در حاشیه شهر به منظور بنای یک کلیسا بخرند.
آنها در سالهای دهه بیست شمسی زمانی که هنوز جنگ جهانی در جریان بود زمینی دارای چاه و تلمبه آب را با مساحت تقریبی یک هکتار خریدند و کلیسای "آندریاس مقدس" و "باغ مسیحیان" را در آن بنا نمودند. ساختمان این کلیسا به وسیله معمار مشهور کرمانی "علی محمد معمار" ساخته شد. زیبائی این بنا و باغ اطراف آن از همان ابتدا حسادتهائی را در برخی از آخوندهای محلی برانگیخت. بعدها با گسترش شهر کرمان باغ مسیحیان در داخل محدوده شهر قرار گرفت.
ارزش هنری
از سازنده خواسته شد تا ضمن تلاش در زیبائی بنا سادگیش را نیز حفظ کند. معمارباشی کرمانی نیز تلاش کرد تا تمام هنر خود را به کار ببرد. از جمله شاهکارهای این بنا یکی میتوان به کاشیکاریهای نمای ورودی با طرح صلیب و نقوش ایرانی اشاره کرد و دیگر از آجرکاریهای نقش دار در نماهای داخلی سقف گفت.
دو ویژگی دیگر بسیار بارز هنری در این بنا عبارت بودند از پنجره های مشبک چوبی دارای شیشه های رنگی و دیگری قابهای شیشه ای نقاشی شده به فن "ویترای ونیز" حاوی تصاویر عیسی مسیح و حواریون. در مورد پنجره های مشبک چوبی که دارای گره های چوبی کم نظیر هستند اعتقاد کارشناسان معماری بر این بود که آنها را از محل دیگری به آنجا آورده اند. نظیر این پنجره ها فقط در مجموعه کاخ خورشید در کلات نادری دیده شده است.
پس از انقلاب اسلامی
این کلیسا در سال 1950 میلادی یک بار مورد تعمیر قرار میگیرد. تا مدت کمی بعد از وقوع انقلاب اسلامی نیز همچنان زیر نظر "انجمن ارامنه اصفهان" به فعالیت خود ادامه می دهد. اما چند ماه بعد به حکم دادگاه انقلاب اسلامی کرمان بدون هیچ دلیل خاصی این مکان مصادره می شود و ایمانداران مسیحی از ورود به آن منع می گردند.
از سوی دادگاه این بنا در اختیار نهادهای انقلاب اسلامی کرمان قرار گرفت و آنها نیز آن را به اشخاص مختلف برای استفاده های متفاوت اجاره می دادند. از جمله مدتی برای کشاورزی و یا حتی پرورش و فروش گل و این اواخر به عنوان دفتر یک تاکسی تلفنی.
یکی از افراد محلی به اف سی ان ان گفت : با وجود مرغوب بودن زمین و تلمبه و آب خوبی که باغ مسیحیان داشت ولی هرکس در این مکان کار و کاسبی راه انداخت از نظر اقتصادی موفق نبود!
در اوایل دهه هفتاد شمسی باغ و بنای کلیسا به "دادگاه ویژه روحانیت" کرمان سپرده شد. آنها نیز آن را در اختیار دادستان انقلاب وقت کرمان گذاشتند. او نیز که از اهالی یکی از روستاهای اطراف بود، گاو و گوسفند و احشام خود را به این مکان منتقل کرد. حتی مدتی از سالن کلیسا برای نگهداری گاو و گوسفندان خود استفاده می نمود.
این مسئله با اعتراضات زیادی روبرو شد و در اثر اعتراضات گسترده مردم فرهیخته در کرمان عاقبت در اسفند ماه سال 1388 میراث فرهنگی آن بنا را طی شماره 26246 در فهرست آثار ملی ثبت نمود. وقتی این عمل انجام شد کسانی که از ابتدا کمر به نابودی باغ و بنای کلیسا را داشتند به فکر انداخت تا آن را با خاک یکسان کنند.
عاقبت دردناک
بالاخره کلیسای آندریاس کرمان با نقشه قبلی بوسیله چندین لودر در ساعات نیمه شب 24 مردادماه 1390 مورد هجوم قرارگرفت و به تلی از خاک و چوب تبدیل گردید. این کلیسا در اختیار "ستاد اجرائیات کرمان" بود و توسط آنها خراب شد.
یکی از فعالان مسیحی ارمنی تبار اصفهان که نخواست نامش فاش شود به اف سی ان ان گفت : چند بار کلیساهای اصفهان به ستاد اجرائیات کرمان درخواست بازخرید کلیسا را دادند ولی آنها از این کار طفره میرفتند. حتی ستاداجرائیات به پیشنهاد ارامنه اصفهان برای تعمیر کلیسا ی آندریاس مقدس نیز توجهی نکرد و اعلام داشت که مطابق دستور العملهای محرمانه صدور مجوز ساخت یا تعمیرات برای کلیساها از سوی شهرداری ممنوع است!
جامعه مسیحیان ایران و دوستداران میراث فرهنگی کشور مسئولیت این حادثه را بطور مستقیم بر عهده استاندار کرمان ، مدیر کل میراث فرهنگی آن استان و دادستان انقلاب اسلامی کرمان می دانند.آنها خواهان برخورد شدید مسئولان با این افراد و توجه جامعه جهانی به این جنایت ضد فرهنگی شده اند.