Saturday, 24 March 2012


ای خداوند تويی منشاء حيات مومنان!
1- (راه و راستی و حياتم؛ شفيع و مالک جانم؛
شبان اعظم گله، خداوندم عيسی!)
ای خداوند تويی منشاء حيات مومنان!
2- (ای داماد آسمانی، ای سلطان جاودانی،
عروس مشتاق ديدارت، خداوندم عيسی!)
ای خداوند تويی منشاء حيات مومنان!

3- (تويی تاک و ما شاخه ها؛ ز تو يابيم فيض و صفا.
تويی ساکن در قلب ما، خداوندم عيسی!)
ای خداوند تويی منشاء حيات مومنان

4- ( تويی نان زندگانی؛ کلام و روح خدايی؛
آب حيات بهر تشنه، خداوندم عيسی!)
ای خداوند تويی منشاء حيات مومنان!

Bobtise 26 September Leeds City Churchمراسم غسل تعمید ۹ نفر از ایمانداران ایرانی‌ و انگلیسی در کلیسای لیدز سیتی چرچ

« پس‌ رفته‌، همه‌ امّت‌هـا را شاگـرد سازيـد و ايشـان‌ را بـه‌ اسمِ اب‌ و ابن‌ و روح‌القدس‌ تعميد دهيد.»

تعمید چیست

در زبان يونانی، تعمید به معنای غوطه‌ور شدن يا فرو‌بردن در زير آب می‌باشد.مفهوم تعمید، پاکی و طهارت است. در عهد عتیق، تعمید به منزله غسل طهارت بود.در عهد جدید، تعمید با آب (با ریختن یا پاشیدن آب، یا غوطه ور کردن در آن)، در نام پدر پسر و روح القدس انجام میشود. تعمید نشانه ای از توبه ایمانداران،آمرزش گناهان او و پاگ شدن از گناه است.تعمید نشانه ای این است که ما در مرگ عیسی مسیح شریک میشویم و زندگی قدیمی خود را دفن میکنیم ودر قیام عیسی مسیح شریک میشویم و زندگی جدید را دریافت میکنیم.کتاب مقدس به چندين نوع تعميد از قبيل تعميد يحيی، تعميد روح‌القدس و تعميد ايمانداران در آب اشاره می‌کند.در حدود دو هزار سال پیش، مردی در بیابان‌های یهودیه ظهور کرد که از مردم می‌خواست از گناهان‌شان توبه کرده، تعمید بگیریند. این نبی خدا ، مردی بود که در صحرا رندگی می کرد؛ ملخ و عسل صحرایی می‌خورد و لباس هایی بافته شده از پشم شتر می‌پوشید. اسم او یحیی تعمیددهنده بود و اولین کسی است که در کتاب‌مقدس می‌خوانیم مردم را تعمید داده است.تعمیدی که یحیی می‌داد، بیشتر تعمید توبه بود. وقتی باجگیران می‌آمدند تا از دست یحیی تعمید بگیرند، یحیی به آن‌ها می‌گفت که: «توبه کنید! توبه و بازگشت کنید!» و سپس به‌تشریح تغییر و تحولی می‌پرداخت که باید در زندگی مردم ایجاد می‌شد. یحیی می گفت که تعمید بگیرید و توبه کنید و زندگی تان را مطابق خواست خدا تغیر دهید. تمام کسانی که آماده بودند زندگی‌شان تغیر کند، می‌توانستند تعمید بگیرند. اما کسانی که می‌خواستند به همان شیوه سابق زندگی کنند و حاضر نبودند در رفتار و رویه خود تجدیدنظر کنند، اجازه نداشتند تعمید بگیرند.عیسی مسیح در انجیل متی ۲۸:‏۱۸-‏۱۹، به شاگردان خود دستور می‌دهد که بروند و تمام امت‌ها را شاگرد ساخته، آن‌ها را به اسم پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهند.بر اساس کتاب اعمال رسولان ۲:‏۳۸ تعمیدی که امروزه مرسوم است به مانند تعمید یحیی، تعمید توبه است، اما عنصر دیگری نیز به این تعمید اضافه شده است. امروزه تعمید حاویِ مفهومِ سمبولیک است که در روزگاری که یحیی تعمید دهنده زندگی میکرد، وجود نداشت، بلکه پس از مرگ و قیام مسیح بوجود آمد. آیین تعمید اکنون دیگر صرفاً نشانۀ توبه نیست، بلکه علاوه بر توبه، اعلامِ این حقیقت عالی نیز است که ما با عیسی مسیح دفن شده‌ایم و به هنگام رستاخیز مردگان با او قیام خواهیم کرد (رومیان ۶:‏۱-‏۴). تعمید اکنون دیگر صرفاً بازگشت از گناه نیست، بلکه بیانگر این نکته است که نسبت به گناه مرده‌ایم و در آینده به هنگام قیامت مردگان، به عیسی مسیح خواهیم پیوست.تعميد در آب به هيچ وجه باعث نجات شخص نمی‌شود، تا اینکه به عیسی مسیح ایمان نیاورد. تعميد در آب آئينی است که نشان می‌دهد زندگی تازه‌ای در شخص شروع شده است. غوطه ور شدن در آب و بيرون آمدن از آب، روشی است که مفاهيم روحانی دارد،به اين ترتيب که غوطه ور شدن در آب، نشانه مردن نسبت به گناه و بيرون آمدن از آب، نشانه رستاخيز و زندگی جديد در مسيح استپس تعميد در آب دلالت بر اين موضوع می‌کند که تعميد گيرنده با مسيح در مرگ و رستاخيزش متحد شده است. تعميد در آب اعلام عمومی اين مطلب است که تعميده گيرنده نجات يافته است و می‌خواهد عيسی مسيح را پيروی کند.

«كساني كه ايمان بياورند و غسل تعميد بگيرند، نجات مي يابند، اما كساني كه ايمان نياورند، داوري خواهند شد.»
(انجیل مرقس 16:16

مراسم غسل تعمید ۹ نفر از ایمانداران ایرانی‌ و انگلیسی در کلیسای لیدز سیتی چرچ













چندین کلیسا در شهرهای مختلف نیجریه در روز کریسمس شاهد انفجارهای مرگبار بوده‌اند.
نیجریه
واتیکان انفجارهای امروز نیجریه را محکوم کرده و آن را "نشانه خشونت های کور و بیهوده ای" خوانده است که برای زندگی انسان ها ارزشی قائل نیست
چندین کلیسا در شهرهای مختلف نیجریه در روز کریسمس شاهد انفجارهای مرگبار بوده‌اند.
گروه اسلامگرای بوکوحرام مسئولیت این حملات را پذیرفته است.
وقوع انفجار در یک کلیسای کاتولیک در شهر ابوجا، پایتخت، به کشته و مجروح شدن چندین عبادت کننده منجر شد.
در اثر این انفجار دست کم ۲۵ نفر کشته شده‌اند.
یکی از مقام های بیمارستان محلی، وضعیت را بسیار بد توصیف کرده است.
واتیکان این حمله را محکوم کرده و آن را "نشانه خشونت های کور و بیهوده ای" خوانده است که برای زندگی انسان ها ارزشی قائل نیست و در صدد دامن زدن به تنفر بیشتر است.
نیروهای امنیتی نیجریه به دلیل نگرانی از خشم مردم و حفظ جان امدادگران، به محل انفجار اعزام شده اند.
یک انفجار دیگر نیز در کلیسایی در شهر جوس، در مرکز نیجریه رخ داد و باعث کشته شدن یک افسر پلیس شد.
یک مقام دولتی گفت بعد از انفجار جوس، تیراندازی شد.
این شهر عمدتا مسیحی نشین است.
گزارش ها حاکی از آن است که دو انفجار هم در شهر داماتورو در شمال نیجریه روی داده است.
بسیاری از کلیساها در مناطق عمدتا مسلمان نشین در شمال، امروز اقدامات احتیاطی به عمل آورده اند.
این انفجارها زمانی رخ داده که درگیری میان نیروهای امنیتی و پیکارجویان اسلام گرا در شمال نیجریه همچنان ادامه دارد.
تعدادی از برنامه های روز کریسمس به خاطر این درگیری ها لغو شده است.
در درگیری های چند روز اخیر این منطقه، حدود ۷۰ نفر کشته شده اند.
بوکو حرام، گروه اسلامگرای تندروی نیجریه، در تلاش برای سرنگونی دولت فعلی و ایجاد یک دولت اسلامی است.
این گروه خواهان ایجاد کشوری مسلمان در شمال نیجریه است.
بوکو حرام معتقد است که نیجریه توسط گروهی از بی دینان اداره می شود، حتی زمانی که رئیس جمهوری نیجریه یک مسلمان بود.
ترجمه اسم رسمی این گروه "جمعیت متعهد به اشاعه تعالیم پیغمبر اسلام و جهاد" است اما ساکنان شهر میدوغوری، در شمال شرقی نیجریه، آنرا به زبان محلی هائوسا، بوکو حرام می خوانند که معنی آن "حرام بودن آموزش غربی" است

تعمید چیست
در زبان يونانی، تعمید به معنای غوطه‌ور شدن يا فرو‌بردن در زير آب می‌باشد.
مفهوم تعمید، پاکی و طهارت است. در عهد عتیق، تعمید به منزله غسل طهارت بود.در عهد جدید، تعمید با آب (با ریختن یا پاشیدن آب، یا غوطه ور کردن در آن)، در نام پدر پسر و روح القدس انجام میشود. تعمید نشانه ای از توبه ایمانداران،آمرزش گناهان او و پاگ شدن از گناه است.تعمید نشانه ای این است که ما در مرگ عیسی مسیح شریک میشویم و زندگی قدیمی خود را دفن میکنیم ودر قیام عیسی مسیح شریک میشویم و زندگی جدید را دریافت میکنیم.
کتاب مقدس به چندين نوع تعميد از قبيل تعميد يحيی، تعميد روح‌القدس و تعميد ايمانداران در آب اشاره می‌کند.
در حدود دو هزار سال پیش، مردی در بیابان‌های یهودیه ظهور کرد که از مردم می‌خواست از گناهان‌شان توبه کرده، تعمید بگیریند. این نبی خدا ، مردی بود که در صحرا رندگی می کرد؛ ملخ و عسل صحرایی می‌خورد و لباس هایی بافته شده از پشم شتر می‌پوشید. اسم او یحیی تعمیددهنده بود و اولین کسی است که در کتاب‌مقدس می‌خوانیم مردم را تعمید داده است.
تعمیدی که یحیی می‌داد، بیشتر تعمید توبه بود. وقتی باجگیران می‌آمدند تا از دست یحیی تعمید بگیرند، یحیی به آن‌ها می‌گفت که: «توبه کنید! توبه و بازگشت کنید!» و سپس به‌تشریح تغییر و تحولی می‌پرداخت که باید در زندگی مردم ایجاد می‌شد. یحیی می گفت که تعمید بگیرید و توبه کنید و زندگی تان را مطابق خواست خدا تغیر دهید. تمام کسانی که آماده بودند زندگی‌شان تغیر کند، می‌توانستند تعمید بگیرند. اما کسانی که می‌خواستند به همان شیوه سابق زندگی کنند و حاضر نبودند در رفتار و رویه خود تجدیدنظر کنند، اجازه نداشتند تعمید بگیرند.
عیسی مسیح در انجیل متی ۲۸:‏۱۸-‏۱۹، به شاگردان خود دستور می‌دهد که بروند و تمام امت‌ها را شاگرد ساخته، آن‌ها را به اسم پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهند.
بر اساس کتاب اعمال رسولان ۲:‏۳۸ تعمیدی که امروزه مرسوم است به مانند تعمید یحیی، تعمید توبه است، اما عنصر دیگری نیز به این تعمید اضافه شده است. امروزه تعمید حاویِ مفهومِ سمبولیک است که در روزگاری که یحیی تعمید دهنده زندگی میکرد، وجود نداشت، بلکه پس از مرگ و قیام مسیح بوجود آمد. آیین تعمید اکنون دیگر صرفاً نشانۀ توبه نیست، بلکه علاوه بر توبه، اعلامِ این حقیقت عالی نیز است که ما با عیسی مسیح دفن شده‌ایم و به هنگام رستاخیز مردگان با او قیام خواهیم کرد (رومیان ۶:‏۱-‏۴). تعمید اکنون دیگر صرفاً بازگشت از گناه نیست، بلکه بیانگر این نکته است که نسبت به گناه مرده‌ایم و در آینده به هنگام قیامت مردگان، به عیسی مسیح خواهیم پیوست.
تعميد در آب به هيچ وجه باعث نجات شخص نمی‌شود، تا اینکه به عیسی مسیح ایمان نیاورد. تعميد در آب آئينی است که نشان می‌دهد زندگی تازه‌ای در شخص شروع شده است. غوطه ور شدن در آب و بيرون آمدن از آب، روشی است که مفاهيم روحانی دارد،به اين ترتيب که غوطه ور شدن در آب، نشانه مردن نسبت به گناه و بيرون آمدن از آب، نشانه رستاخيز و زندگی جديد در مسيح است
پس تعميد در آب دلالت بر اين موضوع می‌کند که تعميد گيرنده با مسيح در مرگ و رستاخيزش متحد شده است. تعميد در آب اعلام عمومی اين مطلب است که تعميده گيرنده نجات يافته است و می‌خواهد عيسی مسيح را پيروی کند.
کتاب‌مقدس به ایمانداران دستور می‌دهد که تعمید بگیرند. در هیچ جای کتاب‌مقدس نمی‌خوانیم که اگر ایماندار دلش خواست تعمید بگیرد و اگر نخواست تعمید نگیرد، هر کس که عیسی مسیح را به‌عنوان خداوند خود پذیرفته و از گناهان خود توبه کرده است، باید تعمید بگیرد. دلیل تعمید این است که تغییر و تحول و توبه‌ای را که در زندگی‌ما پدید آمده است از این طریق به‌طور سمبولیک نشان می‌دهیم، و این واقعیت را اعلام می‌نماییم که در آینده با مسیح برخواهیم خاست.
مردم تعمید نمی‌گیرند تا ایماندار شوند، بلکه تعمید می‌گیرند چون ایماندار هستند. نجات شخص به داشتن تعمید بستگی ندارد، اما تعمید باید در پیِ نجات عملی شود.
تعمید در در کلیسا ها به طرق مختلف صورت مبگیرد: برخی کلیساها افراد را غسل تعمید می‌دهند و به‌طور کامل در آب غوطه می کنند، و برخی دیگر صرفاً بر آن‌ها آب می‌پاشند. البته کتاب‌مقدس در این‌باره که ایمانداران را دقیقاً به چه صورت باید تعمید داد دستور مشخص نمی‌‌دهد، ولی تعمید باید به اسم پدر، پسر و روح‌القدس باشد.
ایماندار مشتاقانه در انتظار روزی هستند که بتوانند از طریق مراسم تعمید شهادت دهند که نسبت به گناه و زندگی کهنۀ گذشته خود مرده‌اند. کسانی که تعمید گرفته‌اند باید در زندگیِ تازۀ خود شادی کنند، و هر روزه صلیب خود را برداشته، به زندگی سابقِ خود سابق خود وداع نمایند. تمام ایمانداران باید به‌خاطر داشته باشند که ارزشِ سمبولِ تعمید صرفاً در ین حقیقت نهفته است نسبت به گناه مرده‌اند و از این پس در عیسی مسیح زندگی می‌کنند.
«كساني كه ايمان بياورند و غسل تعميد بگيرند، نجات مي يابند، اما كساني كه ايمان نياورند، داوري خواهند شد.»
(انجیل مرقس 16:16
بزرگترین عید مسیح HAPPY EASTER

عید پاک یا عید قیام، یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است که یکشنبه‌ای در ماه مارس یا آوریل است. در این روز عیسی مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود دوباره زنده شده و برخاست (رستاخیز). به عید پاک، در انگلیسی Easter (ایستر) گفته می‌شود.
عید پاک در پایان هفتهٔ مقدسی است که عیسی وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی دستگیر و پس از تحمل مصائب و سختی‌ها بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. زمان این عید، برخلاف سایر اعیاد و مراسم، ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر می‌کند.بدین ترتیب اولین یکشنبه بعد از بر آمدن ماه کامل (بدر) پس از رسیدن خورشید به برج حمل را روز قیام دانستند، که می‌تواند میان سوم فروردین تا آخر فروردین (۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل) قرار گیرد،.
در این روز مؤمنان برای نماز و عبادت به کلیسا می‌روند، و به همراه دیگران سرودها و اوراد دینی می‌خوانند.
شام آخر
شامگاه پنجشنبه عیسی مسیح یاران نزدیک خود (حواریون) را فرا خواند تا با او شام بخورند. در این مهمانی، او به آنها نان و شراب عرضه کرد، سپس برای آنها سخنرانی کرد و خبر داد که به زودی دستگیر خواهد شد.
پس از پایان شام، یکی از حواریون، به نام یهودا اسخریوطی، مخفیانه به نزد حاکمان رومی رفت و در ازای پولی ناچیز مخفیگاه مسیح را به آنها لو داد و زمینه دستگیری او را فراهم کرد.
در پایان شب، وقتی حواریون به بستر خواب رفتند، مسیح به تنهایی به بالای کوه زیتون رفت و به مناجات پرداخت و دانست که عقوبتی سخت در انتظار اوست.
سحرگاه جمعه (آدینه نیک) سربازان رومی مسیح را در موضعی به نام "باغ جتسمانی" دستگیر کردند و به مقر فرماندهی بردند.
حاکمان رومی اورشلیم، به تحریک "رؤسای کهنه و مشایخ قوم"، مسیح را پس از شکنجه و آزار فراوان، واداشتند که صلیبی سنگین را بر روی دوش تا بالای تپه جلجتا حمل کند.
"جمعه نیک" روز سوگواری است. پیروان کلیسا در این روز معمولا از خوردن گوشت پرهیز می‌کنند. در این روز هم سبزی‌خواری و هم سبزه‌کاری توصیه شده است.
روز شنبه را، که روز خاکسپاری مسیح است، اهل کلیسا به عبادت و تأمل و خویشتن‌داری برگزار می‌کنند.
مسیحیان امروز در "شنبه مقدس" معمولا به خانه‌تکانی و خرید و آشپزی و تدارک بساط روز عید پاک مشغول هستند.
در سومین روز پس از تصلیب، یاران و نزدیکان مسیح سپیده دم به مدفن او رفتند تا جسد را تدهین کنند، اما عیسی را نیافتند و دانستند که به سوی "پدر خداوند" رفته است.
روزهای یکشنبه و دوشنبه در همه خانه‌ها جشن برگزار می‌شود، که با شادمانی و بزم همراه است. غذای اصلی در این روز معمولا از گوشت بره است.
کی از رسوم بسیار رایج در عید پاک رنگ کردن تخم مرغ و خوردن آن است، که بی تردید معنای نمادین دارد.
روز عید به ویژه بچه‌ها تخم مرغ‌های رنگین را، که "خرگوش" در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا می‌کنند و با لذت می‌خورند.
رنگ کردن تخم مرغ سنتی دیرین است، و احتمالا اشاره به هنر رنگرزی عیسی مسیح است که جامه‌ها را به هر رنگی که می‌خواست در می‌آورد. چنانکه خاقانی شروانی، شاعر ایرانی هم به آن اشاره کرده است:
عیسی به حکم رنگرزی بر مصیبتش
نزدیک آفتاب لباس سیاه برد
و خرگوش، نماد زایش و باروری است، حیوان چالاکی است که در آغاز بهار با تمام توش و توان در امر زاد و ولد کوشاست!
HAPPY EASTER
Easter is observed on a Sunday between March 22 and April 25.
The commonly stated rule, that Easter Day is the first Sunday after the full moon that occurs next after the vernal equinox, is somewhat misleading because it is not a precise statement of the actual ecclesiastical rules.
The actual conditions to determine the date for Easter are:
  • Easter must be on a Sunday;
  • this Sunday must follow the 14th day of the paschal moon;
  • the paschal moon is that of which the 14th day (full moon) falls on or next follows the day of the vernal equinox; and
  • the equinox is fixed in the calendar as March 21.
Easter is a religious holiday that commemorates the resurrection of Jesus Christ three days after his death by crucifixion some 2,000 years ago. For Christians, Easter is a day of religious services and the gathering of family.
In many churches Easter is preceded by a season of prayer, abstinence, and fasting called Lent. This is observed in memory of the 40 days' fast of Christ in the desert. In Eastern Orthodox churches Lent is 50 days. In Western Christendom Lent is observed for six weeks and four days.
Ash Wednesday, the first day of Lent, gets its name from the practice, mainly in the Roman Catholic church, of putting ashes on the foreheads of the faithful to remind them that "man is but dust." Palm Sunday, one week before Easter, celebrates the entry of Jesus into Jerusalem. Holy Week begins on this day. Holy Thursday, or Maundy Thursday, is in memory of the Last Supper of Christ with his disciples. Good Friday commemorates the crucifixion.
Lent may be preceded by a carnival season. Elaborate pageants often close this season on Shrove Tuesday, the day before the beginning of Lent. This day is also called by its French name, Mardi Gras.
The name Easter comes from Eostre (pronounced yo'ster), an ancient Anglo-Saxon goddess. In pagan times an annual spring festival was held in her honor. Some Easter customs have come from this and other pre-Christian spring festivals. Others come from the Passover feast of the Jews, observed in memory of their deliverance from Egypt.
The word paschal comes from a Latin word that means "belonging to Passover or to Easter." Formerly, Easter and the Passover were closely associated. The resurrection of Jesus took place during the Passover. Christians of the Eastern church initially celebrated both holidays together. But the Passover can fall on any day of the week, and Christians of the Western church preferred to celebrate Easter on Sunday, the day of the resurrection.
The Easter Bunny, a popular image of the holiday, originated with the hare, an ancient symbol for the moon. According to legend, the bunny was originally a large, handsome bird belonging to Eostre, the Goddess of Spring.
قلب راه عیسی «صلیب» بود.


صلیب یعنی خرج کردن خود. یعنی خود را هزینه کردن.
اغلب ما می‌خواهیم راه عیسی را برویم اما هزینه آن به ما تحمیل نشود.
«راه عیسی بدون خرج کردن خودمون.»
عیسی راجع به خودش چنین می‌گوید: (کتاب عبرانیان باب ۱۰ آیۀ ۶-۵)
از این رو هنگامی که مسیح به جهان آمد فرمود: قربانی و هدیه را نخواستی، اما بدنی برای من مهیا ساختی. ازهدایای سوختنی و قربانیهای گناه خشنود نبودی. آنگاه گفتم "اینک من خود می‌آیم،" تا اراده تو را ای خدا به جا آورم.
تاریخ نشان می‌دهد که عدۀ قلیلی بودند که این راه را رفتند و خود را هزینه کردند و چه پاسخی به شرارت دادند و چه تغییراتی را بوجود آوردند. نمونۀ آن گاندی، ماندلا، دزمون توتو... و مثل نمونۀ امروز ملت خودمان، که از جان خود را هزینه کردند. گوئی مثل عیسی به دیگران می‌گویند این است بدن من که برای شما پاره می‌شود و این است خون من که برای شما ریخته می‌گردد.
باشد که ماهم راه عیسی را برویم.

پنجشنبه ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

آنچه اسلام به ایران داد" نوشتاری از صادق هدایت

ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم، ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند و بجاش فقر و پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.
چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اَش سرو کار دارند.
برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.
...، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی َگند خَلأست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن میشویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.
... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد و پیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.
تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اَش زیر سلطه اَموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پستترین جانوران نمیکنند.
عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.
این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!
تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حذف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سر و کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند و یا تحویل بدهند.
سرتاسر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت، جهل، تعصب، فقر، جاسوسی، دوروئی، دزدی، چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.
... اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد و خود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را میبلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.
مگر برای ما چه آوردند؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین، هول هولکی و هضم نکرده استراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زورچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.

Sunday, 18 March 2012

آیا یهودیان به ماشیح(مسیح) نیاز دارند ؟

by Sefarate Khoda on Friday, 22 July 2011 at 19:51 ·
یهودیان و کلیسا در قرنِ ۲۱
آیا یهودیان به مسیح نیاز دارند ؟
تراژدیِ بزرگ قومِ خدا که خدای خود را فراموش کرده اند
اسرائیل خوانده شد تا نور در میانِ ملت‌ها باشد ،این یعنی‌ که مأموریتِ اسرائیل خادمِ تمامِ ملل‌ها بودن است .اسرائیل فرستاده یست که مأموریتِ خود را از یاد برده است ،عزیزانی که توسطِ خداوند برای نجات به میانِ یهودیان فرستاده میشوند ، به طورِ کلی‌ ۲ مأموریتِ اساسی‌ به آنها سپرده شده است:
۱.ترمیمِ اسرائیلِ خداوند یا باز یافتِ قومِ اسرائیل در عهد جدیدِ خودشان( و به عبارتی نجاتِ اسرائیل توسطِ شناختِ یشوا (عیسی) )
۲.ترمیمِ قسمتِ یهودیِ بدنِ مسیح ،و ترمیم کامل بدنِ مسیح که همه با هم یک بدن را تشکیل میدهند و در آن یهودیانِ نجات یافته و قسمتِ بزرگی‌ که غیر یهودیانِ نجات یافته هستند با هم در محبتِ برادرانه در مشارکتِ ابدی هستند
اگر بخواهیم نگاهی‌ کوتاه به تاریخچه ی کلیسا در اسرائیل بیندازیم ،از کتابِ اعمال رسولان میتوانیم این شواهد را بررسی‌ کنیم، اسرائیلِ نجات یافته (اجتماع یهودیانی که مسیح را پذیرفتند) مرکزِ اولیهٔ تمامِ کلیساهای اطراف بود ،کلیسای اورشلیم حکمِ کلیسای مرکزی را داشت که اعمالِ میسیونری را انجام میداد ،مبشرین را تعلیم میداد و به بشارت میفرستاد ،هر ماموریتی که به انجام میرسید ،چه در میانِ یهودیان و چه غیرِ یهودیان ،کلیسای اورشلیم در جریان گذاشته میشد ،رسولانِ یهودی خود را وقف بدنِ مسیح کرده بودند و در عین حال در میانِ غیر یهودیان تعلیم میدادند ،غیر یهودیان به مسیح ایمان آورد‌ند و این خدمت گسترش پیدا کرد ،اما کلیسای اورشلیم قطبِ اصلی‌ خدمتِ به همهٔ کلیساهای اطراف بود رسولان و یهودیانی که نجات یافته بودند و حالا رازِ ماموریتشان را دریافته بودند شروع به خدمت در میانِ بت پرستان(غیرِ یهودیان) کردند ،خادمینِ غیرِ یهودی رشد کردند و رسولان پیوسته آنها را تشویق و بنا میکردند،حالا دیگر مسیحیانِ غیر یهودی از یهودیان پیروی میکردند زیرا تعلیماتِ حقیقی‌ نزدِ رسولان و کلیسایِ اورشلیم بود ،کارِ کلیسای اورشلیم دیگر تنها به نجاتِ یهودیان محدود نمی‌شد بلکه همه هر چه در توان داشتند میگذاشتند تا قوم‌های دیگر هم به آنها بپیوندند ....سالها گذشت ، با حمایت و تلاش‌های کلیسای اورشلیم غیر یهودیان بسیاری نجات پیدا کردند ،رشد کردند و خود هر کدام خادم و رسول شدند زمانی‌ که تعدادِ غیر یهودیانِ نجات یافته بیش از تعداد یهودیان نجات یافته شد ،همه چیز شروع کرد به عوض شدن ،دورهٔ رسولانِ اولیه تمام شد ،اورشلیم به خاک و خون کشیده شد معبد ویران شد و اکثر مسیحیانِ یهودی ،پراکنده شدند ،کلیسای اورشلیم دیگر نمی‌توانست به کارش ادامه بدهد ،رسولانِ جدید به نواحیِ اطراف گریختند. به نکته‌ای که باید اینجا حتما اشاره شود ،طرز برخوردِ رسولانِ یهودی با کلیساهای غیر یهودی بود ،زمانی‌ که یهودیانِ مسیحی‌ قدرت کلیسا بودند هیچوقت از این قدرت خود سو استفاده نمی‌کردند آنها غیر یهودیان را وادار نمی‌کردند که یهودی شوند برعکس آنها را کمک میکردند که در جایی‌ که خداوند برایشان مشخص کرده بایستند و کمکشان میدادند تا رشد کنند و دعوتِ خاصی‌ که برایشان در بدنِ مسیح در نظر گرفته شده را در یابند ،حالا کلیسا عمدتاً از غیر یهودیان تشکیل شده بود ،این مسیحیانِ غیرِ یهودی همه چیز را دگرگون کردند . به خاطر تعداد بیشترِ مسیحیان در میانِ غیر یهودیان مرکزِ کلیسا به شهر‌های امپراتوریِ روم منتقل شد ، و این کار بعد از تخریبِ اورشلیم برایشان راحت تر شد ، نه بلافاصله بعد از دورهٔ رسولان بلکه بعد از چندین و چند دهه و با استفاده از قدرتِ مالی و نفوذِ سیاسی، مسیحیانِ غیرِ یهودی با نفوذ در میانِ یهودیانِ مسیحی‌ شروع کردند به تعیین و تکلیف برای یهودیان مسیحی‌ ،این‌ها مسلما یک شبه اتفاق نیفتاد ،بلکه به تدریج کلیسا را دچار کرد ،مسیحیانِ جدید و کلیسای جدید به کلی‌ فراموش کردند از کجا آمده اند و این برکات از طریقِ چه کسانی‌ به آنها منتقل شده ،و کلیسا ریشه اصیلِ یهودیِ خود را از دست داد . در قرنِ دوم هنوز یهودیان اجازه داشتند که بعد از مسیحی‌ شدن یهودی باقی‌ بمانند و اصالتِ یهودی خود را حفظ کنند ،در قرن سوم کم کم کلیسا شروع کرد به عوض کردنِ روشِ خود و بی‌ اعتنایی کردن به یهودیانِ مسیحی‌ ،زمانی‌ رسید که با قدرت یافتن امپراطوریِ روم و استفاده ابزاری از مسیحیت ، کلیسا شروع کرد به بیان کردنِ آشکارِ این عقیده که یهودیان ربطی‌ به کلیسا ندارند و به غیر از کتابِ مقدس ،همه چیز یهودیت باید یا از بین بره و یا عوض بشه ، تاریخِ جشن‌های کتابِ مقدسی باید عوض بشه ، تنها عیدی که باقی‌ ماند عیدِ پسح بود که داستانِ خروجِ اسرائیل از مصر است (حتا امروز کلیساهای مختلف مثل ارتدکس‌ها عیدِ پسح را جشن میگیرند و خود نمیدانند که ریشه و حقیقت این جشن از کجاست و پیامِ آن چیست ) ، به جای شبات (سبت) روز یک شنبه جشن و استراحت اعلام شد ، (در حقیقت این بد نیست که مردم روزِ قیامِ خداوندمان رو جشن بگیرند ،چون ما بر طبق قوانینِ تشریفاتی زندگی‌ نمی‌کنیم؛ یشوا (عیسی) ما را از همهٔ اینها بازخرید کرد ، ما نیازی به تشریفات و مراسم محدود کننده به شکلِ احکام نداریم ؛ اما موضوع اینجاست که ما همهٔ اینها را در کتابِ مقدس داریم ،اینها به ما داده شده تا شاد باشیم و برکت بگیریم. تا قلب و شخصیتِ خدای اسرائیل را بشناسیم، برای اینکه بهتر و بیشتر بتونیم خدا رو درک کنیم و به این خاطر که یشوا (عیسی) بر ما بیشتر و بیشتر آشکار بشه و تمامِ چیز‌هایی‌ که قرار بوده اتفاق بیفته را به صورتِ پیشگویی در جشن‌هایمان انجام میدادیم ،و حالا با پذیرشِ ماشیح (مسیح) در تاییدِ کار خداوند ،چیز‌هایی‌ که پیش گویی شده بود و به انجام رسید را جشن میگیریم با اطمینان و شکرگزاری که خدای ما خوش قول است با او در این شادی سهیم می‌شویم .کدام قوم و ملت است که راضی‌ باشد که گنجینهٔ جشن‌های ملی‌ِ او از او گرفته شود؟ مخصوصاً برای اسرائیل که این جشن‌ها را مستقیماً از خدای حقیقی‌ دریافت میکرد ، جشن گرفتن بد نیست ،چیزی که بد است ،شکل مذهبی‌ و محدود به جشنی دادن است ،جشن برای این است که شاد باشیم و معنی‌ِ حقیقی‌ و مفهومِ آن جشن را بفهمیم ،نه اینکه فکر کنیم به واسطهٔ‌ به جا آوردنِ آن نجات می‌یابیم)، خوب کلیسای جدید این را نفهمید و بعد از مدتی‌ یک فاصلهٔ زمانی تقریبا زیادی که به آن ``قرونِ تاریک`` گفته میشود از راه رسید ، خدا در کتابِ مقدس پیشگویی کرده که این حالت همیشه نخواهد بود ، ولی‌ در آن قرن‌ها مردم وقتی‌ پیش گوئی کتابِ مقدس را میخواندند متوجه نمی‌شدند ،زیرا چیزی که در آن آمده بود بسیار متفاوت با آن چیزی بود که در اطرافِ خود میدیدند ،وقتی‌ میخواندند که خدا در روز‌های آخر چه کار خواهد کرد ،نمیفهمیدند.آنها میخواندند که خداوند یهودیان را احیا خواهد کرد ،که خداوند نظرِ همهٔ ملت‌ها رو به سمت اسرائیل برمیگردونه ،برای کسانی‌ که این پیش گویی‌ها را از کتاب مقدس میخوندند و به این نبوّت‌ها ایمان میاوردند ، در هر حال این چیزی غیرِ ممکن به نظر میومد ،زیرا این پیشگویی‌ها به حدی با چیز‌هایی‌ که در اطرافِ خود میدیدند در تضاد بود که نمیتونستند کاملا تصور کنند این را که کلیسا به ریشه اصلی‌ِ خود برگرده .
در طی‌ ۱۵۰۰ سال حتی صحبت کردن در موردِ این پیش گویی‌ها خطرناک بود ،چون مسیحیان (کلیسا) هر یهودی رو تحت آزار و اذیت قرار میدادند و اگر صحبتی‌ در موردِ اینکه اسرائیل قومِ خدا است میشنیدند ،آن یهودیان را خدا نشناس مینامیدند و آزار میرساندند ، و اگر شخصی‌ یهودی ،ماشیحِ خود (مسیح)را میپذیرفت و قصد داشت که اصالتِ یهودیِ خود را هم نگاه دارد،در کلیساهای اکثر نقاطِ جهان این وحشتناک و غیرِ قابلِ تحمل بود ،و با عکس‌العملِ فجیعی از سمتِ مسیحیانِ غیرِ یهودی مواجه میشدند
امروز همان روزیست که بسیاری از مسیحیانِ یهودی آرزوی آن را داشتند ،امروز همان روزیست که در کتابِ مقدس بارها پیش گویی شده بود و هزاران نفر در آن زمان‌های تاریک میترسیدند که به این گفته‌ها ایمان بیاورند ، امروز دیگر شخصی‌ یهودی از اینکه مسیحِ خود را بپذیرد عآر ندارد و از اینکه اصالتِ یهودیِ خود را حفظ کند نمیترسد ،آن ریشه‌ای که خودِ خداوند در مصر آبیاری کرد و تا سرزمینِ وعده حمایت کرد احیا میشود ،آن وعده‌هایی‌ که خداوند خود شخصاً به شخصِ اسرائیل داد، و گفت که روزی خواهد آمد که از همهٔ نقاطِ جهان برای برکت گرفتن از اسرائیل خواهند آمد دارد به تحقق می‌پیوندد آن پیشگویی‌های عیسی که از همهٔ نقاطِ جهان خواهند آمد و سرِ سفره با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست نشان از این مشارکت دارد ،آن پیشگویی‌های عظیم در کتابِ مقدس دربارهٔ اسرائیل که سرانجام خداوند آنها را جمع خواهد کرد و آنها مایه برکت تمامِ قوم‌ها خواهند بود رسیده ،آن پیش گویی‌ها که خداوند با اشاره به اسرائیل میگفت ،در زمانِ عملی‌ شدن است ،کلیسا به ریشه خود برمیگردد ،اگر روزی یهودیان زندگی‌ِ خود را وقف نجاتِ غیرِ یهودیان و خدا نشناسان میکردند و در این راه متحمّلِ زحماتِ بسیار میشدند ،امروز وقتِ آن است که این گنجینهِ ابدی را که نجاتِ یشوا(عیسی) است به نشانهٔ قدر دانی‌ هم که شده به خودشان برسانیم ،کمکشان کنیم تا اسرائیل همان قومی شود که خداوند برای نجاتِ ملل در نظر گرفته بود .همان طور که کلیسای اورشلیم بنا شد و غیرِ یهودیان را نیز در هر برکتی که خود یافت سهیم ساخت ، همان طور که رسولانِ یهودی، پدرانِ ما را (غیرِ یهودیانِ مسیحی‌) را حمایت میکردند و کمکشان میکردند تا در دعوتی که خداوند برایشان می‌خواست قرار بگیرند ،امروز ما به اسرائیل کمک کنیم تا در آن وعده‌هایی‌ که خداوند برایشان در نظر گرفته است قرار بگیرند ، امروز ما به کمکِ اسرائیل بیاییم تا نقشهٔ عظیمِ خداوند برای او به تحقق بپیوندد و به آن قومی تبدیل شود که حقیقتاً خداوند از اول میخواسته و ماشیحِ خود را، که اول از همه برای نجاتِ او آمد را بشناسند تا برکاتِ بیشتری نصیبِ ما شود ،و فراموش نکنیم که در این راه برکاتِ بسیار برای خودِ ما خواهد بود زیرا خداوند خود به پدرِ ما ابراهیم فرمود ``هر که او را برکت دهد برکت میدهم ،و هر که او را نفرین کند نفرین می‌کنم ``. تا زمانی‌ که اسرائیل مأموریتِ خود را به خوبی‌ انجام میداد(یا لااقل آن قسمتِ کوچک که ایمان آورده بودند) ،در میانِ کلیساها ۲ دستگی وجود نداشت ،زیرا همه یک تعلیم داشتند که از خودِ خداوند به رسولان رسیده بود و آن به همه جا گسترش میافت ،یهودیانِ نجات یافته خادمِ همه بودند، زیرا ماموریتشان همین بود. آنها قومِ خدا بودند برای شناساندنِ خداوند به همهٔ ملل، حالا که ما (غیرِ یهودیانِ مسیحی‌) از سر فیضِ خدا به اسرائیل پیوستیم ، با محبتِ برادرانه این فیض را به خودِ وارثان اولیهٔ فیض برسانیم .
این متن نوشته شد تا شما عزیزان که از ریشه‌های دیگر هستید و حالا مسیحی‌ شده‌اید ،بهتر درک کنید که این برکت از کجا به شما رسیده و آن را با قدرتِ تمام به همهٔ ملت‌ها اعلام کنید ، و کسانی‌ که قلبِ آنها برای نجاتِ یهودیانِ عزیز میتپد تشویق شوند و بدانند که این ماموریت ،ماموریتی است بسیار پر از برکت و پر از میوه‌های نیکو در جهتِ بنایِ کلیسایی که خالی‌ از قومِ خداوند نیست، امروز قسمتی‌ از این یهودیانِ آزار دیده در میان ما ساکن هستند به زبانِ ما (فارسی)صحبت میکنند ولی‌ ریشه یهودی (کلیمی) خود را حفظ کرده اند این عزیزان را از یاد نبریم ،و بدانیم که خداوند آنها را به ما سپرده تا محبتشان کنیم . حکمت ،محبت و فیضِ مسیح با همهٔ شما عزیزانم باشد آمین
برنامه‌های بعدی:
۰۰:۰۰ - ۰۰:۴۵ دوشنبهمجله نیمه‌شب
۰۷:۰۰ - ۰۸:۰۰ دوشنبهصبحانه با خبر «قسمت اول»






ايران / سياسی

ابراز نگرانی آمریکا از احتمال اجرای حکم اعدام یوسف ندرخانی

يوسف ندرخانی، کشيش مسيحی متهم به ارتداد
اندازه متن - +
کاخ سفيد و وزارت امور خارجه آمريکا روز پنجشنبه در بيانيه های جداگانه ای نسبت به گزارش های منتشره در خصوص احتمال اجرای حکم اعدام يوسف ندرخانی، کشيش مسيحی متهم به ارتداد، ابراز نگرانی کرده اند

در بيانيه کاخ سفيد آمده است: گزارش هایی در خصوص تاييد حکم اعدام کشيش يوسف ندرخانی منتشر شده است که آمریکا به شدیدترین وجه ممکن آن را محکوم می کند.

کاخ سفيد می گوید، اين حکم تنها به دليل امتناع کشیش یوسف ندرخانی از تغيير مذهب خود تایید شده است.

کاخ سفيد اضافه کرده است: «اين اقدام ايران نمونه ديگری از نقض تکان دهنده تعهدات بين المللی اش، قانون اساسی اين کشور و ارزش های دينی است.»

کاخ سفيد می گويد، ايالات متحده با کشيش يوسف ندرخانی، خانواده وی و تمام کسانی که به دنبال آزادی دينی و مذهبی به عنوان حقی جهانشمول هستند، ابراز همبستگی می کند.

يوسف ندرخانی، ۳۳ ساله، در سن نوزده سالگی از اسلام به مسيحيت گرويده است . وی به هنگام دستگيری رهبری يک گروه از مسيحيان در رشت را برعهده داشت. در هفته های اخير گزارش هايی در خصوص تایید و ابلاغ حکم اعدام يوسف ندرخانی به دايره اجرای احکام زندان رشت منتشر شده است.

کاخ سفيد می گويد، روند دادگاه و صدور حکم کشيش يوسف ندرخانی نشان می دهد که حکومت ايران اعتنايی به آزادی مذهب ندارد و همچنين نشان می دهد که حکومت ايران به نقض حقوق جهانشمول شهروندانش ادامه می دهد.

کاخ سفيد از مقام های ايران خواسته که بيدرنگ حکم اعدام کشيش يوسف ندرخانی را لغو کرده و وی را آزاد کند.

کاخ سفيد اضافه کرده است، در صورتی که ايران چنين کند، پايبندی خود به حقوق بنيادی و جهانشمول از جمله آزادی مذهب را نشان داده است.

کاخ سفيد در پايان اين بيانيه ، وجدان های بشری و جامعه بين المللی را فراخوانده است که از مقام های جمهوری اسلامی بخواهند هرچه سريعتر کشيش يوسف ندرخانی را آزاد کنند.

مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز روز پنجشنبه، در بیانیه ای نسبت به سرنوشت کشیش یوسف ندرخانی ابراز نگرانی کرد.

مارک تونر گفته است که امریکا صدور حکم اعدام برای کشیش یوسف ندرخانی را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری وی است.

دادگاه بدوی، يوسف ندرخانی را به «ترک دين» و «دعوت ساير مسلمانان به مسيحيت»، «ايجاد يک کليسای مخفی در خانه خود» و «ابراز مخالفت آشکار با اسلام» متهم و در نهايت وی را به اعدام محکوم کرد.

همسر آقای ندرخانی که به حبس ابد محکوم شده بود، هم ‌اکنون در بيرون از زندان به سر می‌ برد.

Iran's Christian pastor alive, execution looming

Published February 27, 2012
| FoxNews.com
The Christian pastor sentenced to death in Iran last week for leaving Islam and converting to Christianity was confirmed alive as of early Sunday, sources close to his attorneys told Fox News.
Iran’s government backtracked over the weekend, stating that no execution order had been announced for Youcef Nadarkhani, and that he was being held not for apostasy, but for rape and “other crimes,” according to the Islamic Republic’s state-controlled Press TV.
Nadarkhani’s attorneys believe the government toned down its rhetoric in response to an international outcry. The execution order, however, remained in effect, they said.
Supporters fear Nadarkhani, a 34-year-old father of two who was arrested more than two years ago on charges of apostasy, fear he may be executed at any time, as death sentences in Iran can be carried out immediately or dragged out for years.
Others fear Nadarkhani will be used in broader political negotiations as Iran endures crippling sanctions and international pressure in response to its nuclear agenda and rogue discourse. The number of executions in Iran has increased significantly in the last month.
“If a human being becomes a bargaining chip for the ayatollah, that’s not a situation that will lead to anything positive,” said Jordan Sekulow, executive director of the American Center for Law and Justice (ACLJ), a human rights advocacy group that has led international campaigns to free Nadarkhani.
“When it’s a high-profile case, they test the international community’s reaction to these stories and how they change as geopolitical priorities shift.”
Iran’s judiciary, fearing its ultimate decision will have far-reaching political implications, has been caught in a bind in determining Nadarkhani’s fate.
Should the court release the pastor, it will appear disrespectful of the tenets of Shariah, or Islamic law, which call for an apostate to be put to death. If it executes him, it will face increasing criticism from the international community that continues to petition for the Nadarkhani’s release.
Dozens of human rights groups along with Secretary of State Hillary Clinton, 89 members of Congress, and leaders from the European Union, France, Great Britain, Mexico and Germany have condemned Iran for arresting Nadarkhani and have called for his quick release.
Last week, the State Department and White House put out statements condemning Tuesday’s execution verdict.
Congress has scheduled a vote as early as Wednesday on House Resolution 556, which condemns the Iranian government and calls for the pastor’s quick release.
Nadarkhani converted to Christianity at 19 and came under the Islamic regime’s radar in 2006 when he applied for his church to be registered with the state. He was arrested and soon released, according to sources.
In 2009 he went to local officials to complain about Islamic indoctrination in his school district, arguing that his children should not be forced to learn about Islam.
He was subsequently arrested and found guilty of apostasy by a lower court in Gilan, a province in Rasht, where he and his family live.
The court gave Nadarkhani a chance to recant and return to Islam, but he refused.
Death sentences for apostates in Shariah Law are prescribed both by fatwas, or legal decrees, and reinforced by Iran’s penal code. Article 225 of the Iranian penal code states, "Punishment for an Innate Apostate is death," and "Punishment for a Parental Apostate is death.”
While all religious minorities in Iran, including Bahais, Zoroastrians, Jews and Christians, have faced various forms of persecution and political and social marginalization, the government saves its harshest retribution for those who have abandoned Islam.


Read more: http://www.foxnews.com/world/2012/02/27/irans-christian-pastor-alive-execution-looming/#ixzz1pUoir0zH

بازداشت دسته‌جمعی اقلیت‌های دینی

شنبه, 12/13/1390 - 15:36
نسخه قابل چاپنسخه قابل چاپ
گزارش نقض حقوق اقلیت‌های دینی در ایران- بهمن ماه۱۳۹۰
لوا متحده - طی روزهای اخیر، حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی به اتهام "ارتداد" پس از دوسال در حالی به دایره اجرای احکام فرستاده شد که شمار چشمگیری از شهروندان مسیحی و بهایی در یک ماه گذشته بازداشت و به حبس‌محکوم شدند. تهدید، تفتیش منازل و محرومیت از تحصیل نیز از دیگر موارد نقض حقوق اقلیت‌های دینی طی بهمن ماه گذشته در ایران بود.

بازداشت‌ها
بهمن ماه ۱۳۹۰ برای پیروان دو اقلیت دینی مسیحی و بهایی ساکن شیراز ایام خوشی را در بر نداشت، چراکه به شدت تحت فشار و اذیت از طرف اداره اطلاعات این شهر قرار گرفتند.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، ماموران امنیتی با هجوم به یک منزل مسکونی که به عنوان کلیسای خانگی از آن استفاده می‌شد، ده تن از نوکیشان مسیحی ساکن شیراز را که برای اجرای مراسم عبادی دورهم گردآمده بودند، دستگیر کردند.
از سوی دیگر در روز جمعه ۱۴ بهمن‌ماه ماموران اداره اطلاعات به منازل حدود ۳۰ نفر از شهروندان بهایی اهل شیراز مراجعه و ۱۱ تن از شهروندان بهایی را دستگیر کردند. این در حالی بود که براساس گزارش سرویس خبری "جامعه بهایی"، ماموران حکم بازداشت ۲۱ شهروند بهایی را در دست داشته‌اند که به دلیل عدم حضور بعضی از این اسامی در منازل‌شان از بازداشت آنان خودداری کردند. در میان بازداشت‌شدگان یک کودک نه ماهه هم به همراه مادرش دستگیر می‌شود که عصر همان روز به همراه دو شهروند بهایی دیگر آزاد می‌شوند.
بازداشت‌ها تا روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ماه ادامه می‌یابد؛ به طوری که در این روز ماموران به منازل چهار شهروند بهایی دیگر اهل شیراز مراجعه و با برخوردی توام با توهین و خشونت آنها را هم دستگیر می‌کنند. سرویس خبری "جامعه بهایی" گزارش داد، رفتار خشونت‌آمیز ماموران در حدی بوده است که در روردی منزل یکی از بهاییان شکسته می‌شود.
بازداشت‌های دسته‌جمعی اقلیت‌های دینی در این ماه محدود به شیراز نبود. در روز جمعه ۲۸ بهمن ماه ماموران اداره اطلاعات شهر مشهد به منزل یک شهروند بهایی که در آن نمایشگاه خصوصی کارهای دستی نوجوانان بهایی تشکیل شده بود، مراجعه و ضمن برهم زدن نمایشگاه با ایجاد رعب و وحشت در بین حاضران به خصوص کودکان حاضر در محل، هشت شهروند بهایی را بازداشت می‌کنند.
بازداشت اقلیت‌های دینی در بهمن ماه تنها به بازداشت‌های دسته‌جمعی ختم نشد. براساس گزارش خبرگزاری "هرانا" در روز چهارشنبه ۱۹ بهمن‌ماه ماموران امنیتی با مراجعه به محل کار ماسیس موسسیان، کشیش کلیسای "جماعت ربانی نارمک"، نامبرده را بازداشت می‌کنند. بر اساس آخرین خبرها در این زمینه، آقای موسسیان به زندان رجایی شهر منتقل شده است.
دادگاه و اعلام حکم
به گزارش تارنمای خبری "محبت‌نیوز" پس از گذشت سیزده ماه از بازداشت فرشید فتحی شهروند مسیحی، اولین جلسه دادگاه وی تشکیل شد. این شهروند که در پنجم دی‌ماه ۱۳۸۹ در آستانه سال نو مسیحی پس از یورش ماموران امنیتی به مراسم مذهبی مسیحیان و بازداشت شماری از آنان، دستگیر شده بود به دلیل عدم قبول خواسته‌های بازجویان و عدم انکار باور خود، بیش از ۴۰۰ روز است که در بند ۲۰۹ زندان اوین به طور انفرادی محبوس است.
از طرف دیگر کمیته "گزارشگران حقوق بشر" گزارش داد، مسئولان قضایی از آزادی بهنام ایرانی، شهروند مسیحی پس از اتمام دوران محکومیت یک ساله بدون ارائه دلیل مشخصی ممانعت به عمل آورده‌اند.
در بهمن‌ماه سال جاری قضات دادگاه‌های انقلاب در شهرهای مختلف ایران در مجموع ۳۰ سال حبس تعزیری برای شهروندان بهایی و مسیحی صادر کردند. بالاترین این احکام صادره به عادل فناییان، شهروند بهایی ساکن سمنان اختصاص دارد. این شهروند به "اتهام تبلیغ علیه نظام" و "اقدام علیه امنیت ملی" به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. هم‌زمان تائید محکومیت پنج ساله ایقان شهیدی، دانشجوی محروم از تحصیل بهایی و از فعالان حق تحصیل یکی دیگر از موارد نقض حقوق اقلیت‌های دینی بود.
از سوی دیگر یک زن و شوهر جوان بهایی به نام‌های کامران رحیمیان و فاران حسامی هرکدام به چهارسال حبس تعزیری محکوم شدند. کامران رحیمیان هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می‌برد. الهام روزبهی، شهروند بهایی ساکن سمنان نیز به سه سال و صدف ثابتیان، شهروند بهایی ساکن ساری و لیلا محمدی، نوکیش مسیحی هرکدام به دوسال حبس تعزیری محکوم شدند.
در همان حال یک پدر و دختر بهایی ساکن سمنان به نام‌های گودرز و روفیا بیدقی و هم‌چنین دو شهروند بهایی دیگر به نام‌های منوچهر منزویان و فرزاد نعیمی، هرکدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند. گزارش‌های منتشر شده حاکی از این است که دادگاه تجدید نظر شهرستان کرج محکومیت یک ساله یک شهروند بهایی ساکن این شهر به نام روح‌الله زیبایی را به جریمه نقدی معادل سه میلیون ریال تبدیل کرد.
تهدید، تفتیش و اخراج
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران (محبت نیوز) در ۲۱ بهمن ماه سال جاری وزارت اطلاعات طی دستوری از دو کلیسای پروتستان "عمانوئیل" و انجیلی "پطرس" در تهران خواست که سرویس فارسی خود را تعطیل کنند. این دو کلیسا آخرین کلیساهایی بودند که در ایران برای هم‌وطنان مسیحی مراسمی به زبان فارسی برگزار می‌کردند.
سرویس خبری "جامعه بهایی" هم گزارش داد، شهره اعظمی و ندا قربانی، هرکدام به ترتیب به مدت هشت و پنج روز متوالی در اداره اطلاعات سمنان مورد بازجویی قرار گرفتند. خانه حقوق بشر ایران (رهانا) از تفتیش منزل عنایت‌الله سنایی، شهروند بهایی ساکن ساری در یکم بهمن‌ماه و خبرگزاری "هرانا" از تفتیش منزل فروغ عطائیان، شهروند بهایی ساکن قائم‌شهر در ۱۸ بهمن‌ماه خبر دادند.
از طرف دیگر "بانی دوگال"، نماینده ارشد جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل از ایجاد کمپینی از سوی حکومت در شهر کرمان برای تحت فشار قرار دادن بهاییان از نظر اقتصادی خبر داد. بسیاری از جواز کسب‌ها، باطل یا تمدید نشده‌اند.
گفته می‌شود به بهاییان کرمان گفته شده است اجازه ندارند در یک خیابان چند مغازه داشته باشند. به گفته خانم دوگال، مقامات تا آنجا پیش رفته‌اند که جواز شرکای تجاری بهاییان را هم با اینکه پیرو آئین بهایی نبوده‌اند، لغو کرده‌اند.[۱]
اخراج دانشجویان اقلیت‌های دینی هم‌چنان در بهمن ماه ادامه پیدا کرد. شیما موفقی، دانشجوی رشته مدیریت دانشگاه شمال آمل و سیدکیان هاشمی دهج، دانشجوی مهندسی آب دانشگاه تهران دانشجویانی بودند که به دلیل اعتقاد به آئین بهایی به همراه فاطمه نوری، دانشجوی رشته هنر یکی از دانشگاه‌های تهران به دلیل اعتقاد به آئین مسیحی از تحصیل محروم شدند.