Tuesday, 31 July 2012

گرویدن عضو سابق سپاه پاسداران از قلب سپاه به آغوش مسیح !
.وی به عنوان یکی از اعضای نخبه سپاه پاسداران شاهد صحنه های وحشتناک ی بود. همین امر سوالاتی را در ذهنش درباره ایمانش به اسلام و رژیم اسلامی بوجود آورد. وی به غرب گریخت و شخص دیگری را پیدا کرد که با محبت ی که به او داد جانش را مملو ساخت.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران، « محبت نیوز» ، "رضا خلیلی" در حال حاضر در آکادمی آموزش مشترک ضد جاسوسی در وزارت دفاع آمریکا به تدریس مشغول است و از اعضای نیروی عملیاتی امنیت داخلی ایالات متحده می باشد. او کتابی را به نام "زمان خیانت" به تألیف در آورده که شرح زندگی دوگانه وی به عنوان مأمور سیا در سپاه پاسداران است. این کتاب جایزه هایی را در آمریکا و سطح بین المللی به خود اختصاص داده است.
وی که به دلایل امنیتی نام "رضا خلیلی" را برای خود برگزیده می گوید: « در بچگی همیشه در قلبم به خدا دعا می کردم. همیشه به دنبال راهی برای نزدیک شدن به او بودم.»
وی که در آمریکا تحصیل کرده، بلافاصله پیش از انقلاب به ایران بازگشت. تجربیاتش در ایالات متحده نوعی احترام را نسبت به سنت های دموکراتیک آن کشور در وی بوجود آورد. وی می گوید: « بنیانگذاران ایالات متحده بسیار شجاع بودند که برای فراهم آوردن انسانیت همراه با دموکراسی و آزادی، جان خود را نثار کردند».
وی پس از بازگشت به ایران ایده آل های زیادی در سر داشت. او در این باره می گوید « می خواستم به کشورم کمک کنم تا پیشرفت کند و امیدوار بودم که دموکراسی کامل برقرار خواهد شد. ایمان داشتم که آیت الله خمینی به قولی که داده بود وفادار می ماند. وی وعده داده بود که همه آزاد باشند.»
.یکی از دوستان دوران بچگی اش وی را قانع کرد که بخاطر تخصصش در کامپیوتر به سپاه پاسداران بپیوندد. اما وی هنوز آمادگی مشاهده چیزهایی که کمی پس از پیوستنش به سپاه تحت نام اسلام دید را نداشت.
"رضا خلیلی"ضمن تشریح سرکوب مسیحیان ایران توسط دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی فاش ساخت که آیت الله های ایران از تعداد زیاد مسلمانانی که به مسیحیت ایمان می‌آورند عاجز شده اند. / English
وی اشاره کرد: «آخوند ها، ایرانیان را مجبور کردند که به پوشش افراطی اسلامی تن در دهند و مجازات قطع عضو را برای جرائمی مانند دزدی، شلاق برای مشروب خواری و سنگسار برای زنا را بپذیرند.» جوانانی که به دنبال آزادی هایی بودند که فکر می کردند انقلاب برایشان وعده داده، دستگیر شدند و به زندان اوین برده شدند.
«بسیاری مورد تجاوز، شکنجه قرار گرفتند و اعدام شدند که در میان آنها بهترین دوست من و اعضای خانواده اش بودند. دختران 13 ساله قبل از اعدام مورد تجاوز جنسی قرار می گرفتند زیرا در اسلام اعتقاد بر این است که باکره ها به بهشت می روند و کسانی که خود را مردان خدا می خواندند می خواستند آنها را از این پاداش محروم سازند. افراد دیگر به آرامی در تانکر های اسید فرو برده می شدند تا با درد و عذاب بمیرند. خمینی و دیگر آخوند ها خود را به عنوان نمایندگان الله بر زمین معرفی کردند و اعلام کردند که هرکه بر ضد آنها باشد دشمن خداست. مجازات دشمنی با آنها و الله نیز اعدام بود. ده ها هزار نفر اعدام شدند.»
اینگونه رفتار های رژیم اسلامی نظر وی را برگرداند. این سوال برای او مطرح شد که چه کسی می تواند این کارها را بکند؟ آنها ادعا می کنند که به الله معتقدند و اسلام آخرین و بالاترین دین هاست و همه باید به این دین وارد شوند.
وی گفت: « این موضوع قلب من را شکست. من در جستجوی خدا بودم. پس نزد او دعا کردم و گفتم "این چیزها نمی تواند از سوی تو باشد. اینها کار تو نیست."» خلیلی نمی توانست باور کند که خدایی که محبت است بتواند منشأ چنین جنایاتی هولناکی باشد.
وقتی که دیگر طاقتش طاق شد، رئیس ش را قانع کرد که برای دیدار از یکی از فامیل های بیمارش به آمریکا برود. در طول مدت سفرش به آمریکا با مأمورین اف-بی-آی دیدار کرد و آنها هم وی را به مأمورین سیا در لندن ارجاع دادند. پس از اینکه چندین آزمون دروغ سنجی را پشت سر گذاشت و آموزش دید، به عنوان یک مأمور مخفی به ایران بازگشت. وی در مورد این اقدامش می گوید:
« تصمیم گرفتم به روش خودم با رژیم مقابله کنم.»
وی در عین حال به مطالعه آموزه های اسلامی ادامه داد تا بتواند بالاخره حقیقت را بیابد. وی می گوید «هرچه بیشتر از قرآن و احادیث فهمیدم، به این نتیجه رسیدم که اسلام به این نوع که در ایران اجرا می شود، دین درستی نیست و اینکه الله ای که آخوند های جنایتکار می پرستند، خدای حقیقی نیست. مذهب شان بر ضد تمامی اصول انسانی است. آنها یک سری قوانین وحشیانه را برپا کرده اند که نشان دهنده تعصب، وحشیگری و بی عدالتی بود و بیانگر ذهنی شریر در پس این قوانین بود و نه خدایی پر محبت.
"خلیلی" اسلام را رد کرد و جستجوی خود را برای یافتن خدای حقیقی آغاز نمود. آن خدایی که او را تا کنون در این کار خطرناک وی به عنوان جاسوس سیا در ایران برکت داده بود.
وی از ایران در اواسط دهه 90 میلادی از ایران فرار کرد و اکنون بطور مخفیانه در ایالات متحده زندگی می کند و یکی از اهداف ترور جمهوری اسلامی به شمار می رود. وی این مورد گفت :« آخوند های افراطی که اکنون بر ایران حاکم اند می خواهند که من بمیرم. اول بخاطر خیانت به کشورم به عنوان یک عضو سپاه پاسداران که برای سیا جاسوسی کرد و اکنون هم بخاطر خارج شدن از دین ی که به آنها اجازه چسبیدن به حکومت ظالمانه شان را می دهد.
وی درباره ایمان مسیحی اش گفت « وقتی به آمریکا آمدم، کاملن ایمانم را به اسلام از دست داده بودم و به دنبال خدای خود می گشتم.»
در این میان یکی از دوستانش یک انجیل و یک فیلم زندگی مسیح به او می دهد. این فیلم و انجیل قلب وی را لمس کرد. خلیلی انجیل را خواند و سوال های متعددی از دوستش درباره انجیل پرسید.
وی تفاوت بسیار عمیقی میان تعالیم عیسی مسیح در انجیل لوقا باب 6 درباره محبت به دشمنان و تعالیم قرآن در سوره مائده آیه 33 دید. در این آیه قرآن آمده است « سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت».
"خلیلی" می گوید «من قبلن به هیچ وجه با زندگی عیسی، کلامش، حکمتش و محبت خالصش آشنا نبودم. کلمات مسیح در درون من انقلابی بوجود آورد.»
وی به نقطه ای رسید که خود را تسلیم خدای حقیقی و زنده نمود که مقاومت در برابر محبتش ممکن نبود. "خلیلی" می گوید « کاملیت محبت او جان من را لبریز کرد. نمی توانستم در برابرش مقاومت کنم. محبت او عمیقن من را لمس کرد. در آن زمان بود که بی شک فهمیدم که کتاب مقدس کلام حقیقی خداست. عیسی مسیح همان کسی بود که به دنبالش بودم. می دانستم که دیگر به مقصدم رسیده ام».

دوشنبه ۹ آوریل ۲۰۱۲

کاش رمز سلامتی خود را در این واقعه ای عظیم تاریخی بدانیم

انجیلی که بوسیلۀ آن نجات پیدا خواهیم کرد اینست : مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مُرد (اشعیاء ۵۳: ۱-۱۲). مسیح تنبیه و مجازات گناهان ما را برخود گرفت و بوسیلۀ قربانی کردن خود بر روی صلیب، جرم و گناهان ما بخشید ه گردید (مرقس ۱۰: ۴۵؛ اول پطرس ۲: ۲۴). ولی مسیح یک ا نسان معمولی نبود او پسرخدا و صاحب قدرت الهی برموت و گناه بود. به این دلیل جسد عیسی مسیح پس از موت، در قبر باقی نمانده و در روز سوم از مردگان قیام کرد. در روز سوم در مقبره ای که جسد عیسی مسیح را در آن نهاده بودند، گشوده شد و قبر خالی، نشانه و گواه تاریخی و رستاخیز مسیح است. چون عیسی مسیح از مردگان قیام کرد، می دانیم که خدای ما خدای زنده است. نیز از آنجا که او از میان اموات قیام فرمود، می دانیم که ما ایمانداران و شاگردان خود را نیز از مردگان قیام داده و جهت حیات جاودانی برخواهد خیزاند (رومیان ۸: ۱۱؛ افسسیان ۲: ۴-۷).

به این خاطر است که قیام مسیح اینقدر مهم بوده و در مرکز ثقل اعتراف ایمان ما مسیحیان قرار دارد. اگر جسد بی جان مسیح در قبر باقی ماند بود، ایمان ما عبث می بود. منجی مرده کسی را نجات نخواهد داد! . لذا بگذارید تمامی جهان بدانند که عیسی مسیح زنده و قیام کرده است. او بر موت و گناه پیروز گردیده است. او بر موت و گناه غلبه یافته است و بخاطر پیروزی اوست که ما نیز بر موت و گناه پیروز خواهیم گردید .

بر طبق کتاب مقدس، عیسی بایستی از مردگان برخیزد (مزمور ۱۶: ۱۰؛ اشعیاء ۵۳: ۱۰-۱۲) موضوع برخاستن در روز سوم همچنین در کتاب یونس نبی ذکر گردیده است (یونس ۱: ۱۷) یونس نبی سه روز در شکم ماهی مدفون بود و در روز سوم ماهی او را روی خشکی قی کرد و یونس از عقوبت الهی نجات یافت. در انجیل متی ۱۲: ۳۸-۴۲ می خوانیم که عیسی مسیح خود را به یونس تشبیه کرده و دربارۀ مرگ و رستاخیز خود پیش گویی می کند. مسیح از همان ابتدا امر می دانست که بایستی رنج صلیب را متحمل گردد و نیز می دانست که در روز سوم از میان مردگان برخواهد خاست. عیسی مسیح در سه جای مختلف، موضوع مرگ و رستاخیز خود را با شاگردانش مطرح نموده و ذهن آنها را در این مورد آماده ساخت (مرقس ۸: ۳۱؛ ۹: ۳۱؛ ۱۰: ۳۲ – ۳۴).
حال چگونه می توان از صحت رستاخیز مسیح مطمئن گردید؟ اولین دلیل ما قبر خالی است. اگر قبر خالی دلیل قانع کننده ای نیست (زیرا ممکن است کسی بگوید که شاگردان عیسی بدن او را مخفیانه دزدیدند تا که مردم را فریب داده بگویند که عیسی برخاسته است. متی ۲۸: ۱۱-۱۵)؛ بزرگترین دلیل و گواه ما بر قیام مسیح از میان مردگان اینست که وی پس از مرگ خود برعدۀ زیادی از شاگردان خود ظاهر گردید. ازمیان شاگردانی که عیسی مسیح را پس از مرگش دیدند یکی کیفا (پطرس) رسول اعظم عیسی بود (لوقا ۲۴: ۳۳-۳۴). سپس عیسی به مابقی رسولان خود ظاهر گشت (متی ۲۸: ۱۶؛ یوحنا ۲۰: ۱۹). ظهور عیسی مسیح به شاگردان خود در خواب و یا در رویا و خیال نبود بلکه عیسی مسیح با بدن جلال یافتۀ خود برایشان ظاهر شد (لوقا ۲۴: ۳۶-۳۹ و یوحنا ۲۰: ۲۴-۲۸). حتی با وجود این دلایل، نیز ممکن است بعضی شهادت رسولان را باور نکرده و به حقیقت رستاخیز عیسی مسیح شک کرده و آن را راست نپندارند. ممکن است گفته شود که دوازده رسول اولیۀ عیسی، قصه پردازی کرده و یا بخاطر حفظ آبروی استاد خود دروغ گفته و قبر خالی و داستان رستاخیز عیسی، تماماً دسیسه ای جهت فریب عوام می باشد. ولی عیسی مسیح فقط به آن دوازده ظاهر نشد، بلکه به زیاده از پانصد برادر نیز ظاهر شد ممکن است که دوازده نفر باهم توطئه کرده و متحداً در رابطه با موضوعی دروغ بگویند. ولی گفتن اینکه پیش از پانصد نفر متحداً دروغ بگویند، با عقل و منطق سازگار نیست. چگونه ممکن است که بیش از پانصد نفر را جمع کرد با یکدیگر هم داستان شده و افسانه ای جعلی ساخته و در مورد موضوعی دروغ بگویند. کسی دچار نقیضه گویی نشده و یا اینکه هیچ کس به توطئه و جعلی بودن حکایت پی نبرد؟ استنباط منطقی و مطابق با عقل و برهان اینست که شهادت ایشان را پذیرفته و قبول کنیم که شهادت آن برادران راست بوده و مسیح حقیقتاً از میان مردگان قیام کرده و به آنها ظاهر گردیده است. مسیح به آنها ظاهر شد و بیش از پانصد نفر او را به چشم خود دیدند و بر این حقیقت شهادت داده اند.

در تمامی طول تاریخ، خبر واقعه ای مهمتر از رستاخیز مسیح اتفاق نیفتاده است . توجه کنید، وقتی که ایمانداری چشم از جهان فرو می بندد، به کام نیستی نرفته بلکه «به خواب می رود» و پس از آنکه ایشان مدتی در خواب سپری کردند، در مسیح بیدار خواهند شد (اول تسالونیکیان ۴: ۱۳-۱۸).عیسی مسیح سپس به برادر ناتنی خود ظاهر شد. یعقوب بعدها یکی از رهبران کلیسای اورشلیم گردید (غلاطیان ۲: ۹) و رسالۀ یعقوب را نگارش کرد. در آغاز کار، یعقوب به عیسی ایمان نیاورد (یوحنا ۷: ۵) ولی عیسی مسیح، پس از رستاخیزش به او و برادران جوانترش ظاهر شده و متعاقباً آنها نیز به او ایمان آوردند (اعمال ۱: ۱۴). عیسی نیز به جمیع رسولان نیز ظاهر شد. منظور پولس از رسولان، تنها آن دوازده حواری اولیۀ مسیح نبوده بلکه منظور همچنین رهبران کلیسای اورشلیم می باشد که بعدها با لقب رسول معروف شدند. عیسی مسیح، پس از قیام از مردگان مدت چند روز بر روی زمین باقی ماند. در آن مدت به کسانی که ذکرشان رفت، ظاهر گردید و پس از آن به آسمان صعود نمود. پس از صعودش به آسمان بود که عیسی به پولس ظاهر شد. به همین دلیل است که پولس رسول در اینجا می گوید آخر از همه برمن ... ظاهر گردید (اعمال ۹: ۱-۹؛ ۲۲: ۶-۱۱؛ ۲۶: ۱۲-۱۸). اغلب رسولان مسیح، او را پس از قیامش از عالم اموات، با چشمان خود ملاقات کرده بودند. تجربۀ ملاقات با مسیح زنده و قیام کرده، این افراد معمولی را به گونه ای تحت تأثیر قرار داد که به چهار گوشۀ عالم رفته و به مسیح قیام کرده بشارت داده و به انجیل مسیح موعظه نمودند. تا اینجا، دو گروه از شواهد اصلی در اثبات صحت این ادعای کتاب مقدس که مسیح برخاسته است، را معرفی کردیم. گفتیم که قیام مسیح از مردگان یک حقیقت انکار ناپذیر تاریخی است زیرا که:

اولاً قبر مسیح خالی بود، و ثانیاً عیسی مسیح پس از قیامش به عدۀ بسیاری ظاهر گردید. دستۀ سوم دلایل، به زندگی و شهادت رسولان مربوط می شود. همینطور که می دانید پس از مصلوب شدن مسیح، همۀ شاگردان گریخته، خود را مخفی ساختند (متی ۲۶: ۵۶ مرقس ۱۴: ۵۰). رسولان مسیح سخت ترسیده بودند. پیشوایشان اعدام شده بود و اینک آنها نگران بودند که سربازان رومی در پی ایشان نیز آمده، آنها را دستگیر کرده، اعدام خواهند نمود. آنها خود را در منزلی مخفی کرده و درها بسته بودند (یوحنا ۲۰: ۱۹). ولی چه اتفاقی افتاد که این گروه ترسان چنان شهامت و دلیری پیدا کردند؟ چه اتفاقی افتاده بود که آنهایی که یکی روز دلشان پر از ترس و وحشت بود، روز بعد با دلیری تمام به نام عیسی مسیح موعظه می کردند؟ و در مورد پولس، چه اتفاقی افتاد که او یک روزکلیسا را مورد جفا قرار می داد و روز دیگر در تمامی قلمروی امپراطوری روم به موعظه به مسیح پرداخت؟ چه شد که زندگی و رویۀ رسولان به یکباره دستخوش چنین تغییر شگرفی شد؟ یک پاسخ ممکن به این سؤال وجود دارد: ایشان با مسیح رستاخیز کرده ملاقات کردند. و نه تنها مسیح زنده بر ایشان ظاهر گردید، او روح القدس موعود را به ایشان داد تا شاهدان او باشند (اعمال ۱: ۸؛ ۲: ۱-۴، ۱۴، ۴۱).

وبالاخره دلیل چهارم جهت قیام مسیح از مردگان اینست که از دو هزار سال پیش به این سو، میلیونها میلیون مسیحی، با مسیح زنده و قیام کرده ملاقات داشته و بوسیلۀ روح القدس حضور زندۀ عیسی مسیح را در وجود خود تجربه کرده اند. جا دارد که از خود بپرسیم: آیا مسیح در وجود من زندگی می کند؟ اگر چنین است، وجود مسیح زنده در قلب ما بزرگترین شهادت و گواهی رستاخیز مسیح می باشد! اگر پس از مرگ، رستاخیزی وجود نداشته باشد، پس مسیحیان از همه بدبختر هستند! زیرا که پس از یک عمر سختی و مشقت کشیدن و بخاطر مسیح جفا دیدن در این جهان، هیچ امیدی به دریافت پاداش درجهان آینده نخواهند داشت. اگر قیامت از مردگان وجود نداشته باشد، بهتر است انسان اصلاً مسیحی نشود! ولی از آنجا که مسیح از میان مردگان برخاسته است، می توان به او بعنوان خدا اطمنیان کرده و ایمان آورد. می توان از درستی و حقیقت تعالیمش مطمئن بود. می توانیم به او صد درصد اعتماد کرده، او را تکیه گاه زندگی خود قرار دهیم. در این صورت ایمان ما باطل نخواهد بود، زیرا که بواسطۀ ایمان به او، از همان قوتی که او را از مردگان برخیزانید و او را به دست راست خدا نشانیده است مدد خواهیم گرفت (افسسیان ۱: ۱۹-۲۱). آمین

در فیض و محبت عیسی مسیح قیام کرده باشید .
خبر فوری – تعطیلی کلیسای عمانوئیل تهران توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، پس ازچند دهه فعالیت
فرستادن به ایمیلچاپ
به همین دلیل امروز پس از دهها سال فعالیت مستمر ، کلیسای عمانوئیل نتوانست مراسم روز یکشنبه خود را برگزار کند و به کلی تعطیل بود. ماموران سپاه به رهبران کلیسا گفته اند که مجوز فعالیت آنها لغو شده است.
یکشنبه 8 مرداد 1391 - ساعت 23:00 گرینویچ
به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی در تهران، صبح روز پنجشنبه 5 مرداد ماه (26 ژوئیه 2012)، ماموران اطلاعات سپاه پاسداران به کلیسای عمانوئیل تهران هجوم بردند و از کشیش "سرگی شاوردیان" رهبر این کلیسا و سایر حاضران در محل خواستند فوری آنجا را ترک نمایند. آنها به رهبران کلیسا گفتند که مجوز فعالیت این کلیسا لغو شده است و از این پس اجازه برگزاری مراسم پرستشی و نیایشی یا هرگونه فعالیت مسیحی در آن مکان را ندارند.
به همین دلیل امروز 8 مرداد 1389 پس از دهها سال فعالیت مستمر ، کلیسای عمانوئیل نتوانست مراسم روز یکشنبه خود را برگزار کند و به کلی تعطیل بود.
هنوز دلایل این اقدام اطلاعات سپاه پاسداران برای بستن یک کلیسای رسمی دارای مجوز فعالیت از سوی آن نهاد اعلام نشده است. همچنین مشخص نیست که برای بستن کلیسا به رهبران آن دلیلی اعلام شده است یا نه؟
دو ماه قبل مهندس "مهرداد سجادی" 35 ساله به همراه همسرش خانم "فروغ دشتیان پور" از اعضای فعال و مشایخ کلیسای عمانوئیل تهران در روز پنج شنبه 4 خرداد ماه (28 می 2012) توسط ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات ایران بازداشت شده بودند. خانم دشتیان پور بعد از چند هفته آزاد شد . ولی همسرش همچنان در بازداشت به سر می برد و از وضعیت حقوقی نامشخصی برخوردار است. رهبر این کلیسا، کشیش شاوردیان نیز چند هفته قبل از آن به مدت دو شب توسط اطلاعات بازداشت شده بود.
مطابق خبر منتشر شده از سوی خبرگزاری مسیحی "کمپس دایرکت نیوز" در بهمن ماه سال گذشته ( ژانویه 2012) ، کلیسای عمانوئیل مجبور به تعطیل سرویسهای خود به زبان فارسی شد. کمی بعد نیز رهبران این کلیسا را تحت فشار گذاشتند تا آنها از اعضا و کسانی که برای عبادت به این کلیسا میروند کپی کارت ملی اخذ نمایند و به وزارت اطلاعات تحویل دهند.
ماموران اطلاعاتی و امنیتی به رهبران کلیسا قول داده بودند که این مسئله برای آمارگیری معمولی است و هیچ تهدیدی برای عبادت کنندگان این کلیسا پیش نخواهد آورد. قولی که هرگز عملی نشد. در ماههای بعد خبرهائی وجود داشت مبنی بر محروم شدن چند تن از دانشجویان ایماندار این کلیسا که از امتحانات پایان ترم خود محروم شده بودند. همینطور قطع کردن حقوق چند تن از کارکنان دولتی که از عبادت کنندگان در این کلیسا بودند.
برخی از اعضای این کلیسا نیز پس از ارائه کپی کارت شناسائیشان به وزارت اطلاعات تا کنون به ادارات امنیتی و اطلاعاتی احضار شده اند که در مواردی نیز بازداشت شده اند.
به طور کلی از نیمه های سال قبل فشارهای زیادی بر روی کلیسای عمانوئیل تهران شروع شد که قبلا تا این حد سابقه نداشت.در زمان بازداشت برخی اعضای کلیسای عمانوئیل تهران پیش بینی می شد که مسئله تعطیل کردن کلیساهای رسمی فعال در ایران در دستور کار رهبران جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
با اعلام خبر تعطیلی کلیسای جنت آباد تهران و دادن مسئولیت پرونده کلیساها ی مسیحی ایران به سازمان اطلاعات سپاه، از سوی "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" در خردادماه گذشته (28 می 2012)، به وضوح مشخص شد که پروژه تعطیلی کلیساهای رسمی و ساختمانی ایران توسط حکومت جمهوری اسلامی کلید خورده است.
در دی ماه سال گذشته (دسامبر 2011)، بعد از یورش ماموران نقاب پوش به کلیسای جماعت ربانی اهواز در هنگام برگزاری مراسم ویژه کریسمس و بازداشت کشیش و دو تن از خادمان آن، این کلیسا نیز درهایش بسته شد. با وجود اینکه پس از چند ماه کشیش و دو خادم مذکور با قید وثیقه به طور موقت آزاد شدند، ولی کلیسا هرگز اجازه فعالیت مجدد نیافت. کشیش فرهاد سبک روح رهبر آن کلیسا عاقبت تحت فشار مجبور به ترک اهواز و اقامت در تهران گردید.
اکنون به نظر می رسد که حکومت دارد تحمل پذیری خود را نسبت به کلیساهای رسمی کشور به کلی از دست می دهد و مسیحیان ایران باید هر روز منتظر تعطیلی کلیسای مسیحی جدیدی در ایران باشند.
مسیحیان ایران می گویند که همه این اقدامات محدود کننده که از قبل نیز وجود داشته از سال گذشته بسیار شدت گرفته است. آنها معتقدند حکومت جمهوری اسلامی در واقع به هراس افتاده است و می خواهد تلاش کند با این حرکات شاید بتواند جلوی رشد روز افزون مسیحیت در ایران را بگیرد.

Wednesday, 25 July 2012

نگرانی از وضعیت فرزندان یك زوج زندانی مسیحی !
.والدین این افراد ماهها است كه بدلیل ایمان به مسیحیت در زندان بسر می برند . این دو تنها و برای امرار معاش كار می كنند و همچنین نیمی از درآمد خود را برای هزینه های پدر و مادرشان به زندان می پردازند . این دو برادر و خواهر بدون سرپرست و به دور از کانون خانواده روزگار سختی را در تنهایی می گذرانند .
آژانس خبری مسیحیان ایران محبت نیوز - « هلما » و « نیما » فرزندان یك زوج نوكیش مسیحی (فریبا ناظمیان و همایون شکوهی) هستند که والدین آنها از ماهها پیش به جرم اعتقاد و ایمان به مسیحیت بازداشت و همچنان نیز در زندان بسر می برند . این دو برادر و خواهر بدون سرپرست و به دور از کانون خانواده روزگار سختی را در تنهایی می گذرانند.
«هلما» دختر 12 ساله، تنها پشتیبان وی برادرش «نیما»ست. نیما دانش آموز و تنها 17 سال دارد. وی در جریان بازداشت پدر و مادرش در ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۰ ( برابر با ۸ فوریه ۲۰۱۲ ) حضور داشت و او نیز توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
" نیما" بهمراه دو تن دیگر از نوكیشان مسیحی ساكن شیراز پس از ۳۶ روز باداشت و بلاتكلیفی با سپردن وثیقه ( سند ) ۱۰۰ میلیون تومانی بطور موقت از زندان آزاد شد.
این پسر نوجوان پس از آزادی موقت از زندان تنها به جرم اینکه مدتی را در زندان بوده، دیگر اجازه ادامه تحصیل در دبیرستان را نداشت و اکنون وضعیت تحصیلی اش در سال آینده كه می تواند در سرنوشت آینده وی نقش مهمی داشته باشد در وضعیت نامعلومی قرار گرفته است. نیما که سال سوم دبیرستان را کنار دوستان و همکلاسیان خود طی می‌کرد از روی ناچاری به تازه‌گی در یك مغازه كفش فروشی شغلی پیدا كرده و در شرایطی که تورم و گرانی در ایران بیداد می‌کند مجبور شده تا برای تامین هزینه‌های زندگی خود و خواهر کوچکش‌ كار كند تا کمک خرج خانواده‌ای باشد که امروز چنین جفایی را به خود می بیند.
"نیما" همچنین مسئولیت تامین هزینه های زندان را نیز بر عهده دارد و مجبور است با كار و حقوقی كه دریافت میكند نیمی از آن را بابت هزینه های داخل زندان برای پدر و مادرش بپردازد .
از آن تلخ‌تر آنکه اقوام مادری "هلما و نیما" بخاطر ایمان آنها و والدینش به مسیحیت طردشان کردند و اقوام پدری آنها نیز در شیراز ساکن نیستند، نیما به خاطر اینکه خواهرش تنها نباشد مجبور است او را نیز به محل كارش به مغازه کفش فروشی ببرد و از او نگهداری کند.
تنها امید این دو کودک برخی از ایماندران مسیحی در شیراز و دوستان نزدیك خانوادگی آنها هستند که با وجود گرانی و سختی معیشت گاهی از "هلما" مراقبت می كنند و در بعضی اوقات نیز وی را در نزد خودشان نگه می دارند. با اینحال " هلما " بودن در كنار برادر خود را ترجیح می دهد.
"فریبا ناظمیان" مادر بچه‌ها در هفته های گذشته در زندان ممنوع الملاقات بود و فرزندانش نتوانستند با مادرشان ملاقات کنند که این اتفاق تاثیر سختی بر روحیه آنان به خصوص دخترش داشت.
بر اساس گزارشات دریافتی از داخل زندان خبر می رسد که وضعیت جسمی خانم "فریبا ناظمیان" مادر بچه ها به شدت وخیم شده و از آن گذشته او بطور غیر عادی در خیاطی زندان وادار به کار شده است.
خانم "فریبا ناظمینان " كه در بند زنان زندان نگهداری می‌شود بنا به گزارشهای مختلف، این بند از زندان شهر شیراز وضعیت ناگواری دارد و ایشان بهمراه بسیاری از زنان معتاد و متهم به قتل در آنجا نگهدای می‌شوند که امنیت این زندانی مسیحی را نیز تحت شعاع قرار داده است.
شرایط این خانواده نوكیش مسیحی با وجود دو فرزندشان به خصوص "هلمای" 12 ساله به نوعی است که نبود آنها در کنار یكدیگر ضربه شدید روحی را به کانون خانواده آنها وارد می کند. گروههای مسیحی و فعالان حقوق بشر از مسئولان جمهوری اسلامی و بویژه مقامات قضایی استان فارس خواسته‌اند با توجه به اینكه "فریبا ناظمیان" مادر خانواده به شدت بیمار می باشد و از وضعیت جسمی خوبی برخوردار نیست و همچنین سرپرستی فرزندان آنها نیز نامشخص است، هر چه سریعتر زمینه و شرایط آزادی این مادر را فراهم کنند .
خانم "فریبا ناظمیان" به همراه همسرش "همایون شکوهی" و سه تن دیگر از نوكیشان مسیحی ساكن شیراز به اسامی آقایان " مجتبی حسینی "، " محمدرضا پرتویی ( كوروش) و "وحید حکانی" كه این افراد از زمان دستگیری در تاریخ ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۰ ( برابر با ۸ فوریه ۲۰۱۲ ) همچنان در زندان عادل آباد شیراز در بازداشت بسر می برند.
این پنج نوكیش مسیحی اگر چه هنوز تفهیم اتهام نشده‌اند، اما برخی از مسئولین و مقامات قضایی اتهام این افراد را شركت در جلسات خانگی - تبلیغ و ترویج مسیحیت، تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی اعلام کرده اند.

Tuesday, 24 July 2012

تشویق به دعا درماه رمضان ازسوی سازمان دیده بان مسیحی
.بیایید برای مسلمانان دعا کنیم، میلیون ها مسلمان در سراسر دنیا هستند که طعم واقعی صلح و شادی ناشی از شناخت خدای محبت و نجات دهندگی عیسی مسیح را نچشیده اند.
به گزارش سرویس ترجمه «محبت نیوز»، به نقل از کریسشین پست، آقای کارل مولر، مدیر عامل سازمان درهای باز گفت: « بیایید تا در طول ایام رمضان دست های خود را به دعا بلند کنیم و برای برادران و خواهرانمان در مسیح که در کشورهای اسلامی زندگی می کنند دعا کنیم، تقویت شان کنیم و تسلی و تشویق شان نماییم.
همچنین بیایید برای مسلمانان دعا کنیم. میلیون ها مسلمان در سراسر دنیا هستند که طعم واقعی صلح و شادی ناشی از شناخت خدای محبت و نجات دهندگی عیسی مسیح را نچشیده اند.»
سازمان "درهای باز" یک تقویم دعای 30 روزه ارائه می کند که مسیحیان را در دعا برای مسیحیان جفا دیده در سراسر دنیا راهنمایی می کند. برای نمونه در روز 19 این تقویم دعا اینطور آمده است که، "انجام دستور عیسی مسیح که می گوید دشمنت را محبت کن.
برای خواهر تاکوش که شوهرش توسط دولت ایران کشته شد غیر ممکن بود. نفرت قلبش را پر ساخت... و سپس او دعا کرد. محبت از اعماق قلبش سرازیر شد و با خود بخشش را آورد."
رمضان امسال 30 تیر شروع می شود. رمضان و روزه در طول این ماه یکی از پنج اصل اساسی اسلام است. اما اینطور که سازمان درهای باز می گوید، رمضان می تواند برای مسیحیان زمان متفاوتی باشد. در این ماه جفا علیه مسیحیان افزایش می یابد، چرا که مسیحیان در این ایام روزه نمی گیرند و سنت های اسلامی را حفظ نمی کنند. مسیحیان در این ایام از طرف دولت، جامعه و یا خانواده های مسلمانشان مورد آزار قرار می گیرند.
یک ایماندار مسیحی ساکن یکی از کشور های اسلامی می گوید: « مسلمانان بسیار حرمت رمضان را نگه می دارند و در این ایام نسبت به اعتقادات و اعمال اسلامی بسیار جدی تر و حساس تر می شوند. پس ما مسیحیان در طول این ماه باید برای انجام فعالیت های کلیسایی بیشتر دقت به خرج دهیم."
تقویم دعا در طول رمضان شامل حقایقی از موعظه «خوشابحال ها» ی مسیح در متی 5: 3-12 است و در کنار آن بطور روزانه موضوعاتی را برای دعا برای مسلمانان ارائه می کند. این تقویم به همراه دیگر منابع در وبسایت www.opendoorsusa.org/ramadan قابل دانلود می باشد.
۹ کشور از ده کشوری که در آنها مسیحیان مورد سخت ترین جفا ها هستند، دولت هایی اسلامی دارند. این ۹ کشور عبارتند از افغانستان (2)، عربستان سعودی (3)، سومالی (4)، ایران (5)، مالدیو (6)، ازبکستان (7)، یمن (8)، عراق (9) و پاکستان (10). کره شمالی هم در صدر این لیست قرار دارد.
بر اساس آمار های سازمان درهای باز، بطور تخمینی 100 میلیون مسیحی در جهان هستند که بخاطر ایمانشان به عیسی مسیح به اشکال مختلف مانند بازجویی، دستگیری و حتی مرگ، مورد جفا قرار دارند. میلیون ها مسیحی دیگر نیز مورد تبعیض هستند. سازمان درهای باز از طریق پخش کتاب مقدس و ادبیات مسیحی، تربیت رهبر و دستیار، توسعه جوامع مسیحی، دعا، خدمت و وکالت مسیحیان مصیبت دیده در سخت ترین مکان ها ایمانداران را حمایت کرده و تقویت می بخشد.
حکم بازداشت دختران خواننده در کلیسا تمدید شد + ویدیو
.این سه دختر از پنج ماه قبل که به طور غیرمنتظره وارد کلیسای جامع شهر مسکو شدند و به اجرای موسیقی پرداختند در بازداشت هستند.
دادگاهی در روسیه حکم بازداشت یک گروه موسیقی پانک را تا شش ماه دیگر تمدید کرد.
به این ترتیب این دختران باید پیش از محاکمه، حدود یک سال را در بازداشت سپری کنند.
دادگاه این دختران را به برهم زدن نظم عمومی متهم کرده است.

جمعه ۱۲ اوت ۲۰۱۱

بیایید با هم مورمونها و شاهدان یهوه بیشتر بشناسیم !!!


اگر می خواهید کسی را سریع از نقطه نظر ایمانی با حقیقت کلام انجیل مقدس , که آیا اعتقاد درست دارد یا نه . می شود این چند سئوال اساسی را کرد.
1- آیا به خدای یکتای تثلیث اعتقاد داری؟
2-آیا مسیح را بعنوان خدای کامل و انسان کامل می پذیری ؟

3- آیا ایمان داری که خون مسیح برای گناهان تو ریخته شد و تو با توبه و ایمان به خون او می توانی نجات یابی ؟
4- آیا به الهام حقیقی کلام خدا اعتقاد داری ؟
5- آیا به ایمان پدران کلیسا و اعتقاد نامه های قرون اول مثل اعتقاد نامه نیقیه اعتقاد داری ؟
اینها اصول اساسی ایمان مسیحی هستند .

امروز می خواهیم در مورد دو بدعت منحرف و گول خورده مسیحیت یعنی مورمونها و شاهدان یهوه صحبت کنم .البته در طول تاریخ فرقه های منحرف زیادی بوده اند و امروز هم فرقه های زیادی وجود دارند ولی این دو با توجه به پیروان بیشترشان و عقاید خطرناکترشان موضوع صحبت امروز ما هستند.


بخش اصلی :
فرقه منحرف از ایمان مورمونها :

ژوزف اسمیت موسس این فرقه منحرف در سال 1830 چنین می گوید : "در دعا در رویا می بینم که پدر و مسیح ظاهر می شوند و می گویند هیچ کدام از کلیساهای که وجود دارند درست نیستند و او مسئول درست کردن کلیسای درست است "چنین ادعای حتی اگر اعتقادات این گروه مخالف انجیل نبود بی احترامی به روح القدس است که کلیسا را در ایمان صحیح محفوظ نگه داشته است و بی احترامی به قدرت خدای پدر و بی احترامی به مسیح به عنوان سر کلیسا است.
مورمونها امروز در دنیا در حدود 10 میلیون هستند و در آمریکا اکثراً زندگی می کنند اگرچه فعالیتهای بشارتی شیطانی خود را به همه جای عالم پخش می کنند . در ارمنستان هم زیاد هستند ولی خوشبختانه در ایران وجود ندارند.
مورمونها علاوه بر انجیل به کتاب مورمون (نام یک فرشته) و کتب انبیای خود اعتقاد دارند. یکی از خصوصیات بدعتها این است که چیز دیگری را در کنار انجیل می آورند که اکثرا نبوتهای است که فکر می کنند از خدا یافته اند.
حال به بررسی چندین عقیده خرافی و خنده دار این فرقه می پردازم تا بدانید انسان سقوط کرده حتی اگر در بهترین کشور و با بهترین فرهنگ و داری تحصیلات عالی باشد می تواند به چه خرافاتی ایمان آورد.

1-مورمونها به یک خدا معتقد نیستند . آنها به وجود خدایان بسیار معتقدند. می گویند پدر ، پسر و روح القدس 3 خدای مجزا برای این دنیا(زمین) هستند و قسمتهای مختلف جهان خدایان دیگری دارد.
2-آنها معتقدند پدر (خدا) جسم و استخوان و خون دارد.
3- آنها معتقدند انسان می تواند خدا شود . نه فقط اخلاقاً بلکه مقاماً.
4-آنها می گویند خدا خالق نیست بلکه سازنده است (ماده قدیم است و از اول وجود داشته است.)
5- آنها آدم را با میکائل و با خدا و پدر ما یکی می دانند. یعنی می گویند خدای پدر همان آدم بوده و در ضمن میکائل نیز هست. فکر می کنم اینها دنیا را با تاتر اشتباه گرفته اند که یک شخص می تواند جای چند نفر بازی کند.
6-می گویند خدا هم زمانی مثل ما بوده است و قدم به قدم به مرحله خدائی رسیده است.
7-می گویند عیسی از آدم بوجود آمد.
8-آنها به پیش موجودیت روح یعنی ارواح مردم قبل از بوجود آمدن آنها وجود دارد و منتظر می ماند تا جسم بپوشد معتقدند.
9-خیلی عجیب است که به عطایای روح القدس ایمان دارند ولی مطمئنا آن روحی که در آنها کار می کند روح القدس نیست. چون بر خلاف انجیل سخن می گویند. این نشان می دهد که هرکس به زبانی صحبت کرد و یا نبوت کرد و یا کسی را شفا داد یا کاری عجیب کرد ما چشم و گوش بسته نباید از او پیروی کنیم. بلکه باید روحها را با کلام خدا بسنجیم.
10- آنها می گویند مسیح برادر شیطان است که بعد از قیامش به مرحله خدائی رسید.
11- آنها می گویند روح القدس شخصیت ندارد بلکه فقط یک نیرو است.
یکی دیگر از مسائلی که در بدعتها می بینیم وجود تناقضات بسیار در داخل خودشان و همچنین تغیر اعتقاداتشان در طی سالیان است.
12-آنها به چند زنی اعتقاد داشتند
یکی دیگر از شاخصه های بدعتها ضعف آنها در معیارهای اخلاقی است .
13- به تعمید مردگان و دعا برای مردگان برای مورمون شدن معتقدند. مثلا در ارمنستان در کنار قبر قدیسین و فامیلهای خود می ایستند و با دعا آنها را مورون می کنند.
14-مثل تمام بدعتهای مسیحی در مورد آخر زمان عقاید عجیب و غریبی دارند
15-آنها می گویند بوسیله فرشتگان دستگذاری شده اند و همچنین یوحنا ، پطرس و یعقوب آنها را دستگذاری کرده اند.
16- آنها به 3 آسمان معتقدند که یکی برای گناهکاران ، دومی برای مورمونهای گناهکار و مسیحیان غیر مورمون و سومی مخصوص مورمونها است.
17- به گناه اولیه آدم معتقد نیستند.
و عقاید عجیب و غیر کتاب مقدسی و دروغهای دیگر.
قابل ذکر است که اسمیت نبوتهای بسیاری کرد که بسیاری از آنها اشتباه بوده است.

درس کاربردی که ما می توانیم بگیریم این است که مواظب هدایات خود و نبوتهای دیگران باشیم . ما نباید نبوتها را خوار بشماریم ولی کلام خدا محور ایمان ماست و هرچیزی که با آن در تضاد باشد قابل قبول نیست. بی احتیاطی ما در این ضمینه می تواند باعث شود برای همیشه از خدا دور شویم. کلام خدا می گوید قوم من بعلت نداشتن معرفت هلاک شدند.



فرقه منحرف از ایمان شاهدان یهوه :

چارز راسل در سال 1870 موسس این فرقه منحرف می باشد.
چارز راسل عضو کلیسای پروتستان بود و جدا شد و کتابی نوشت و گفت که خواندن آن از انجیل مهمتر است.

او ادعا می کرد که او ترجمه درست کلام خدا را انجام داده ولی بعدها معلوم شد که او اصلاً عبری و یونانی نمی داند. او از طرف هیچ کلیسای دستگذاری نشده بود و اجازه تعلیم نداشت . او نیز در ضمینه اخلاقی فاسد بود و در حالیکه زن داشت با زن دیگری ارتباط داشت . او همچنین در کارش هم آدم متقلب و دزدی بود او گندمهای را با ادعای معجزه آور بودن با قیمتی چندین برابر به مردم ساده فروخت . شاهدان یهوه نیز جمیعتی 10-15 ملیونی در دنیا دارند. عقاید انها اینگونه است.


1-شاهدان یهوه با پرروئی بسیار کلام خدا را در جهت منافع و عقاید خود عوض می کنند. مثلا بجای کلمه روح القدس کلمه قوت فعال خداوند و بجای کلمه خدا کلمه یهوه را تغییر داده اند. آنها مثلا یوحنا 1:1 را که می گوید :"در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود " را که آشکارا الوهیت مسیح را نشان می دهد به صورت زیر تغیر داده اند. در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه از خدا {یک خدا یا خدایی}بود.
کتاب شادروان اسقف اعظم زاره در مورد "کتاب مقدس تحریف شده شاهدان یهوه" که کتاب فوق العاده عالی است این حقیقت را آشکارا نشان می دهد که شاهدان یهوه در کجاها کتاب مقدس را تغیر داده اند و به چه علتی نمی توان اینگونه ترجمه کرد. این اسقف عزیز لبنانی که الان پیش خداوند هستند بعلت فعالیتشان در ضمینه مبارزه با این فرقه منحرف و حتی نوشتن جزوه "شاهدان یهوه یا شاهدان دورغین " حتی یکبار در دفتر او اقدام به بمبگذاری از طرف این افراد دروغین و فرزندان ظلمت شده است.

2-شاهدان یهوه تثلیث را رد می کنند.
انها می گویند پدر یهوه است و بالاتر از پسر است. پسر خلق شده است یعنی زمانی بوده است که پسر نبوده است و این کاملا برخلاف اعتقادنامه مسیحیان و انجیل است. همچنین آنها روح القدس را داری شخصیت نمی دانند بلکه می گویند او قوت خداست. در حالیکه انجیل صریحاً اعلام می کند که روح القدس تعلیم می دهد ، تسلی می دهد ، هدایت می کند ، صحبت می کند ، ناراحت می شود و تمام این چیزها برای یک نیرو نمی تواند اتفاق بیفتد.

3-شاهدان یهوه روح القدس و مسیح را خدا نمی دانند. آنها برای روح القدس شخصیتی قائل نیستند و مسیح را بعنوان اولین مخلوق قبل از آفرینش هر چیز دیگری قبول دارند. آنها می گویند مسیح یک انسان معمولی بود ولی بعد از تعمید موجود تازه ای شد که با تعلیم صحیح انجیل در عبرانیان 13:5 که می گوید: " عیسی مسیح دیروز ، امروز و تا ابد الاباد همان است " در تناقض است. آنها می گویند مسیح ابتدا داشته ، مخلوق است و نه خدا . عقیده دارند مسیح قبل از انسان شدنش میکائل بود و برادر شیطان لوسیفر است. آنها می گویند شیطان هم مثل مسیح پسر خدا است ولی برضد خدا برخاست. خدایا این منحرفین را به فیض خود به حقیقت راهنمای کن.آمین

4-شاهدان یهوه مصلوب شدن مسیح و ریخته شدن خونش را برای گناهان ما قبول ندارند. می گویند او مصلوب نشد او را از چوبی آویزان کردند و دار زدند. واقعاً عجیب است نه. حال نمی دانم این عقیده را از کجا در آورده اند. در حالکیه 4 انجیل به وضوح مصلوب شدن او را نشان می دهند و در انجیل در حدود 72 بار در مورد خون عیسی و صلیب او صحبت شده است. بعلاوه اگر اینها کمی به خود زحمت بدهند و تاریخ را بخوانند خواهند فهمید که مسیح حقیقتا مصلوب شده است.

5-شاهدان یهوه به قیامت جسمانی یعنی قیامت بدنی عیسی و همچنین ما ایمان ندارند و تنها به قیام روح ایمان دارند در حالی که از طرف دیگر می گویند روح نیز ابدی نیست.

6-شاهدان یهوه نیز مثل بقیه بدعتهای مسیحی تاریخ های مکرری در مورد بازگشت ثانویه مسیح اعلام کردند . این در حالی است که مسیح صریحاً گفته بود هیچ کس زمان بازگشت او را نمی داند. شاهدان یهوه سال 1874 و بعداً سال 1914 را بر اساس تفسیر عجیبی از اعداد و ارقام سال بازگشت مسیح اعلام کردند و وقتی عیسی نیامد آنرا به شکل عجیبی تفسیر کردند. گفتند او آمد و ملکوت خود را که همان شاهدان یهوه باشند را تاسیس نمود.

آنچه برای ما مهم است تفسیرهای اشتباه کلام ممکن است ما را به بدعت بکشاند.

7- شاهدان یهوه به جاودانه بودن روح معتقد نیستند و می گویند که روح با مرگ از بین می رود . حال در قیامت چه اتفاقی می افتد باید از آنها پرسید . این هم یکی دیگر از تناقضات آنهاست.

8-شاهدان یهوه به عادل شدن با کارهای خوب معتقدند. آنهامی گویند مرگ مسیح لازم بود ولی برای نجات ما کافی نبود و ما با کارهایمان عادل می شویم. کلام خدا از زبان پولس می گوید ملعون است کسی که راه نجات دیگری را نشان دهد.

9- شاهدان یهوه به جهنم ابدی و مجازات گناهکاران ایمان ندارند و مرگ و نیستی ابدی را همان مجازات آنها می دانند ولی با تعلیم صریح کلام خدا مبنی بر تا ابد بودن حیات جاودان و عذاب جاودان در تضاد است . آنها خود را دلسوزتر و حکیمتر و عادل تر از خدا می دانند.

10-آنها معتقدند که بعد از مرگ فرصتی دوباره به همه مردم داده می شود و اگر مسیح را نپذیرند بدون درد می میرند.
همانطور که می بینید عقاید آنها یک فلسفه جدیدی است که هیچ ارتباطی با حقیقت انجیل ندارد.

11- با هر گونه سازماندهی ملی و مذهبی مخالفند . سربازی نمی روند. خون نمی دهند و عید جشن نمی گیرند.


نتیجه :
متاسفانه خیلی از ما یاد گرفتیم مسیحیان چشم و گوش بسته ای باشیم و حرفهای واعظ اصول زندگی مسیحی را تشکیل می دهد. من به شنیدن موعظه خیلی اهمیت می دهم چون ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا . ولی اساس ایمان ما باید تفتیش عمیق در کلام خدا و ملاقات واقعی با خدا در چارچوب کلامش باشد. خدا می خواهد ما از غالب فقط سرود خواندن و موعظه شنیدن بیرون بیایم . خدا را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم. تا داشتن تجربه روحانی در مسیحیت کافی نیست هر چند مهم است ولی کافی نیست . تمام کسانی که منحرف شدند از کلام خدا فاصله گرفتند . از اطاعت کلیسا خارج شدند و برای خودشان تفاسیر دلبخواهی در آوردند.امروز زمان آن است که ما با کلام خدا آشتی کنیم. زمان آن است که در آن ریشه بیندازیم.
آیا می خواهید به افردی که به انجیل ایمان دارند و خود را مسیحی می دانند ولی گول خورده اند کمک کنید . بیاید دعا کنیم که خدا به ما غیرت عطا کند تا بیشتر و بهتر خدا را بشناسیم و تنها مسیحی احساسی و قلبی نباشیم بلکه فکر و منطق ما هم مسیحی باشد . تمام آنهایی که هم عاشق خدا هستند و هم او را خوب می شناسند می توانند برای خدا مفید باشند.


امروز برای این بدعتها هم دعا کنیم که خدا آنها را هدایت کند و در قلب و فکر ما راههای برای خدمت به آنها با محبت نشان دهد. آمین


Thursday, 19 July 2012

پنجشنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۲


افشاگری جمهوری اسلامی دردفاع از یوسف ندرخانی

افشاگری جمهوری اسلامی دردفاع از یوسف ندرخانی

یوسف ندرخانی متولد 1357 دررشت به دنیا امده وی در سن 19 سالگی به مسیحیت گرویده او در سنال 1388 به جرم تغییر دین بازداشت میشود طبق قوانین ناعادلانه وغیر انسانی مجازات اسلامی به زندان میافتد در سال 1390 هنگامی که در زندان به سر میبرد مزدوران نظام سه بار از او خواستند که توبه کند و اعلام کند که مسیح خدا نیست و اسلام دین خداوند است و به اسلام روی بیاورد و اعلام نماید که اشتباه کرده اما غافل از اینکه مسیحیت مذهب نیست و یک رابطه مستقیم انسان با خداوند است اما یوسف تحت شکنجه های مزدوران مقاومت کرده و به این اتهام تن نمیدهد به همین دلیل بی دادگاه جمهوری اسلامی او را به جرم ارتداد به مرگ و اعدام محکوم میکند

اقای محمد علی دادخواه وکیل مدافع ندرخانی به این حکم اعتراض میکند و همزمان دوستان و اشنایان و خبر حکم ناجوانمردانه اعدام یوسف را به گوش جهانیان میرسانند این خبر در سطح بسیار وسیعی انتشار می یابد و انسان های زیادی از جمله فعالین حقوق بشر در ایران از جمله اقایان و خانمها نظیر علی افشاری فاتمه حقیقت جو .پور قاضی.سهراب رزاقی .شیرین عبادی .اکبر گنجی .حسن یوسفی اشکوری و تعدادی دیگر با امضاء بیانیه ای حکم اعدام را محکوم کردند و جامعه بین الملل نیز در دیگر کشورها مانند امریکا فرانسه و بریتانیا خواستار لغو حکم اعدام و ازادی یوسف ندرخانی شدند کنگره امریکا با نوشتن نامه ای به وزیر امور خارجه امریکا از هیلاری کلینتون خواستند برای ازادی این زندانی رژیم اسلامی تلاش کنند

اسقف اعظم افریقای جنوبی توتو برنده جایزه صلح نوبل از دولت ایران خواست تا یوسف ندرخانی را ازاد کنند تری جونز کشیش جنجالی امریکایی جمهوری اسلامی را تهدید کرد که در صورت ازاد نکردن ندرخانی قران را به اتش خواهد کشید وی پس از شدیدن جواب منفی از ایران تصاویری از محمد پیامبر اسلام ونسخه ای از قران را به نشانه اعتراض به اتش کشید

حکومت اسلامی با این وجود تلاش میکند تا به هر شکل ممکن حکم اعدام را اجرا کند و دست به هر کاری میزند تا به هدف شوم خود برسد ازجمله اقدامات رژیم دستگیری و به گروگان گرفتن همسر یوسف ندرخانی با وجود داشتن دو کودک خردسال همسرش را به زندان انداختند مزدوران و شکنجه گران رژیم دست به هر نوع فشار و شکنجه روحی و روانی در زندان انفرادی مزنند تا بلکه بتوانند به اهداف پلیدشان که کشتار مردم تحت حاکمیت نظام اسلامی میباشد برسند رژیم با دستگیری همسر ندرخانی کودکان این عزیزان را از داشتن پدر و مادر محروم کرده و با این کار تلاش دارد تا بر فشارهای روحی وروانی بیافزاید

ورژیم پس از مواجه شدن با اعتراضات جهانیان برای لغو اعدام چاره ای نداشت پس مجبور شد به رهبر رجوع کنند تا کسب تکلیف کنند و خامنه ای هم تا به امروز جرآت پیدا نکرده دستور اعدام را صادر کند انهم به دلیل ارتداد به همین جهت مزدوران در تلاشند تا بتوانند دلیل دیگری پیدا کنند در همین حال علی خامنهای فکر میکرد شاید با شکنجه همسر و فشارهای روحی میتواند یوسف را به توبه وادار کند البته خامنه ای تلاش میکند که به طاهر نقش پدر را بازی کند و خود را بین مردم مهربان جلوه دهد از طرفی هم با این کارش ضعیف دیده میشود چرا که طی این مدت دستور کشتار جوانان را به راحتی صادر میکرد که همه جهانیان شاهد ان هستند که پس از انتخابات دستهایشان به خون جوانان اغشته شد

اما یوسف ندرخانی شخصیتی است با ایمان قوی که بهانه ای تا به امروز نتوانستند برای نابودی وی داشته باشند رژیم بی ابرو شده در تلاش است تا بتواند کل پرونده را عوض کند که باز بدتر بی ابروتر میشود و متاسفانه وکیل وی را نیز به زندان انداختند تا شاید باز یوسف را نا امید کنند و اینک در اخبار امده است که یوسف ندرخانی برای اغفال مردم خانه فساد تشکیل میداده و وابسته به صهیونیست است و عامل اسراییل

یعنی کسی که تا چند مدت پیش به مسیحیت گرویده و کارش دعا وعبادت و اموزش محبت و عشق و دوستی است اینک به جرم ارتداد در زندان به سر میبرد به یک باره عامل فساد جاسوس متجاوز خوانده میشود پرسش من و بسیاری دیگر از مقامات اسلامی این است که شما با جامعه مسیحیت که پیام صلح دوستی ومحبت را و دنیایی بدون جنگ را تبلیغ میکند چه مشکلی دارید ؟

ایا تا به حال این پرسش را از خودتان کرده اید؟چرا باید فرزندان خردسال این عزیزان باید با چشمان اشک الود باید منتظر اعدام پدر و مادر خود باشند

ایا مجازات صلح و دوستی مهربانی اعدام است؟پس علت اینکه جوانان اسلام گریز میشوند را میتوان با خواندن مطالب بالا پیدا کرد

در اخر از همه شما عزیزان میخواهم در جهت افشاگری جمهوری اسلامی و ماهیت واقعی رژیم تلاش کنید تا مانع اعدامهای پی در پی نباشیم ودر همینجا از کسانی که در جهت ازادی یوسف ندرخانی تلاش کرده اند ثشکر وقدردانی میکنم از عزیزان ایماندار میخواهم که برای ازادی عزیزانمان در دعا باشند

Tuesday, 17 July 2012

زادگاه عیسی مسیح میراث فرهنگی جهان شد
Bethlehem-church-jesusیونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به‌رغم مخالفت‌های اسرائیل، کلیسای مهد در شهر بیت لحم را جزو میراث فرهنگی جهان قرار داد.
به گزارش « محبت نیوز» ، خبرگزاری دویچه وله در خبری كوتاه نوشت ، کلیسای مهد در شهر بیت لحم جزو میراث فرهنگی جهان قرار گرفت.
یونسکو این تصمیم را در اجلاس خود در سنت پترزبورگ روسیه گرفت. کلیسای مهد ۱۷۰۰ سال قدمت دارد و گفته می‌شود محل تولد عیسی مسیح است.
این اقدام یونسکو هشت ماه پس از تصویب فلسطین به‌عنوان کشور عضو این سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد انجام شده است.
در رای‌گیری برای قبول کلیسای مهد به‌عنوان میراث فرهنگی جهان ۱۳ رای مثبت، شش رای منفی و دو رای ممتنع داده شدند.
پیش تر تشکیلات خودگردان فلسطین از سازمان ملل متحد خواست کلیسای مهد در بیت لحم ، محل تولد مسیح را در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت کند.
اما دفتر یونسکو در شهر رام‌الله، واقع در کرانه‌ی باختری رود اردن، تأیید کرد که مرکز میراث جهانی یونسکو تنها زمانی قادر به بررسی و پذیرفتن پرونده های ارسالی از فلسطین خواهد بود که این منطقه به‌عنوان کشوری مستقل به معاهده‌ی بین‌المللی «میراث جهانی» بپیوندد.
.
کلیسای مهد یا زادگاه،
شهر بیت لحم در کرانه‌ی باختری رود اردن و به فاصله‌ی هشت کیلومتری اورشلیم قرار دارد و یکی از مراکز مهم فرهنگی و گردشگری فلسطینیان است. بیت لحم برای پیروان مسیحیت و همچنین اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در باور مسیحیان، این شهر زادگاه عیسی مسیح است. کلیسای مهد یا زادگاه، کلیسایی است که به باور مسیحیان بر روی نقطه‌ای ساخته شده که مسیح در آن به دنیا آمده است. بنای نخستین کلیسا در این مکان به دستور هلنا، مادر امپراتور کنستانتین، در سال ۳۲۷ میلادی آغاز شد و در حدود سال ۳۳۳ به پایان رسید. از این رو این کلیسا یکی از کهن‌ترین کلیساهای جهان به‌شمار می‌آید که از سده‌ی چهارم میلادی تاکنون همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. با این حال کلیسا دوره‌های معماری مختلفی داشته و شاهد تخریب و بازسازی نیز بوده است. آنچه امروز باقی مانده، عمدتن نتیجه‌ی بازسازی‌های سال ۵۶۵ میلادی توسط امپراتور ژوستینیان است.
شهر قدیم بیت لحم و بافت تاریخی آن، نمونه‌ی برجسته‌ای از یک مجموعه‌ی شهری به همراه بناهای تاریخی است که همچنان محل حضور آئین‌ها و فرهنگ‌های مختلف است. «خیابان ستاره» در قلب مرکز تاریخی، محلی است که زائران مسیحی هر سال به هنگام برگزاری آیین‌های زایش مسیح از آن عبور می‌کنند تا به کلیسا وارد شوند.
کشف سنگ ی كه نخستین صلیب مسیحیت بر آن حک شده است + عكس
."سنگ نفرین" توسط گروهی از باستان شناسان اسکاتلندی در قبرستانی باستانی کشف شده است که قدمت آن به اوایل ظهور مسیحیت در سال 800 مبداء تاریخ می‌رسد.
محققان اسکاتلندی از کشف یکی از نخستین "سنگ‌های نفرین" در یک گورستان باستانی، خبر دادند.
به گزارش «محبت نیوز» به نقل از باشگاه خبرنگاران، "سنگ نفرین" توسط گروهی از باستان شناسان اسکاتلندی در قبرستانی باستانی کشف شده است که قدمت آن به اوایل ظهور مسیحیت در سال 800 مبداء تاریخ می‌رسد.
این سنگ که در اسکاتلند به "بولان" معروف است، 25 سانتی متر قطر دارد و نخستین صلیب مسیحیت روی آن حک شده است. در میان آن، نیز حفره‌ای برای ریختن آب وجود دارد که زیر بخش پایانی علامت صلیب قرار گرفته است.
سنگ‌هایی مشابه این به وفور در اسکاتلند یافت می‌شود، ولی این سنگ نخستین نمونه از آن با قدمت طولانی است.
براساس این گزارش گروهی بر این باورند كه؛ "سنگهای نفرین" در گذشته از اهمیت مذهبی و جادویی برخوردار بودند و استفاده آئینی از آن، حاکی از ارتباط آن با کلیساها است، به گونه‌ای که با قراردادن آن زیر باران و جمع شدن آب باران در حفره این سنگ، از آن برای پاکی از گناهان استفاده می‌کردند.
.