Friday, 31 August 2012

Photo
قانون جدید مجازات اسلامی راه را بیش از پیش برای فشار بیشتر بر مسیحیان ایران باز می کند
فرستادن به ایمیلچاپ
اگرچه درمتن جدیدجرمی به نام ارتداد ظاهرا وجود ندارد،امابه قضات اسلامی اجازه داده شده است تا با اتکای به "احکام شرعی و فتاوی مراجع"افراد را به جرم ارتداد به اعدام محکوم کنند.بدون اینکه نامی از آن ببرند.

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از بی بی سی، روز چهارشنبه 3 شهریور دیده‌بان حقوق بشر با صدور بیانیه ای تحت عنوان "قانونی کردن سرکوب: ارزیابی قانون جدید مجازات در ایران" خواستار لغو قانون جدید مجازات اسلامی در ایران شده که به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسیده و ظاهرا در مرحله امضا و ابلاغ رئیس جمهوری است.
دیده‌بان حقوق بشر با اشاره به بررسی انجام شده بر روی این مصوبه، گفته است که قانون جدید بسیاری از مشکلات قانون کنونی را مرتفع نکرده و افزوده است که "برخی از اصلاحات انجام گرفته در متن جدید، حقوق متهمان و محکومان را حتی بیش از گذشته زیر پا می گذارد و به قضات اجازه می دهد تا به صدور احکامی مبادرت ورزند که حقوق متهمان و محکومان را نقض می کند در حالیکه قانونگذاران و مقامات قضایی ایران این اصلاحات را تلاشی جدی برای انطباق با تعهدات بین المللی ایران نسبت به رعایت حقوق بشر توصیف کرده اند."
قانون جدید مجازات اسلامی اواخر سال شمسی پیش به تصویب مجلس رسید و پس از تایید شورای نگهبان، جهت امضا و ابلاغ برای رئیس جمهوری ارسال شد اما هفته گذشته، سایت الف به نقل از معاون وزارت دادگستری گزارش کرد که شورای نگهبان ظاهرا برای انجام تغییراتی دیگر در این قانون، متن آن را از رئیس جمهوری پس گرفته است.
دیده‌بان حقوق بشر با هشدار در این مورد که ممکن است قانون جدید به زودی تصویب و اجرایی شود، یادآور شده است که قانون مجازات اسلامی کنونی که از سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) "به طور آزمایشی" در ایران به اجرا گذاشته شده "منعکس کننده استنباط روحانیون حاکم بر ایران از قوانین فقه شیعه جعفری و همچنین شامل حق صدور مجازات های اختیاری موسوم به تعزیرات است که در قوانین شریعت وجود ندارد اما از جمله مبنای قوانین امنیتی را تشکیل می دهد که براساس آنها، مخالفان سیاسی در دادگاه های انقلاب محاکمه و محکوم می شوند."
این بیانیه می افزاید که در عین حال، قانون جدید مجازات اسلامی ایران برای اتهامات دیگری شامل "توهین به پیامبر اسلام" و داشتن و فروش مواد مخدر هم مشخصا مجازات اعدام پیش بینی کرده است.
علاوه بر این، در این قانون، به قضات اجازه داده شده است تا با اتکای به "احکام شرعی و فتاوی مراجع" افراد را به جرم ارتداد به اعدام و به جرم زنا به سنگسار محکوم کنند. به این ترتیب، اگرچه در متن قانون مصوب، جرمی به نام ارتداد و حکمی به نام سنگسار وجود ندارد، قضات اجازه دارند خارج از متن قانون مدون، به صدور و اجرای چنین احکامی مبادرت ورزند.
براساس این بیانیه، محتوای قانون جدید مجازات اسلامی به خصوص در مورد "جرایم امنیتی" بسیار مبهم است در حالیکه دادگاه های جمهوری اسلامی به طور مستمر افراد را به جرم استفاده از حقوق اساسی خود مانند حق آزادی بیان، آزادی اجتماع و شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز محکوم و مجازات می کنند.
در ماده ۲۸۷ قانون جدید که به تعریف جرم "افساد فی الارض" اختصاص دارد، قانونگذاران دامنه این تعریف را که در گذشته معمولا برای مخالفان سیاسی "متهم" به عملیات مسلحانه یا ارتباط با "گروه های تروریستی" به کار می رفت، گسترش داده و در نتیجه، فعالیت های سیاسی مسالمت آمیزی مانند "انتشار اکاذیب" یعنی تبلیغات سیاسی، "اداره و مدیریت مراکز فساد و فحشا" یا "آسیب به اقتصاد نظام" نیز در صورتی که "مخل به نظم عمومی و امنیت ملی باشد" مشمول تعریف فساد فی الارض و مجازات اعدام شده است.
به این ترتیب دیده می شود که با وجود نام نبردن از جرم ارتداد در قانون مجازات اسلامی که بیشتر به دلیل اعتراضات بین المللی است. حکومت جمهوری اسلامی دست قضات خود را برای این مطلب در عمل باز گذاشته است. از سوی دیگر اضافه کردن بندی درباره "توهین به پیامبر اسلام" به راحتی قابل تسری دادن به هرکسی است که پیامبری محمد را رد می کند یا به وی اعتقادی ندارد.
گسترش دادن موارد "افساد فی الارض" به انتشار اکاذیب، اخلال در نظم عمومی و سایر موارد نیز می تواند به راحتی راه را برای صدور حکمهای سنگین علیه اقلیتهای مذهبی بدون اشاره مستقیم به غیر مسلمان بودن آنها برای دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بازکند.
دیده می شود تنها اصلاحی که در این قانون صورت گرفته این است که راههای در رفت از جنجالهای بین المللی را به قضات خودشان یاد داده اند تا احکام سنگدلانه و ناعادلانه خود را طوری بنویسند و انشاء نمایند که توسط مجامع حقوق بشری دنیا قابل پی گیری و اعتراض نباشند.

مصاحبه اف سی ان ان با کارگردان "ایمان در سکوت"، اولین فیلم داستانی درباره جفا بر مسیحیان ایران
فرستادن به ایمیلچاپ
"فرشید سید مهدی" : من خیلی تلا ش کردم فیلم روایتی حقیقی جفاها را تعریف کند. تمام عناصراصلی داستان و نکاتی که بر روی آنها تاکید گذاشه شده بر اساس ماجراهای واقعی و مستند است که اتفاق افتاده اند.

شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان – به دنبال انتشار گزارشی تحلیلی از سوی اف سی ان ان با عنوان " فیلم بحث انگیز ایمان در سکوت ..... "، در اردیبهشت ماه سال جاری، پیامها و نامه های متعددی از کاربران اف سی ان ان به دست ما رسید. برخی از این پیامها جنبه انتقادی از فیلم مذکور داشتند و برخی نیز از ما به دلیل نوشتن یک نقد به نسبت تند از یک فیلم مسیحی ایراد گرفته بودند.
توجه زیاد به این موضوع باعث شد تا خبرنگار اروپائی اف سی ان ان به این فکر بیفتد تا با "فرشید سید مهدی" کارگردان این فیلم که ساکن اروپا می باشد مصاحبه ای ترتیب دهد. به این منظور که نظرات او نیز به گوش کاربران اف سی ان برسد و به قول معروف تنها به قاضی نرفته باشیم.
مقدمه و متن گفتگوی خبرنگار ما با فرشید سید مهدی به شرح زیر است:
فرشید سید مهدی کارگردان فیلم "ایمان در سکوت" قدم به 44 سلگی گذاشته،او سالهای زیادی است ساکن کشور هلند می باشد. در حالی که خود را یک نوکیش مسیحی و دریافت کننده نجات می داند ، می گوید زندگیش را وقف مسیح نموده است.
فرشید ضمن اینکه مدیر سیمای مسیحیان ایران "سما تی وی" می باشد، به عنوان یک شبان فعالیت کلیسائی نیز دارد. او همچون یک چهره شناخته شده مسیحی در کشور محل اقامتش با بیشتر ایرانیان مسیحی در ارتباط است. از این رو می گوید که شناخت خوبی از نزدیک درباره وضعیت نوکیشان مسیحی ایرانی دارد.
هرجا که او را ببینی، چه در دفترکارش یا در کلیسا، چه در خانه یا در حال رانندگی، به نظر می رسد فرشید همیشه برای رفتن عجله دارد. سرش همواره شلوغ است. از وی برای کاری وقت بخواهی امکان ندارد اولش جواب مثبت بشنوی. اما پای عمل تر از دیگران است و در نهایت دستت را خالی نمی گذارد. باید در خانه اش باشی تا ببینی چه گرم پذیرائی می کند یا در کلیسا پای صحبتش بشینی تا بفهمی چقدر پر حرارت سخن می گوید. به قول خودش تلاش می کند مثل یک بخاری گرما بدهد!
عاقبت پس از چند بار تلاش با او قراری گذاشتم. وقتی با او نشستم، مستقیم و بی حاشیه رفتم سراغ اصل مطلب:
چرا این فیلم را درست کردی؟ چی تو فکرت بود؟
فرشید : آگاهی دادن. بیشتر از هر چیز این فیلم را درست کردم تا درباره آنچه دارد در داخل کشور بر مسیحیان می گذرد به همه آگاهی بدهم. من به علت فعالیتهام با مسیحیان زیادی که در داخل ایران زندگی می کنند در ارتباط هستم و مرتب بی عدالتیهائی که بر آنها وارد می شود را می شنوم و می بینم. نوع این بی عدالتی ها طوری است که پنهان می ماند. بچه های سیاسی یا اقلیتهای قومی درباره شان بسیار گفته می شود و سازمانهای بسیاری از ایشان دفاع می کنند. اما با بچه های مسیحی در داخل ایران از نظر عدالت و انسانیت برخورد بدی می شود و کمتر کسی درباره آنها می گوید. به همین دلیل خیلی ها تحت تاثیر تبلیغات حکومتی فکر می کنند مسیحیان داخل ایران مشکل جدی ندارند.
امکانات فنی برای اجرای این کار چگونه فراهم شد؟ از کجا پولش را آوردی؟
فرشید : ما امکانات محدودی در سما تی وی داشتیم که از آنها استفده کردیم. سازمانهای مسیحی ایرانی نظیر 222 هم قدری امکانات و افراد در اختیار ما گذاشتند. هدیه های کوچکی هم از چند سازمان مسیحی به ما رسید. بخشی هم البته سرمایه گذاری شخصی بود به امید برکت روحانی خداوند.
این کار چه بازخوردهائی داشت؟ آیا این فیلم دیده شد؟
فرشید : در اولین قدم سازمان "اچ وی سی" یا کمک به کلیساهای جفا دیده، زمستان گذشته نمایشگاهی در شهر اوترخت هلند برگزار کرد و ما آنجا این فیلم را نمایش دادیم. در آن زمان عده زیادی فیلم ما را دیدند و برای اولین بار از این طریق با وضعیت مسیحیان در داخل ایران آشنا شدند. بعد هم این فیلم را برای چند سازمان و نهاد حقوق بشری ، همچنین پارلمانهای اروپائی نگران برای وضعیت حقوق بشر در ایران نظیر پارلمان هلند فرستادیم. فیلم بازدید کننده های بسیاری نیز در اینترنت و دنیای مجازی از طریق سایت سما تی وی و سایتهائی که آن را به اشتراک گذاشته بودند نظیر اف سی ان ان داشت. اظهار نظرهای زیادی شد و ما تشویقها ی زیادی گرفتیم. البته انتقادهائی هم بود. بعد هم شنیده ام این روزها هرجا سمینار یا جلسه ای برای بررسی وضعیت مسیحیان ایرانی برپا می شود فیلم ما را نمایش می دهند.
عکس العمل بینندگان و دیده شدن این فیلم تا چه اندازه انتظارات شما را برآورده کرده است؟
فرشید : خوب. برای اولین حرکت در این زمینه بد نبود. کار داستانی با موعظه و سخنرانی فرق دارد. این اولین بار برای من بود که یک کار داستانی می کردم. مخاطبها نیز انتظار و توقعشان در مورد کار داستانی متفاوت است. مهم این است که من باید این اولین تجربه را می کردم و این کار را کردم. از عکس العملها چه موافق چه مخالف راضی هستم. انتظار من را در حد اولین کار داستانی با این موضوع خاص تا حد زیادی برآورده کرد.
بعضی ها انتقاد کردند که در فیلم اغراق شده است. داستان تا چه حد از واقعیت بهره داشت؟
فرشید : خیلی. من خیلی تلا ش کردم فیلم روایتی حقیقی را تعریف کند. تمام عناصراصلی داستان و نکاتی که بر روی آنها تاکید گذاشه شده بر اساس ماجراهای واقعی و مستند است که اتفاق افتاده اند. برگزاری جلسات کلیساهای خانگی در کشور همراه با ترس و اقدامات پوشش دهنده مثل جشن تولد، نگرانی ایمانداران شرکت کننده در این جلسات و توجه آنها به مسائل امنیتی، یورشهای وحشیانه ماموران نقاب دار، فحاشی و ضرب و شتم به مسیحیان حاضر در اینگونه جلسات، بازجوئی های خشن، تهمت زدن و گفتن حرفهای نفاق افکنانه، گروگانگیری اعضای نزدیک خانواده و عزیزان بازداشت شدگان. اینها همه واقعیت هستند. اما این رابطه دختر و پسر یک قالب داستانی برای جذاب کردن فیلم است. برای دادن جنبه دراماتیک و نمایشی به واقعیاتی که می خواستم از طریق این فیلم آنها را عرضه کنم و توجه مخاطبم را به آنها جلب کنم.
یعنی به نظر خودت اصلا اغراق در فیلم جائی نداشت؟
فرشید : تا منظورت از اغراق چه باشد. اگر منظور اغراق در ظلمهائی که به مسیحیان بازداشتی می شود و یا وضعیت بازداشتگاهها، فکر می کنم نه تنها اغراق نکرده ام بلکه برای برخی ملاحظات از بعضی چیزها صرف نظر شده است. مثلا از گذاشتن حرفهای رکیکی که به ایمانداران مسیحی و به خصوص زنان می زنند و خیلی نقلها از آنها شنیده ام، به خاطر مسائل اخلاقی خودداری کردم. خیلیها که سابقه زندان در ایران داشته اند و در این بازداشتگاهها گیر افتاده اندبه من اعتراض می کردند که وضعیت فیزیکی بازداشتگاهها را خوب و مناسب نشان داده ام. این افراد که تجربه داشتند و از نزدیک دیده بودند، می گفتند که شرایط واقعی خیلی بدتر از این است.
اما اگر منظورت از اغراق نوعی تاکید گذاری بر نشانه ها ست، این درست است. یک روش سینمائی برای برجسته کردن یک موضوع پر رنگ کردن آن است. به طور مثال مل گیبسون در فیلم"مصائب مسیح" به عمد بر روی شکنجه شدن و زخمی شدن شدید عیسی تاکید گذاشت و با اغراقهای نمایشی نظیر گریم و دکوراسیون آن را برجسته ساخت تا مخاطب را متوجه پیام فیلم که دردکشیدن عیسی برای نجات انسان بود بنماید. من هم در فیلمی که ساختم تلاش کردم بر روی درد و رنجی که مسیحیان در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی با آن مواجه هستم تاکید بگذارم و آن را به روشهای سینمائی پر رنگ نشان دهم.
برگردیم به داستان فیلم. منظورت از رابطه عاطفی بین ایماندار و بسیجی چه بود؟ چرا کاراکتر بسیجی را انتخاب کردی؟
فرشید : خوب البته یک دلیلش همان مسئله دادن کشش و جذابیت داستانی به فیلم بود که قبلا لزوم آن را توضیح دادم. ولی چرا بسیجی را انتخاب کردم ؟ این بر می گردد به نظر شخصی خودم و خیلی از مسیحیانی که می شناسم راجع به بسیجی ها. بسیجی ها یک طبقه خاصی در جامعه ما هستند که تعداد آنها از یکی دو درصد کل جمعیت تجاوز نمی کند ولی به علت حمایتهای تبلیغاتی حاکمیت از آنها نقش آنها در سیاست و فرهنگ برجسته شده است. آنها معمولا افرادی کم سواد یا بی سواد تحت سلطه خرده فرهنگ اسلام انقلابی آمیخته با فرهنگ داش مشتی و لات بازی هستند. برخی از آنها دروغهای حاکمان باورشان شده است ولی خیلی از آنها برای دریافت منافع جزئی و روزمره طرف حاکمیت را گرفته اند. اگر خوب دقت کنیم آنها خودشان قربانیان بزرگ این بازی محسوب می شوند. بسیجی هم دیگران را پای خواسته های کوچک خود قربانی می کند و هم خودش اولین قربانی تعصبات و جنایاتی است که می کند. آنها بازیچه قرار گرفته اند و انسانیت خود را بسیار ارزان فروخته اند. بسیاری از آنها که وجدان دارند زود این را می فهمند و راه خود را جدا می کنند. آنها اصولاآدمهای متناقضی هستند. مثلا در حالی که دخترها و پسرها را در خیابان بازداشت می کنند خودشان دوست دختر دارند. یا در حالی که سی دی های موسیقی پاپ و فیلم غربی ویا مبتذل را ضبط می کنند خودشان به شنیدن و دیدن آنها معتادند. وقوع اتفاقاتی نظیر آنچه که در این داستان پیش می آید خیلی وقتها آنها را به خود می آورد و وجدانشان را بیدار می کند.
برخی از بینندگان فیلم نتوانستند نقش آن موبایل دوربین دار را در داستان بفهمند. نفش آن چه بود؟
فرشید : موبایل دوربین دار امروز در جهان نشانه انقلاب دیجیتالی است که خواه نا خواه همه چیز را به نوعی تغییر داده است. در ایران نیز چنین است. عکسها و فیلمهای گرفته شده با دوربینهای موبایل ایرانیان در وقایع پس از انتخابات سال 88 برای نخستین بار جهان را با این واقعیت آشنا ساخت. من می خواستم با آن موبایل دوربین دار لینکی بین مسئله آزار و جفا بر مسیحیان با مسائل دیگر در جامعه ایران باز کنم. ضمن اینکه مستند و حقیقی بودن آنچه در این داستان شرح داده می شود را به بیننده یاد آور شوم. البته طبیعی است که خیلی وقتها برداشت بیننده یک اثر با آنچه نظر خالق اثر بوده متفاوت است. این زیبائی و لطف کار هنری می باشد.خیلی ها به من گفتند که از موبایل دوربین دار تصور کرده اند که من منظورم شرکت جاسوسهای حکومت در جلسات است. من چنین منظوری نداشتم. ولی برداشت آنها هم برایم جالب بود.
عده ای انتقاد کرده اند که فیلم خیلی کوتاه بود. به نظر می رسید داستان جای کار بلندتری داشت. چرا آن را کوتاه ساختی؟
فرشید : درسته. سناریوی فیلم طولانی تر بود.اما به دلیل نداشتن امکانات و ساپورت مناسب مالی نتوانستم تمام سناریو را بسازیم و آن را به اجبار کوتاه کردم. اگر پشتیبانی مالی قوی تری داشتم می توانستیم هم کار را بلندتر بسازم و هم کار بهتری ارائه دهم. آره قبول دارم که داستان جای کار بیشتر و بلندتر را داشت.
آخرین حرف. چیز دیگری برای گفتن داری؟
میخواهم اینجا از همکارانی که داوطلبانه با من به عنوان بازیگر و عوامل فنی کار کردند تشکر کنم. آنها همه افراد غیر حرفه ای بودند. ولی تمام تلاش خودشان را برای بالا بردن کیفیت کار انجام دادند. همینطور از سازمانهائی که امکانات فنی و مالی در اختیار این طرح گذاشتندسپاسگزارم. خوشبختانه فیلم در حد خودش تاثیر داشت. اولین کار با چنین موضوعی بود. بعد از آن چند موزیک ویدیوی کوتاه با همین خط داستانی توسط دوستان هنرمند مسیحی دیگر تولید شد. من فکر می کنم حالا خیلی ها به خود می گویند که لازم است نترسیم و حقیقت جفا بر مسیحیان ایران را به دنیا بگوئیم. باید در آینده منتظر کارهای بهتر و قوی تری در این زمینه باشیم.
اعدام افراد بجرم ارتداد در قانون جدید مجازات اسلامی
.اگرچه در متن قانون مصوب مجازات اسلامی ، جرمی به نام "ارتداد" وجود ندارد اما به قضات اجازه داده شده است تا با استناد به منابع شرعی و فتواهای مراجع، همچنان به محاکمه متهمان به ارتداد و صدور و اجرای احکام مبادرت ورزند !
آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» - یک سازمان بین المللی مدافع حقوق بشر از قانون جدید مجازات اسلامی ایران انتقاد کرده و آن را مغایر موازین جهانی حقوق بشر دانسته است.
به نقل از خبرگزاری BBC.UK، سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد قانون جدید مجازات اسلامی مغایر موازین جهانی حقوق بشر است و برخی از اصلاحات انجام شده در مصوبه جدید این قانون، حقوق متهان و محکومان را بیشتر از گذشته زیر پا می گذارد و به قضات اجازه می دهد تا به صدور احکامی مبادرت ورزند که حقوق متهمان را نقض می کند.
این در در حالی است که قانونگذاران و مقامات قضایی ایران این اصلاحات را تلاشی جدی برای انطباق با تعهدات بین المللی ایران نسبت به رعایت حقوق بشر توصیف کرده اند !
- سنگسار، ارتداد و جرایم امنیتی
در بیانیه این سازمان مدافع حقوق بشر آمده است که قانون جدید تغییراتی را در مجازات مندرج در قوانین شرعی اعمال می دارد.
در قانون جدید صدور احکامی مانند سنگسار، شلاق و قطع اعضای بدن را منع نمی کند در حالیکه این مجازات ها از لحاظ موازین حقوق بین الملل، تحقیرآمیز، وحشیانه و شکنجه تعریف و مردود اعلام شده و همچنین، شامل نگرشی تبعیض آمیز نسبت به زنان و اقلیت های دینی است.
این بیانیه می افزاید که در عین حال، قانون جدید مجازات اسلامی ایران برای اتهامات دیگری شامل "توهین به پیامبر اسلام" مشخصن مجازات اعدام پیش بینی کرده است.
علاوه بر این، در این قانون، به قضات اجازه داده شده است تا با اتکای به "احکام شرعی و فتوای مراجع" افراد را به جرم ارتداد به اعدام محکوم کنند. به این ترتیب، اگرچه در متن قانون مصوب، جرمی به نام ارتداد و حکمی به نام سنگسار وجود ندارد، اما قضات اجازه دارند خارج از متن قانون مدون، به صدور و اجرای چنین احکامی مبادرت ورزند.
ایرانیانی که در جریان موج روز افزون گریز از اسلام به آئینهای مسیحیت و بهائیت و زرتشتی بگروند شامل این قانون خواهند شد.
همچنین محمد مصطفایی وکیل و فعال حقوق بشر به خبرگزاری فرانسه گفت « بر اساس ماده 287 قانون جدید نیز ، هر فردی که مرتکب یکی از جرائم امنیتی شود (جرائمی علیه امنیت داخلی و خارجی) یا نشر اکاذیب یا اخلال در نظام اقتصادی بکند از جمله موارد مفسد فی الارض محسوب می شود که مجازات آن اعدام است و این مصوبه در قانون قبلی وجود نداشت.»
معاون مدیر خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر در مورد قانون جدید مجازات اسلامی گفته است: "اصلاحات انجام شده در این قانون به بهبود سابقه و وجهه اسفناک ایران در زمینه اجرای عدالت کمکی نمی کند.
این قانون اواخر سال گذشته به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و پس از تائید شورای نگهبان، جهت امضاء و ابلاغ برای رئیس جمهور ارسال شد اما هفته گذشته معاون وزارت دادگستری خبرداد که شورای نگهبان برای انجام تغییراتی در قانون جدید مجازات اسلامی ، متن آن را از رئیس جمهور پس گرفته است.
دیده‌بان حقوق بشر با هشدار در این مورد اعلام کرد که ممکن است قانون جدید به زودی تصویب و اجرایی شود.
یادآوری می شود که قانون مجازات اسلامی کنونی از سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) "به طور آزمایشی" در ایران به اجرا گذاشته است.
قانون مجازات اسلامی از سال 1361 از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و از آن زمان، قانون قصاص هم در آن گنجانده شد و این قانون هر پنج سال یک بارمورد تائید مجلس شورای قرار می گیرد.
ارامنـه ایران پس از انقلاب اسلامی
.پس از انقلاب اسلامی که سال‌ها بود اقلیت‌های مختلفی مذهبی و قومی به زندگی به نسبت آرامی در کنار یک‌دیگر خو گرفته بودند، متاسفانه برای یک بار دیگر در تاریخ ما محدودیت‌ها و فشارها بر این هم‌وطنان گسترش و فزونی یافت.
« محبت نیوز» - رادیو کوچه در گزارشی از تاریخچه ارامنه ایران گزارش داد، ارمنیان از جمله اقلیت‌های مذهبی در ایران هستند که هم‌چون دیگر اقلیت‌های دینی چیزی بیش از دو هزار سال در کنار ایرانیان زیسته‌ و توانسته‌اند بر زبان، فرهنگ، هنر و سنن یک‌دیگر تاثیر بگذارند. پس از اسلام اما بارها مهاجرت‌های اجباری و ناخواسته‌ای بر این مردمان نجیب تحمیل شده است که برای نمونه می‌توان به کوچ اجباری ارامنه به دست «شاه عباس صفوی» در قرن دهم هجری اشاره کرد. «شاه عباس» که برای بازپس‌گیری تبریز و قره‌باغ و ارمنستان از سپاه عثمانی به آن مناطق حمله کرده بود برای پیروزی بر حریف از شیوه‌ی سرزمین سوخته بهره برد و در این راه بیش از 350000 نفر از ارمنیان را وادار کرد تا به داخل فلات ایران کوچ کنند. بخش فراوانی از آن‌ها در هنگام عبور از رودخانه‌ی «ارس» در آن غرق شدند. «شاه عباس» ارمنیان جلفای ارس را به اصفهان کوچاند و آن‌ها را در جنوب رودخانه‌ی زاینده‌رود اسکان داد که ارامنه این منطقه را به یاد سرزمین مادری خود جلفا نام نهادند. بار دیگر «نادرشاه افشار» در سال 1147 هجری قمری و پس از فتح گرجستان و کشتن سران ارمنیان جلفا و بستن کلیساهای ایشان و مجبور کردن آن‌ها به ترک دین خود، هزار خانوار از ارامنه‌ی آذربایجان را به مشهد کوچ داد و در بیرون دروازه‌ی «پایین خیابان»، در راسته‌ی بازار آن‌ها را سکنی داد و کلیسایی به شکل جلفای اصفهان برای ایشان ساخت.
فراموش نکنیم که تمامی این فجایع زمانی اتفاق افتاد که چیزی به نام سازمان ملل‌متحد، حقوق بشر و احترام به دیگر عقاید در جهان وجود نداشت و زندگی اقلیت‌ها، مذاهب و نژادهای مختلف در کنار یک‌دیگر به رسم و عادتی پذیرفته شده تبدیل نشده بود.
.
پس از انقلاب اسلامی که سال‌ها بود اقلیت‌های مختلفی مذهبی و قومی به زندگی به نسبت آرامی در کنار یک‌دیگر خو گرفته بودند، متاسفانه برای یک بار دیگر در تاریخ ما محدودیت‌ها و فشارها بر این هم‌وطنان گسترش و فزونی یافت. در اثر این فشارها که به ویژه در یک دهه‌ی اخیر شدت بیش‌تری گرفته است شمار فراوانی از اقلیت‌های دینی هجرت را بر ماندن در ایران ترجیح داده و از سرزمین مادری خود رفته‌اند. به طور مشخص و به سبب جمعیت به نسبت بیش‌تر ارامنه در قیاس با دیگر اقلیت‌های دینی، میزان مهاجرت‌های آنان مشهودتر بوده است. نگارنده که خود به سبب ممنوعیت‌های کاری که در ایران داشته چند سالی را به اجبار و برای گذران زندگی در محلات ارمنی‌نشین تهران به کار تدریس مشغول بوده است، به آسانی به چشم خود می‌دید که شمار دانش‌آموزان ارمنی سال به سال کاهش بیش‌تری می‌یابد که این موضوع رابطه‌ی مستقیمی با مهاجرت این عزیزان به غرب و به ویژه به ایالات متحده‌ی آمریکا دارد.
وضعیت در شهرهای دیگر ایران از این هم ناامیدکننده‌تر است. از این رو که اقلیت ارامنه در تهران و اصفهان به نسبت شهرهای دیگر از جمعیت بالاتری برخوردار بوده و از سویی دیگر به سبب غیرمذهبی بودن این شهرها زمینه‌ی تحریک افکار عمومی بر علیه این عزیزان آسان نبوده، عمومن شرایط ارامنه و دیگر اقلیت‌های مذهبی و قومی در این مناطق کمی به‌تر بوده است. شاید ذکر یک نمونه نشان دهنده‌ی وضعیت فعلی و شرایط پیش‌رو برای این هم‌وطنان باشد. در شهر مشهد برای صدها سال اقلیت کوچکی از ارامنه در کنار دیگر ایرانیان زندگی می‌کرده‌اند. در یکی دو دهه‌ی اخیر شدت فشارها بر روی ارامنه‌ی مشهد را می‌توان از تعطیل و تخریب تدریجی هر دو کلیسای آنان در این شهر دریافت. یکی از آن‌ها «کلیسای انجیلی مشهد» است که در کوچه‌ی گلستان، پشت باغ ملی این شهر واقع شده است. این کلیسا که نزدیک به هشتاد سال قدمت داشته و در نوع خود یک میراث فرهنگی باارزش به شمار می‌آید، به افراد عادی واگذار شده و بخش‌هایی از آن فروخته شده و متاسفانه چند سال پیش دچار حریقی شده است که در عمدی نبودن آن شک و تردیدهای فراوانی وجود دارد. جالب است بدانید که این محله‌ی مشهد تا حدود سال اواخر دهه‌ی چهل شمسی محل زندگی یهودی‌ها و مسیحی‌ها بوده و این کلیسا و یک کنیسه در کوچه‌ای نزدیک به آن وجود داشته که متاسفانه پس از انقلاب تخریب شده است. این محله که از محلات اعیان‌نشین سابق مشهد به شمار می‌آمده به محله‌ی جهودها معروف بوده است اما اکنون بیش‌تر ساکنین آن را روحانیون بلندپایه تشکیل می‌دهند !
دیگر کلیسای مشهد، «کلیسای مسروپ مقدس» است که در میدان «دهم دی» شهر مشهد قرار دارد و در سال 1941 میلادی توسط ارامنه ساکن این شهر بنا شده است. در اطراف کلیسا زمانی ساختمان‌های اداری و مدرسه ارامنه‌ی مشهد قرار داشته است. باوجود این‌که این کلیسا به سبب ارزش‌های معماری و تاریخی‌اش در سال 84 از سوی اداره میراث فرهنگی خراسان در فهرست آثار تاریخی-فرهنگی کشور به ثبت رسید اما پس از مهاجرت گسترده‌ی ارامنه از مشهد، این کلیسا به بنایی متروکه تبدیل شده که تنها خانواده‌ای ارمنی به عنوان سرایدار در آن زندگی می‌کنند. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد سرنوشت ارامنه‌ی ساکن دیگر شهرهای ایران نیز به همین وضعیت بوده و از شمار آنان به شدت کاسته شده است. ای کاش روزی نرسد که دیگر در کشورمان ایران از این رنگارنگی و دگرگونی قومیت‌ها، مذاهب و نژادها خبری نباشد چرا که بخشی از زیبایی فرهنگ ما در طول تاریخ در همین شیوه‌ی زیست مسالمت‌آمیز مردمان ایران‌زمین در کنار هم‌دیگر بوده است.
its control over religious minorities
Some reports and documents reveal that trade unions are seeking to gather information about religious minorities to help the government increase its pressure on Iranian citizens, especially religious minorities. Religious minorities in Iran have been facing various kinds of discrimination and legal restrictions since the Islamic revolution in 1979.
According to Mohabat News, the Human Rights Activists News Agency reported that Iranian authorities have attempted to gather information about religious minorities, especially Baha'is through syndicates in Shiraz.
It is being said that Iranian police have given the form shown in the picture above to trade unions. When anyone goes to meet with the trade union, they, as well as their companions, are asked to complete this form.
Opponents said, "what do our spouse's personal information, current and past addresses and the condition of our place of residence have to do with the union?"

(Click on the photo to Enlarge)

It should be said that trade unions are only asked to obtain professional and not personal information about their members.

No doubt, such actions by the Iranian government cause Iranian citizens, especially religious minorities, to be identified and further controlled.
- Further control over religious minorities in Iran
Various sources tell of intensified pressure by the Religions Department of the Intelligence Ministry of the Islamic Republic against Armenian dioceses, associations and organizations affiliated with Armenian, Jewish, Zoroastrian and Assyrian religious and ethnic minorities.
According to published reports, the Revolutionary Court as well as the Intelligence and Security police of Tehran sent warning notices to the offices of parliament members representing religious and ethnic minorities asking them to obtain reports and information about some religious minorities immigrants and suspicious regime opponents and their families inside Iran.
This is while the Intelligence Ministry of the Islamic Republic with the assistance of the Ministry of Communication and Technology, has compiled a list of phone numbers registered under Jewish, Armenian and Assyrian names and constantly spies on them by listening to their conversations. Also we hear many reports indicating religious minorities' representatives in the Islamic Parliament of Iran cooperate with the Ministry of Intelligence.
A news source inside the country, also told Mohabat News that traces of a religious minorities representative can be seen in the closure of some churches as well as the banning of Farsi-speaking Christians from entering official churches. According to the report it is rumored that this member of Iranian parliament had confidential dealings with the Executive Secretary of the evangelical church and thus was able to bring a very special place of worship for Persian Christians under the government's control.
- Religious minorities living in Shiraz
Shiraz, the capital of Fars province, is one of the largest cities of Iran and is a place where numerous religious minorities including Christian converts live. The religious minorities in this city as well as all across the country are subjected to harassment and are being prosecuted by the judicial system of the Islamic Republic.
According to published reports, two religious minority communities, namely Christians and Baha'is residing in the city have had no good days since February 2012, for they are severely pressured and harassed by the intelligence office of that city.
As the published reports reveal, the security authorities raided a house church in Shiraz and arrested ten Christian converts who had gathered for worship.
Fariba Nazemian, Mojtaba Hosseini, Homayoun Shokouhi, Mohamad-Reza Partoei (Koorosh) and Vahid Hakkani were among those arrested. All these Christian converts are still being held in prison with their fate unknown.
For more than six month they have been imprisoned in Adel-abad prison in Shiraz. Although their judicial status is still unknown, what is clear is that their only crime is their faith in Christianity.
Also, about the same time as these Christians were arrested, the homes of 30 Iranian Baha'is residing in Shiraz were also attacked by security authorities and 11 of them were arrested. According to the "Baha'i Community" News service, security authorities had arrest warrants for 21 of them, but they could not arrest all 21 Baha'i because not all of them were present at that time. Among those Baha'is arrested was a mother and her 9 month old baby who were released in the evening of the same day together with two other Baha'is.

Wednesday, 29 August 2012

Photo
‏Photo: مکاشفه   باب ۱

 ۸ خدا می‌فرماید: “من‌ الف‌ و یا هستم‌. من‌ ابتدا و انتها هستم‌.” این‌ را خداوندی‌ می‌فرماید که‌ صاحب‌ تمام‌ قدرتهاست‌، و هست‌ و بود و باز خواهد آمد.‏
Photo
Photo

دعای قدیس فرانسیس آسیزی



۲۵ خرداد, ۹۱ دعای قدیس فرانسیس آسیزی

خداوندا،

مرا وسیله بساز تا صلح و صفای تو را بر قرار سازم

ببخشای تا بذر عشق بپاشم، در آنجایی که نفرت است

بذر بخشش ، در جایی که جراحت است

بذر ایمان، در جایی که شک است

بذر نور، در جایی که تاریکی است

آه ای استاد مقدس و الهی؛

عطا کن تا باعث تسلی دیگران باشم، بیش از آنکه خواهان دریافت تسلی از آنها باشم

دیگران را درک کنم، بیش از آنکه خواهان درک کردن از سوی آنها باشم

محبت کنم، بیش از آنکه انتظار محبت داشته باشم

زیرا در دادن است که دریافت میکنیم

و در بخشش است که بخشیده می شویم

و در مرگ است

که برای زندگی ابدی تولد می یابیم. آمین

قدیس فرانسیس آسیزی

مترجم : راشین سایروس

به خداوند گوش ده



۰۷ شهریور, ۹۱ به خداوند گوش ده



به ذات طبیعی خود گوش نکن. خودپسندی در یک گوش تو زمزمه میکند و خداوند در گوش دیگر.

اولی بیقرار، گستاخ، پرتمنا و بی کله و دومی ساده، و آرام است و با تو کم ولی نرم و ملایم صحبت میکند.

به محض اینکه صدای بلند خود را گوش میدهی، صدای نرم عشق مقدس را نخواهی شنید. هر یک از اینها فقط از

یک چیز صحبت میکنند. خودپسندی فقط از خود سخن میگوید که هرگز پایانی ندارد. خودپسندی خود را موجه قلمداد

میکند. نفس هر چیزی را پس میزند به جز چاپلوسی و تملق را.

از سوی دیگر، عشق به خداوند در گوش تو زمزمه میکند که بایستی نفس خود را فراموش کنی و خداوند تنها هدف تو باشد. خداوند میخواهد که تورا پر کرده و با تو یکی شود. اجازه بده که خودبینی بیجا و شکوه گرت ساکت شود و در میان این سکوت فرصتی باشد که قلبت به صدای عشق به خدا گوش دهد.

تا هنگامیکه بر روی زمین زندگی میکنی تنها، بخشی از مسائل را میفهمی. حب نفس که سرچشمه مشکلات است، همان چیزی است که اشتباهات تو را مخفی نگهمیدارد.

حب نفس باید در درونت ریشه کن شود تا اینکه خداوند بتواند در درون تو بدون مخالفت حکمرانی کند. نور خدا به تو نشان خواهد داد که واقعا چه کسی هستی و همچنین تو را از گناهانت شفا خواهد داد. تا زمانیکه خود را در نور خداوند نبینی، نمیدانی که هستی و بیشتر از آنچه که فکرش بکنی بر خودت تکیه میکنی.

محبت خدا باعث میشود که ببینی او چگونه بدون جانب داری و چاپلوسی تو را دوست میدارد. این روش محبتی است که بایستی خود و همچنین همسایه ات را ببینی. اما آسوده باش چرا که خداوند ضعفهایت را زمانی به تو نشان خواهد دداد که شجاعت دیدنش را داشته باشی. تمام نقصهایت یک به یک به تو نشان داده خواهد شد همچنانکه تواناییبرخورد با آنها به تو نشان داده خواهد شد.

کسانیکه دیگران را اصلاح میکنند، بایستی اجازه دهند تا روح القدس پیشاپیش آنها رفته تا قلب فرد مورد نظر را لمس کند. از او بیاموز که چگونه به آرامی و ملایمت دیگران را نکوهش میکند.

انسانها دوست ندارند که ببینند خداوند آنها را محکوم میکند. آنها از درون بایستی بفهمند و درک کنند که کاری را اشتباه انجام داده اند. مثل کسانیکه خداوند را بمانند یک غول بد ترکیب که بر تخت نشسته می بینند نباش. وقتیکه تو بر اشتباه کسی سخت خشمگین میشوی، عموما ای نشانه ی خشم بر حق تو نیست بلکه شخصیت غیر صبور تو است که خود را مطرح میکند.

هر چه بیشتر خو را دوست داشته باشی، بیشتر دیگران را مورد عیب جویی قرار خواهی داد. خودپسندی خودت نمیتواند خودپسندی دیگران را ببخشد. هیچ چیز اهانت آمیزتر از این نیست که قلبی پر از غرور و تکبر را به نشانه ی قدرت به دیگران نشان دهی.

با این وجود محبت خداوند پر از ملاحظه، صبر و لطافت است. این امر قدم به قدم انسانها را از گناهان و ضعفهایشان به بیرون راهنمایی میکند.

هر چه کمتر خودپسند باشی بیشتر ملاحظه دیگران را خواهی کرد. برای نصیحت کردن مدت زیادی و چه بسا سالیان سال باید صبر کنی و سپس پند و اندرز را به کسانی بدهی که خداوند قلب آنها را برای شنیدن و دریافت آن باز کرده است. اگر میوه را قبل از رسیدن بچینی آنرا کاملا فاسد و خراب خواهی کرد.

در سکوت به ندای خداوند گوش ده. آنچه را که خداوند میخواهد به تو نشان دهد بپذیر. بدان که او هر آنچه را که نیاز داری بدانی، به تو نشان خواهد داد. وفادارنه و در سکوت نزد او بیا.

زمانیکه صدای آهسته و ملایمی را میشنوی زمانی است که باید سکوت کنی. این صدا برای تو ناشناخته نیست این صدای خداوند در درونت است. این چیزی نیست که مرموز و پوشیده باشد، بلکه بسیار علنی و آشکار است. عمیقا در درنت خواهی آموخت که تسلیم خداوند شوی و تنها به او اعتماد کنی.

برگرفته از کتاب قلب جستجوگر

نویسنده: فیلسوف و عارف مسیحی – فنولون

توسط راشین سایروس گردآوری شده

نامه پدر



۲۰ شهریور, ۹۰ نامه پدر

فرزند من

شاید تو مرا نشناسی٬ اما من همه چیز را درمورد تو میدانم
مزمور ۱۳۹: ۱

من از نشستن و برخاستن تو آگاهم
مزامیر ۱۳۹: ۲

من از همه راهها و طریق های تو با اطلاع هستم
مزامیر ۱۳۹: ۳

حتی موهای سرتو را تک به تک شمرده ام
انجیل متی ۱۰: ۲۹- ۳۱

و تو را به شباهت خود آفریدم
پیدایش ۱: ۲۷

در من تو حیات داری و حرکت می کنی و بوجود آمدی
اعمال رسولان ۱۷: ۲۸

زیرا تو از نسل من هستی.
اعمال رسولان ۱۷: ۲۸

من تو را حتی قبل از بوجود آمدنت میشناختم
ارمیا ۱: ۴- ۵

من تو را در زمانیکه آفرینش را خلق می نمودم انتخاب کردم
افسسیان ۱: ۱۱- ۱۲

تو به طورتصادفی بوجود نیامدی و تمام روزهای زندگی تو در دفتر من ثبت شده است
مزامیر۱۳۹: ۱۵- ۱۶

من قرار دادم زمان معین تولد تو را و اینکه در کجا ساکن شوی
اعمال رسولان ۱۷: ۲۶

تو به طور عجیب و مهیب ساخته شده ای
مزامیر ۱۳۹: ۱۴

و من تو را در رحم مادرت نقش بستم
مزامیر ۱۳۹: ۱۳
و



تو را به پیش آوردم تا روزی که متولد شدی
مزامیر ۷۱: ۶

اگر چه من به طور نادرستی به توسط افرادی که مرا نمیشناسند به تو معرفی شدم
انجیل یوحنا ۸: ۴۱-۴۴

اما باید بگویم که از تو خشمگین و غضبناک نیستم بلکه منشا عشق و محبتم
اول یوحنا ۴: ۱۶

و این آرزوی من است تا تو را در محبت و رحمت خود قرار دهم
اول یوحنا ۳: ۱

تنها چون تو فرزند من هستی و من پدر تو
اول یوحنا ۳: ۱

من می توانم بیش از پدر زمینی تو به تو ببخشم
انجیل متی ۷: ۱۱

چرا که من پدر کاملی هستم
انجیل متی ۵: ۴۸

وهر هدیه نیکو که تو دریافت می کنی از دستهای من است
یعقوب ا: ۱۷

نقشه من برای آینده تو همیشه همراه با امید بوده است
انجیل متی ۶: ۳۱- ۳۳

زیرا که من تو را با عشقی جاودانه دوست دارم
ارمیا ۲۹: ۱۱

افکار من در مورد تو بی انتهاست همانطور که دانه های شن در کنار دریا
مزامیر ۱۳۹: ۱۷- ۱۸

من از وجود تو شادم و برای تو سرود می خوانم
صفنیا ۳: ۱۷

و از احسان نمودن به تو هرگز متوقف نخواهم شد
ارمیا ۳۲: ۴۰

چون تو گنجینه گرانبهای من هستی
خروج ۱۹: ۵

من با تمام وجود اشتیاق دارم که تو در زندگی مستقر باشی
ارمیا ۳۲: ۴۱

تا من به تو چیزهای عجیب و بزرگ نشان دهم
ارمیا ۳۳: ۳

اگر با تمام دل وجان به دنبال من باشی مرا خواهی یافت
تثنیه ۴: ۲۹

اشتیاق خود را بر من قرار بده و من آرزوی قلبی تو را به تو خواهم داد
مزامیر ۳۷: ۴

چرا که در واقع این من هستم که آنرا میتوانم به تو ببخشم
فیلیپیان ۲: ۱۳

من میتوانم بیش از آنچه که تو تصور کنی برای تو انجام دهم
افسسیان ۳: ۲۰

چرا که من مشوق بزرگ تو هستم
دوم تسالونکیان ۲: ۱۶- ۱۷

همچنین من پدری هستم که تو را در زمانهای سختی آرامی میبخشم
دوم قرنتیان ۱: ۳- ۴

زمانی که قلب تو شکسته است من نزدیک تو هستم
مزامیر ۳۴: ۱۸

همانطور که یک چوپان گوسفند خود را حمل می کند من نیز همچنین تو را در آغوش خود دارم
اشعیا ۴۰: ۱۱

یک روز تمامی اشکهای تو را پاک خواهم کرد
مکاشفه ۲۱: ۳- ۴

و تمامی دردها و رنجهای تو را که در این زمین متحمل شدی برخواهم داشت
مکاشفه ۲۱: ۳- ۴

من پدر تو هستم و تو را محبت میکنم همانطور که پسر خود عیسی را محبت نمودم
انجیل یوحنا ۱۷: ۲۳

چون در عیسی عشق و محبت من برای تو آشکار شد
انجیل یوحنا ۱۷: ۲۶

و او معرف حقیقت وجود من است
عبرانیان ۱: ۳

زیرا او آمد تا نشان دهد که من برای توهستم نه به ضد تو
رومیان ۸: ۳۱

و تا بگوید که من گناهان و خطایای تو را نمی شمارم
دوم قرنتیان ۵: ۱۸- ۱۹

عیسی مرد تا من و تو امروز با هم مصالحه داشته باشیم
دوم قرنتیان ۵: ۱۸- ۱۹

و مرگ او نهایت عشق و فداکاری من برای توست
اول یوحنا ۴: ۱۰

زیرا که من همه چیز را برای تو دادم تا تو را داشته باشم
رومیان ۸: ۳۱- ۳۳

اگر تو این هدیه فرزند من عیسی را بپذیری تو مرا پذیرفته ای
اول یوحنا ۲: ۳۲

و هیچ چیز دیگر نمی تواند تو را از من جدا کند
رومیان ۸ : ۳۸- ۳۹

به منزل من بیا و من برای تو جشن بزرگی بر پا خواهم کرد جشنی که تا به حال آسمان به خود ندیده است
انجیل لوقا ۱۵: ۷

من همیشه پدر تو بوده ام و خواهم بود
افسسیان ۳: ۱۴- ۱۵

اما از تو یک سوال دارم آیا تو فرزند من خواهی بود؟
یوحنا ۱: ۱۲- ۱۳

در انتظار پاسخ تو
لوقا ۱۵: ۱۱- ۳۲

با محبت٬ پدر آسمانی خالق متعال
جمع آوری اطلاعات و كنترل بیشتر بر جامعه اقلیت های دینی + سند
.در راستای شناسایی و اعمال كنترل بیشتر بر شهروندان بخصوص جامعه اقلیت های دینی در كشور و بر اساس مستندات، گزارش شده اتحادیه های صنفی در شهرها به جمع آوری اطلاعات شخصی اقلیت های مذهبی میپردازند.
اقلیت‌های مذهبی در ایران از بدو تاسیس جمهوری اسلامی با انواع محدودیت‌های قانونی و تبعیض روبرو بوده اند.
به گزارش « محبت نیوز» ، هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران خبر داد ، اخیرن در شیراز از طریق اتحادیه های صنفی اقدام به جمع آوری اطلاعات خصوصی اقلیت های دینی به خصوص بهائیان کرده اند.
گفته می شود این فرم ها را اداره اماکن نیروی انتظامی به اتحادیه ها داده است و در مراجعه اتحادیه ها به واحدهای صنفی از آنها خواسته می شود که همه شرکا و کارکنان این فرم ها را پر کنند که با اعتراض برخی از افراد روبرو شده است.
معترضین به این اقدام میگویند: « مشخصات همسر و آدرس های فعلی و قبلی منازل و وضعیت محل سکونت چه ارتباطی به اتحادیه دارد.»
برای بزرگنمایی بر روی عكس كلیك كنید..
گفتنی است، اتحادیه فقط موظف است اطلاعات فردی و نه خصوصی صاحب پروانه کسب را درخواست کند.
بی شك این گونه اعمال جهت شناسایی و اعمال كنترل بیشتر بر شهروندان بخصوص جامعه اقلیت های دینی صورت می گیرد.
- كنترل بیشتر بر جامعه اقلیت های دینی كشور
منابع متعددی از فشار مضاعف اداره کل ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بر خلیفه گری‌ها و انجمن‌ها و تشکل‌های مرتبط با اقلیت‌های دینی و قومی ارمنی ، یهودی ، زرتشتی و آشوری خبر می دهند .
بر اساس خبرهای منتشره، چندی پیش نیز احضاریه‌ها و اخطاریه‌های متعددی از سوی دادگاه انقلاب تهران و پلیس اطلاعات و امنیت به نمایندگان مجلس اقلیت‌های دینی و قومی در مجلس شورای اسلامی به دفاتر مرکز دینی آنها ارسال شد و خواستار کسب اطلاعات و اخبار در خصوص برخی‌ اقلیت‌های دینی مهاجر و مشکوک به مخالفت با نظام و بستگان آنها در ایران شده اند .
این در حالیست که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی طی‌ همکاری متقابل با وزارت ارتباطات و فناوری، گفته می شود ماموران اطلاعات لیست تمامی‌ تلفن‌های ثابت و همراهی که به نام هموطنان یهودی ، ارمنی و آشوری ثبت گردیده است را به صورت دائمی شنود می‌کند و خبر‌های زیادی از همکاری نمایندگان اقلیت‌ها در مجلس با وزارت اطلاعات به گوش می‌‌رسد .
همچنین منابع خبری از داخل ایران به « محبت نیوز» گزارش داده اند، در راستای تعطیلی برخی كلیساها و همچنین ممانعت از ورود مسیحیان فارسی زبان به كلیساهای ساختمانی در تمامی این موارد رد پای یكی از نمایندگان اقلیت مجلس به چشم میخورد. بر اساس این گزارش شایعه شده كه ایشان با دبیر اجرایی شورای کلیسای انجیلی سر و سری داشته و به این ترتیب توانسته است یکی از پایگاه های مهم فارسی زبانان را مطیع حکومت بسازد.
- شیراز و اقلیت های دینی
شیراز مركز استان فارس، از شهرهای بزرگ كشور است كه عده بیشماری از اقلیت های دینی و بخصوص نو مسیحیان را در خود جای داده است این افراد بدلیل اعتقادات دینی خود از سوی دستگاه قضایی مورد آزاد اذیت و پیگرد قانونی قرار می گیرند.
بر اساس گزارشات منتشره، از بهمن ماه ۱۳۹۰ برای پیروان دو گروه دینی مسیحیان و بهایی ساکن شیراز ایام خوشی را در بر نداشت، چراکه به شدت تحت فشار و اذیت از طرف اداره اطلاعات این شهر قرار گرفتند.
بر اساس گزارش‌های منتشره ، ماموران امنیتی با هجوم به یک منزل مسکونی که به عنوان کلیسای خانگی از آن استفاده می‌شد، ده تن از نوکیشان مسیحی ساکن شیراز را که برای اجرای مراسم عبادی دورهم گردآمده بودند، دستگیر کردند.
خانم "فریبا ناظمینان " و آقایان " مجتبی حسینی "، "همایون شکوهی" ، " محمدرضا پرتویی ( كوروش) و "وحید حکانی" از جمله نوكیشان مسیحی می باشند. كه این افراد از زمان دستگیری همچنان بلاتكلیف در بازداشت بسر می برند.
حال بیش از شش ماه از بازداشت این افراد در زندان عادل آباد شیراز می گذرد، اگر چه تاكنون وضعیت قضایی این پنج نوكیش مسیحی كماكان در سایه ایی از ابهام قرار دارد اما بی گمان جرم این افراد فقط اعتقادات دینی و باورهای مسیحی آنان بوده است.
از سوی دیگر در همان ایام نیز ماموران اداره اطلاعات به منازل حدود ۳۰ نفر از شهروندان بهایی اهل شیراز مراجعه و ۱۱ تن از شهروندان بهایی را دستگیر کردند. این در حالی بود که براساس گزارش سرویس خبری "جامعه بهایی"، ماموران حکم بازداشت ۲۱ شهروند بهایی را در دست داشته‌اند که به دلیل عدم حضور بعضی از این اسامی در منازل‌شان از بازداشت آنان خودداری کردند. در میان بازداشت‌شدگان یک کودک نه ماهه هم به همراه مادرش دستگیر می‌شود که عصر همان روز به همراه دو شهروند بهایی دیگر آزاد می‌شوند.

Friday, 24 August 2012

انجيل 20 هزار پوندی «الويس پريسلی» به حراج می‌رود
.انجيلی متعلق به خواننده اسطوره ایی «الويس پريسلی» ماه آينده ميلادی چكش حراج مي‌خورد.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از منابع خبری اینترنتی و خبرگزاری دانشجویان ، اين انجيل حاشيه‌نويسي شده متعلق به الويس پريسلي ـ خواننده معروف آمريكايي ـ ماه آينده ميلادي به قيمت تخميني 20 هزار پوند به حراج گذاشته مي‌شود.
اين كتاب 1600 صفحه‌اي توسط دايي اين خواننده اسطوره‌اي براي اولين كريسمسش در «گريسلند» به او هديه شد.
BBC.UK با بیان این مطلب خبر داد، «سلطان راك اندرول» در حاشيه‌ي يكي از صفحه‌هاي انجيلش نوشته است: " قضاوت يك انسان برحسب حقير‌ترين كار يا رابطه‌اش، مانند داوري‌كردن در مورد اقيانوس با در نظر‌گرفتن يك موج است."
اين انجيل با برجسته‌‌كاري‌هايي ازجنس طلا،در جلدي چرمي پوشيده شده و يكي از 100 يادگاري الويس پريسلي است كه حراجي «امگا» آن را در هشتم سپتامبر به فروش مي‌گذارد. پيش‌بيني مي‌شود اين اثر به قيمتي بيش از 20هزار پوند خريداري شود.
الويس آرون پريسلي (1977-1935) خواننده و هنرپيشه آمريكايي و يكي از موفق‌ترين شخصيت‌ها در هنر معاصر و موسيقي آمريكاي قرن بيستم است. مرگ او در سن 42 سالگي به محبوبيت وي در بين هوادارانش به فروش موفق كارهاي او خاتمه بخشيد.
او در دوران شكوفا شدن سبك «راك اند رول» به ويژه در نيمه‌ي دوم دهه 1950 بر آن حكمراني مي‌كرد‌؛ چنان كه به «سلطان راك اندرول» مشهور شد.
الويس پريسلي از سال 1956 به بعد با اجراي 45 ترانه كه از هر كدام از آنها بيش از يك ميليون نسخه به فروش رفت و يا بازي در 33 فيلم سينمايي و حضور در برنامه‌هاي تلويزيوني و كنسرت‌ها،‌ موفقيت‌ اقتصادي ركورد شكني را كسب كرد.
.
واكنش رسانه های امنیتی به انتشار تقویم دعای مسیحیان در ماه رمضان !
.تقویم دعای ۳۰ روزه ، طرحی است از سوی یك سازمان مسیحی برای ایام ماه رمضان، برای مسیحیان ی كه ممكن است درطی این ماه در كشورهای اسلامی هدف خشونت قرار گیرند، اما رسانه های حكومتی جمهوری اسلامی از آن بعنوان جریان مرموز" برنامه تبلیغاتی مسیحیان تبشیری ویژه مسلمانان " یاد می كنند.
آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» - ماه رمضان در اسلام یک مناسبت مذهبی است که در طول نهمین ماه قمری، ماه رمضان، رخ می‌دهد. در كتاب قرآن، بطور مستقیم به مسلمانان دستور داده شده که در این ماه روزه بگیرند. مسلمانان در كشورهای اسلامی به مدت ۳۰ روز را روزه می گیرند و قبل ازطلوع تا غروب آفتاب از خوردن وآشامیدن خودداری می‌کنند. و بیشتر به مناسك و آئین های مذهبی و خواندن قران پرداخته و توجه ویژه ایی به این ایام دارند . اما این اعمال مذهبی برخی از مسلمانان را مذهبی تر می سازد. اگر چه این حس مذهبی شدن مضاعف در مسلمانان می تواند برای مسیحیانی که در کشور های اسلامی زندگی می کنند خطرناک باشد.
- تقویم دعای ۳۰ روزه
پیش از آغاز ماه رمضان «کارل مولر» مسئول و مدیر عامل سازمان «درهای باز» خبر داد که این سازمان یک تقویم دعای 30 روزه جهت ماه رمضان ارائه داده که مسیحیان را در دعا برای مسیحیان جفا دیده در سراسر دنیا راهنمایی می کند. و همچنین بطور روزانه موضوعاتی را برای دعا برای مسلمانان ارائه می کند. برای نمونه در روز 19 این تقویم دعا اینطور آمده است که، « انجام دستور عیسی مسیح، که می گوید دشمنت را محبت کن.».
کارل مولر در گفتگو با خبرگزاری میسیون گفته است: "مسیحیان در بیشتر ماه های سال مانند بقیه مردم به فعالیت مشغولند. اما وقتی در طول روز های ماه رمضان چیزی بخورند و یا بیاشامند، می توانند مورد هدف جفای پلیس امنیتی و یا هم وطنان مسلمان خود قرار گیرند."
رمضان برای مسیحیان هر سال بیش از سال پیش دشواری به همراه می آورد. با تمرکز بیشتر مسلمانان به خدمت به الله، برخی از آنها تمرکز و تکیه شان را بر دستوراتی از قرآن که درباره از میان برداشتن غیر مسلمانان بویژه مسیحیان است بیشتر می کنند.
مولر معتقد است؛ "مسیحیان در کشور های اسلامی در سراسر جهان در این ایام افزایش شدیدی در جفا را تجربه می کنند".
سازمان "درهای باز" سعی دارد با گسترش فعالیت‌هایی از قبیل تقویت آموزش‌های مسیحی، دعا، خدمت و وکالت مسیحیان جفا دیده در سخت ترین مکان ها ایمانداران مسیحی را حمایت کرده و تقویت بخشد. هدف از ارائه این تقویم دعا، برای این بوده که مجریان آن در نظر داشتند تا به این طریق رمضانی متفاوت برای مسیحیان دیگر نقاط دنیا به ویژه کشورهای اسلامی که در آنها مسیحیان مورد سخت ترین جفاها هستند ایجاد کنند.
تقویم دعای ۳۰ روزه که به گفته تهیه کنندگان آن در پایان ماه رمضان از استقبال خوب كاربران نیز برخوردار بوده، نه تنها مورد توجه مسیحیان ایرانی بلكه بسیاری از مسلمانان بخصوص در ایران نیز قرار گرفت ، دو سایت انگلیسی زبان "دعا اكنون برای ایران" ( Pray Iran Now ) و سازمان " درهای باز" با قرار دادن این تقویم دعای ۳۰ روزه و انتشار خبر آن بفارسی از سوی « محبت نیوز» توجه بسیاری از ایرانیان را به آن سایت جلب كرد. به گونه ایی كه این موضوع حتی از نگاه رسانه های امنیتی حكومت جمهوری اسلامی هم دور نماند .
- واکنش رسانه‌های امنیتی جمهوری اسلامی
انتشار تقویم دعا در ماه رمضان با واکنش برخی رسانه‌های امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شد. سایت «ندای انقلاب» وابسته به افراد لباس شخصی‌های سپاه پاسداران با بیان اینکه جریان مرموز موسوم به مسیحیان تبشیری، برنامه تبلیغاتی ویژه ای را طرح ریزی کرده است نوشت: «مسیحیان تبشیری در حرکتی خزنده و مرموز از مبلغان مسیحی خواسته‌اند نسبت به عملیاتی کردن سناریوی جذب جوانان ایرانی در این ماه اقدام کنند.» این سایت حكومتی به مسئولان و علمای اسلامی هشدار داده تا نسبت به این قبیل اقدامات هوشیار باشند و برای مقابله با آن برنامه ریزی کنند.
واکنش رسانه‌های امنیتی ایران به این موضوع و طرح ادعای اینکه چنین طرحی برای جذب جوانان ایرانی تدارک دیده شده طبق معمول برای افزایش فشار بر مسیحیان ایران است، اگر چه این طرح نه فقط برای ایران بلكه برای كلیه كشورهای مسلمان بوده كه در فهرست کشورهای جفا کننده به مسیحیان قرار دارند.
۹ کشور از ده کشوری که در آنها مسیحیان مورد سخت ترین جفا ها هستند، دولت هایی اسلامی دارند. این ۹ کشور عبارتند از افغانستان (2)، عربستان سعودی (3)، سومالی (4)، ایران (5)، مالدیو (6)، ازبکستان (7)، یمن (8)، عراق (9) و پاکستان (10). کره شمالی هم در صدر این لیست قرار دارد.
آنطور که پیداست امروزه هر جریانی كه از سوی مسیحیان برای مسلمانان شكل بگیرید اگر چه دعا برای آنان نیز هم باشد، با واکنش نیروهای امنیتی و مقامات رو برو می‌شود و آنان می‌پندارند كه طرح و یا نقشه ای برای مسیحی كردن مسلمانان در حال اجراست.
از این رو حتی گرایش جوانان به مسیحیت از دیدگاه مقامات امنیتی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به عنوان " اخلال در امنیت ملی و عناد با جمهوری اسلامی" تلقی می شود.
دشمنی جمهوری اسلامی با مسیحیت تا آن حدی است که حتی اگر مسیحیان قصد كمك كردن به مسلمانانی را داشته باشند که در بلایای طبیعی گرفتار شدند اما نظام آن را بعنوان طرح مسیحی سازی یا سعی در تغییر دین افراد و یا ترویج مسیحیت می‌خواند و با همین استدلال كمك های مردمی و بخصوص از سوی سازمانهای خیَر مسیحی را نمی پذیرد و یا در صدد حتی مبارزه و برخورد با آن بر می آید.
مادربزرگی که تابلوی نفیس مسیح را استادانه نابود کرد+عكس
.بانویی مسن در روستای «بورخا»در حوالی شهر ساراگوزای اسپانیا با نیتی معصومانه تصمیم به ترمیم تابلوی ۱۲۰ سالۀ کلیسا گرفت اما نتیجۀ این تصمیم وی مصیبت بار بود.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از یورو نیوز، این خانم سالمند در مقابل دوربین و با صورتی حق به جانب گفت که کشیش از ماجرا خبرداشته است و وی کارِ ترمیم را به درخواست وی شروع کرده است!
وی در جواب این سوال که آیا پنهانی این کار را می‌کرده است یا نه؟ بانوی مسن گفت که «نه، همه کسانی که به کلیسا می‌آمدند می‌دیدند تابلو را ترمیم می‌کنم.»
اما نوۀ «الیاس گارسیا مارتینز» خالق تابلوی «اِچه اومو» که مستاصل در برابر تابلوی پدربزرگش ایستاده بود گفت:«تا زمانی که مادربزرگ بر روی رداء و جامۀ نقاشی کار می‌کرد مشکلی نبود اما وقتی به سر عیسی مسیح رسید تابلو را نابود کرد.»
بی بی سی خبر داد با این حال انتظار می رود تاریخ نگاران به زودی در کلیسا گرد هم بیایند تا تصمیم گیری کنند که با این تابلو چه باید کرد.
یك مقام فرهنگی در این ارتباط می گوید: "اگر این اثر قابل اصلاح نباشد و نتوانیم آن را مرمت کنیم احتمالن دیواری که بر آن آویخته شده بوده است را با عکسی از این تابلو خواهیم پوشاند."
گفته شده این تابلو به لحاظ مادی خیلی ارزشمند نیست ولی ارزش معنوی فراوانی برای مردم محلی دارد.
گزارشگر بی بی سی می گوید که نوه نقاش مبلغی را به عنوان کمک برای مقامات محلی فرستاده و آنها تصمیم دارند این پول را صرف مرمت این تابلو بکنند.
این تابلو که "اینک آن مرد" نام دارد، اثر الیاس گارسیا مارتینز است و از بیش از صد سال پیش بر دیوار کلیسای Sannctuary of Mercyکه در نزدیکی ساراگوسا به دیوار آویخته شده بوده است.
"اینک آن مرد" به تابلوهایی گفته می شود که مسیح در آن با تاجی از خار دیده می شود.
درخواست رئیس جمهور پاكستان از علت بازداشت دختر ۱۱ ساله مسیحی
.آصف علی زرداری، رئیس جمهوری آن کشور، از مقام‌های مسئول خواسته است در باره‌ی بازداشت دختری یازده ساله به اتهام کفرگویی توضیح دهند و وزیر کشور نیز گزارشی در این باره ارائه دهد.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از صدای امریكا، آصف علی زرداری رييس جمهوری پاکستان از وزير کشور خواسته است هرچه زودتر علت دستگيری يک دختر مسيحی يازده ساله ساکن يکی از زاغه های حومه اسلام آباد را توضيح دهد.
پليس پاکستان اين دختر مسيحی را به اتهام آتش زدن برگه های قرآن بازداشت کرده است.
اقدام پليس بر مبنای گزارش شکايت همسايگان مسلمان و خشمگینی صورت گرفته که شهادت داده اند اين دختر برگه هايی از قرآن را پاره کرده است.
پليس می گويد اين دختر به مدت دو هفته در بازداشت خواهد بود تا تحقيقات پيرامون اين شکايات تکميل شود.
دختر بازداشت شده يازده ساله اعلام شده اما تعدادی از همسايگان می گويند او ١۶ سال دارد و در نتيجه به سن بلوغ رسيده است. با اين همه آصف علی زرداری خواهان رسيدگی هرچه سريعتر به پرونده و آزادی دختر شده است.
ای‌ خداوند ! ای‌ قوّت‌ من‌! تو را محبت می‌نمایم‌. خداوند صخرة‌ من‌ است‌ وملجا و نجات‌ دهندة‌ من‌. خدایم‌ صخرة‌ من‌ است‌ كه‌ در او پناه‌ می‌برم‌. سپر من‌ و شاخ‌ نجاتم‌ و قلعة‌ بلند من‌.(مزامیر باب ۱۸: ۱-۲)



پنجشنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱

قسمت سوم ... هفت بُعد خداوندی عیسی مسیح در هفت معجزه

در قسمت اول و اولین معجزه عیسی مسیح خداوند ، او نشان داد که میتواند شادی از دست رفته ما را به ما بازگرداند. دراین باب کلام خداوند ما شیش قدح سنگی را می بینیم که مسیح دستور می دهد که قدحهای سنگی را از آب پر کنند سپس او آبهای درون آنها را به شراب تبدیل می نماید . هیج شیمی دانی و هیج دانشمندی تا به امروز نتوانسته آب را تبدیل به شراب نماید . اما با این معجزه عظیم عیسی مسیح یک چیز بر ما آشکار می کند ، که او خداوند مواد و خداوند عناصر و خداوند تبدیل کننده است . شاید تو دوست خوب من، هفتمین قدح باشی که از شراب آسمانی پر شوی . او امروز هم آماده است تا آبهای درون ما و عناصر ما را تبدیل نماید. کافیست به خداوندی او ایمان بیاوریم و نزد او دعا کنیم و از او بخواهیم تا تبدیل عظیم خود را در ما انجام دهد . پس امروز از او دعوت نمایم که به عروسی ناتمام ما بیاید و از او بطلبیم که آبهای درونی ما را تبدیل به شراب آسمانی نماید . در قسمت دوم با هم یک ِبُعد دیگر خداوندی عیسی مسیح را مشاهده و تعمق می کنیم. باشد که با مطالعه این معجزات برکت و فیض عظیم او را در قلبهایمان دریافت کنیم.

در قسمت دوم : عیسی بیدرنگ و در همانجا پسر افسر را شفا داد. شفا فوری و کامل بود. عیسی حتی به دهکده‌ای که کودک در آن بود نرفت؛ عیسی در قانا و کودک در کفرناحوم یعنی حدود ۲۵ کیلومتر دورتر بود (متی ۸: ۱۳). پدر به کلام عیسی ایمان داشت و روانۀ خانه شد. وی ایمان داشت بی آنکه نشانه یا معجزه‌ای را مشاهده کند. افسر، در راه خانه، دریافت که پسرش درست در همان لحظه شفا یافته بود که عیسی فرموده بود: «پسرت زنده است» . در نتیجه، او و خانواده‌‌اش به عیسی ایمانی کامل آوردند، یعنی مسیحی شدند. معجزه، ایمان واقعی را ایجاد کرده بود. بیماری کودک سرانجام برکت عظیمی را برای خانۀ والدینش به ارمغان آورد. خدا از رنج آنانی که او را دوست دارند، خیر و صلاحی را بوجود خواهد آورد (رومیان ۸: ۲۸). و این‌ نیز معجزه‌ دوم‌ بود که‌ از عیسی‌ در وقتی‌ که‌ از یهودیه‌ به‌ جلیل‌ آمد، به‌ ظهور رسید. در این معجزه، عیسی مسیح از ما تنها یک چیز می خواهد و آن ایمان است. در معجزه اول ، او که خداوندی خود را با خلق نمودن و تبدیل کردن مواد و عناصر آشکار می سازد و در دومین معجزه خود ، حاکم و مسلط بودن بر مسافت را بر ما آشکار می نماید . نور 300 هزار کیلومتر در ثانیه حرکت می کند اما کلام خدا سریعتر از آن .چون او نور را خلق کرد. در سفر پیدایش می خوانیم که او تمام جهان هستی را با کلامش می آفریند. او گفت و شد. با این معجزه عیسی مسیح به ما تعلیم می دهد که برای او فاصله و مکان معنی ندارد. کلام خدا پرقدرت است . من خود تجربه این شاهکار عیسی مسیح خداوند را در این معجزه بارها دیده ام که در نام او دعا شده و سرطانها و بیماریها و مشکلات در عزیزان برطرف شده . کافیست به او ایمان بیاوریم که حاکم به مکان و مسافت می باشد.

قسمت سوم: شفا در کنار حوض


یوحنا در باب پنج حوضی را توصیف می‌کند که در زبان آرامی (یا عبرانی) بیت حسدا نامیده می‌شد. وی می‌نویسد در اورشلیم حوضی است. از آنجا که یوحنا زمان حال رادر اینجا به کار برده است، برخی از دانشمندان کتاب مقدس بر این باورند که این انجیل پیش از انهدام اورشلیم در سال ۷۰ میلادی نوشته شده است، چرا که اگر بعد از این تاریخ نوشته شده بود، وی می‌نوشت در آنجا حوضی «بود». بسیاری از مردم در زمان عیسی بر این باور بودند که آب این حوض قدرت شفادهی داشته است. گفته می‌شد که فرشته‌ای گاه به گاه، آب حوض را به حرکت در می‌آورد و بلافاصله بعد از حرکت آب، بیمارانی که در کنار حوض منتظر بودند، به درون آب می‌رفتند. این عقیده وجود داشت که هر که بی درنگ بعد از حرکت آب، به درون حوض می‌رفت، شفا می‌یافت. عیسی پی برد که آنجا مردی است که قادر به راه رفتن نمی‌باشد و مدت سی و هشت سال در کنار حوض خوابیده است. عیسی از او پرسید: «آیا می‌خواهی شفا یابی؟» توجه داشته باشید که این مرد، خودش به سراغ عیسی نرفت، بلکه عیسی به سراغ او رفت. مرد نمی‌دانست که عیسی قادر است شفا بخشد. مرد به عیسی توضیح داد که چرا شفا نیافته است: او هرگز نتوانسته بود به موقع وارد حوض شود. تمام فکر او متوجه قدرت آب حوض بود؛ او متوجه قدرت شفا بخش عیسی نبود.

عیسی مرد را بلافاصله و بطور کامل شفا داد (مرقس ۲: ۱۱). با اینکه او ایمان نداشت، عیسی او را شفا بخشید. مرد تقاضای شفا نکرده بود. او حتی عیسی را نمی‌شناخت. این معجزه در روز سبت انجام شده بود، یعنی روز شنبه. بر طبق شریعت یهود هیچ نوع «کاری» نمی‌بایست در روز سبت انجام پذیرد (خروج ۲۰: ۸-۱۱). یهودیان (در اینجا منظور رهبران یهود است). مرد را به خاطر سرپیچی از قانون سبت سرزنش کردند. بر طبق شریعت حتی حمل بستر یا تشک در روز سبت مجاز نبود و کار محسوب می‌شد (ارمیا ۱۷: ۲۱-۲۲). فریسیان و کاتبان قواعد بسیاری راوضع کرده بودند تا مشخص کنند که چه چیزی «کار» محسوب می‌شود و چه چیزی محسوب نمی‌‌شود. بسیاری از این قواعد در عهد عتیق ذکر نشده بود. قواعد مربوط به منع کار برای این بود که روز سبت مقدس تلقی شود و مردم آن روز را به عبادت، دعا و استراحت اختصاص دهند. اما رهبران یهود، آنقدر قواعد اضافی و تفصیلی وضع کرده بودند که مفهوم اولیه سبت از میان رفته بود. به خاطر تمامی این قواعد، دیگر امکانی برای شفا دادن یا هر کار نیکوی دیگری در روز سبت وجود نداشت.


اما تعلیم عیسی این بود که نیکویی کردن در روز سبت همواره مجاز است (مرقس ۲: ۲۳-۲۸؛ ۳: ۱-۵؛ لوقا ۱۳: ۱۰-۱۷). مردی که شفا یافته بود «تقصیر» را به گردن عیسی انداخت که قانون سبت را نقض کرده است. وی به رهبران یهود گفت که عیسی گفته است که بستر خود را برداشته، برود. آنگاه یهودیان به جستجوی عیسی پرداختند اما او را نیافتند. او در میان جمعی ناپدید گردیده بود. مردم به خاطر معجزه‌ای که روی داده بود، جمع شده بودند. عیسی کمی بعد باردیگر مرد شفا یافته را دید و به او فرمود: «دیگر خطا مکن تا برای تو بدتر نشود.» از این امر در می‌یابیم که بیماری مرد ناشی از نوعی گناه بوده است. عیسی به او فرمود که اگر در گناه اصرار ورزد، چیزی بدتر گریبانش را خواهد گرفت، یعنی محکوم به داوری الهی شده، دچار مجازات ابدی خواهد گردید. مرد شفا یافته بسیار ناسپاس بود.

در این معجزه عیسی مسیح حاکم بودن خود را بر زمان نشان می دهد . شاید که سالهای زیادی است که من در بیماری و درد و رنج هستی ، ولی دوست خوب ما ، خبر خوش این است که امروز در مقابل شخصی قرار دارید که حاکم بر وقت و زمان است و مسلط بر سالهای ماست . او میتواند امروز تو را از بیماریها و درد و رنج آزاد کند. باز شرطی که برای دریافت این معجزات است ، ایمان است . عیسی مسیح در یکی از تعالیمش رو به یهودیان گفت، ای هیکل (محل عبادت یهودیان) را خراب کنید تا من دوباره آن را ظرف سه روز بنا خواهم کرد . البته در این گفتگو منظور عیسی مسیح بدن خود را که میبایست بمیرد و بعد از سه روز دوباره زنده شود می باشد. درکتاب دوم پطرس باب سه آیه هشت پطرس اینگونه می گوید: اما ای عزیزان ، این حقیقت از شما پنهان نماند که در نظر خداوند یک روز مثل هزار سال و هزار سال مثل یک روز می باشد.


تا فردا و قسمت چهارم معجزات، شما را به دستان عیسی مسیح خداوندِ تبدیل کننده مواد و عناصر، کیفیت ، خاکم و مسلط بر مسافت ، مکان و خالق زمان می سپارم . با ما باشید .


در فیض و محبت او باشید .آمین