Tuesday, 24 July 2012

جمعه ۱۲ اوت ۲۰۱۱

بیایید با هم مورمونها و شاهدان یهوه بیشتر بشناسیم !!!


اگر می خواهید کسی را سریع از نقطه نظر ایمانی با حقیقت کلام انجیل مقدس , که آیا اعتقاد درست دارد یا نه . می شود این چند سئوال اساسی را کرد.
1- آیا به خدای یکتای تثلیث اعتقاد داری؟
2-آیا مسیح را بعنوان خدای کامل و انسان کامل می پذیری ؟

3- آیا ایمان داری که خون مسیح برای گناهان تو ریخته شد و تو با توبه و ایمان به خون او می توانی نجات یابی ؟
4- آیا به الهام حقیقی کلام خدا اعتقاد داری ؟
5- آیا به ایمان پدران کلیسا و اعتقاد نامه های قرون اول مثل اعتقاد نامه نیقیه اعتقاد داری ؟
اینها اصول اساسی ایمان مسیحی هستند .

امروز می خواهیم در مورد دو بدعت منحرف و گول خورده مسیحیت یعنی مورمونها و شاهدان یهوه صحبت کنم .البته در طول تاریخ فرقه های منحرف زیادی بوده اند و امروز هم فرقه های زیادی وجود دارند ولی این دو با توجه به پیروان بیشترشان و عقاید خطرناکترشان موضوع صحبت امروز ما هستند.


بخش اصلی :
فرقه منحرف از ایمان مورمونها :

ژوزف اسمیت موسس این فرقه منحرف در سال 1830 چنین می گوید : "در دعا در رویا می بینم که پدر و مسیح ظاهر می شوند و می گویند هیچ کدام از کلیساهای که وجود دارند درست نیستند و او مسئول درست کردن کلیسای درست است "چنین ادعای حتی اگر اعتقادات این گروه مخالف انجیل نبود بی احترامی به روح القدس است که کلیسا را در ایمان صحیح محفوظ نگه داشته است و بی احترامی به قدرت خدای پدر و بی احترامی به مسیح به عنوان سر کلیسا است.
مورمونها امروز در دنیا در حدود 10 میلیون هستند و در آمریکا اکثراً زندگی می کنند اگرچه فعالیتهای بشارتی شیطانی خود را به همه جای عالم پخش می کنند . در ارمنستان هم زیاد هستند ولی خوشبختانه در ایران وجود ندارند.
مورمونها علاوه بر انجیل به کتاب مورمون (نام یک فرشته) و کتب انبیای خود اعتقاد دارند. یکی از خصوصیات بدعتها این است که چیز دیگری را در کنار انجیل می آورند که اکثرا نبوتهای است که فکر می کنند از خدا یافته اند.
حال به بررسی چندین عقیده خرافی و خنده دار این فرقه می پردازم تا بدانید انسان سقوط کرده حتی اگر در بهترین کشور و با بهترین فرهنگ و داری تحصیلات عالی باشد می تواند به چه خرافاتی ایمان آورد.

1-مورمونها به یک خدا معتقد نیستند . آنها به وجود خدایان بسیار معتقدند. می گویند پدر ، پسر و روح القدس 3 خدای مجزا برای این دنیا(زمین) هستند و قسمتهای مختلف جهان خدایان دیگری دارد.
2-آنها معتقدند پدر (خدا) جسم و استخوان و خون دارد.
3- آنها معتقدند انسان می تواند خدا شود . نه فقط اخلاقاً بلکه مقاماً.
4-آنها می گویند خدا خالق نیست بلکه سازنده است (ماده قدیم است و از اول وجود داشته است.)
5- آنها آدم را با میکائل و با خدا و پدر ما یکی می دانند. یعنی می گویند خدای پدر همان آدم بوده و در ضمن میکائل نیز هست. فکر می کنم اینها دنیا را با تاتر اشتباه گرفته اند که یک شخص می تواند جای چند نفر بازی کند.
6-می گویند خدا هم زمانی مثل ما بوده است و قدم به قدم به مرحله خدائی رسیده است.
7-می گویند عیسی از آدم بوجود آمد.
8-آنها به پیش موجودیت روح یعنی ارواح مردم قبل از بوجود آمدن آنها وجود دارد و منتظر می ماند تا جسم بپوشد معتقدند.
9-خیلی عجیب است که به عطایای روح القدس ایمان دارند ولی مطمئنا آن روحی که در آنها کار می کند روح القدس نیست. چون بر خلاف انجیل سخن می گویند. این نشان می دهد که هرکس به زبانی صحبت کرد و یا نبوت کرد و یا کسی را شفا داد یا کاری عجیب کرد ما چشم و گوش بسته نباید از او پیروی کنیم. بلکه باید روحها را با کلام خدا بسنجیم.
10- آنها می گویند مسیح برادر شیطان است که بعد از قیامش به مرحله خدائی رسید.
11- آنها می گویند روح القدس شخصیت ندارد بلکه فقط یک نیرو است.
یکی دیگر از مسائلی که در بدعتها می بینیم وجود تناقضات بسیار در داخل خودشان و همچنین تغیر اعتقاداتشان در طی سالیان است.
12-آنها به چند زنی اعتقاد داشتند
یکی دیگر از شاخصه های بدعتها ضعف آنها در معیارهای اخلاقی است .
13- به تعمید مردگان و دعا برای مردگان برای مورمون شدن معتقدند. مثلا در ارمنستان در کنار قبر قدیسین و فامیلهای خود می ایستند و با دعا آنها را مورون می کنند.
14-مثل تمام بدعتهای مسیحی در مورد آخر زمان عقاید عجیب و غریبی دارند
15-آنها می گویند بوسیله فرشتگان دستگذاری شده اند و همچنین یوحنا ، پطرس و یعقوب آنها را دستگذاری کرده اند.
16- آنها به 3 آسمان معتقدند که یکی برای گناهکاران ، دومی برای مورمونهای گناهکار و مسیحیان غیر مورمون و سومی مخصوص مورمونها است.
17- به گناه اولیه آدم معتقد نیستند.
و عقاید عجیب و غیر کتاب مقدسی و دروغهای دیگر.
قابل ذکر است که اسمیت نبوتهای بسیاری کرد که بسیاری از آنها اشتباه بوده است.

درس کاربردی که ما می توانیم بگیریم این است که مواظب هدایات خود و نبوتهای دیگران باشیم . ما نباید نبوتها را خوار بشماریم ولی کلام خدا محور ایمان ماست و هرچیزی که با آن در تضاد باشد قابل قبول نیست. بی احتیاطی ما در این ضمینه می تواند باعث شود برای همیشه از خدا دور شویم. کلام خدا می گوید قوم من بعلت نداشتن معرفت هلاک شدند.



فرقه منحرف از ایمان شاهدان یهوه :

چارز راسل در سال 1870 موسس این فرقه منحرف می باشد.
چارز راسل عضو کلیسای پروتستان بود و جدا شد و کتابی نوشت و گفت که خواندن آن از انجیل مهمتر است.

او ادعا می کرد که او ترجمه درست کلام خدا را انجام داده ولی بعدها معلوم شد که او اصلاً عبری و یونانی نمی داند. او از طرف هیچ کلیسای دستگذاری نشده بود و اجازه تعلیم نداشت . او نیز در ضمینه اخلاقی فاسد بود و در حالیکه زن داشت با زن دیگری ارتباط داشت . او همچنین در کارش هم آدم متقلب و دزدی بود او گندمهای را با ادعای معجزه آور بودن با قیمتی چندین برابر به مردم ساده فروخت . شاهدان یهوه نیز جمیعتی 10-15 ملیونی در دنیا دارند. عقاید انها اینگونه است.


1-شاهدان یهوه با پرروئی بسیار کلام خدا را در جهت منافع و عقاید خود عوض می کنند. مثلا بجای کلمه روح القدس کلمه قوت فعال خداوند و بجای کلمه خدا کلمه یهوه را تغییر داده اند. آنها مثلا یوحنا 1:1 را که می گوید :"در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود " را که آشکارا الوهیت مسیح را نشان می دهد به صورت زیر تغیر داده اند. در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه از خدا {یک خدا یا خدایی}بود.
کتاب شادروان اسقف اعظم زاره در مورد "کتاب مقدس تحریف شده شاهدان یهوه" که کتاب فوق العاده عالی است این حقیقت را آشکارا نشان می دهد که شاهدان یهوه در کجاها کتاب مقدس را تغیر داده اند و به چه علتی نمی توان اینگونه ترجمه کرد. این اسقف عزیز لبنانی که الان پیش خداوند هستند بعلت فعالیتشان در ضمینه مبارزه با این فرقه منحرف و حتی نوشتن جزوه "شاهدان یهوه یا شاهدان دورغین " حتی یکبار در دفتر او اقدام به بمبگذاری از طرف این افراد دروغین و فرزندان ظلمت شده است.

2-شاهدان یهوه تثلیث را رد می کنند.
انها می گویند پدر یهوه است و بالاتر از پسر است. پسر خلق شده است یعنی زمانی بوده است که پسر نبوده است و این کاملا برخلاف اعتقادنامه مسیحیان و انجیل است. همچنین آنها روح القدس را داری شخصیت نمی دانند بلکه می گویند او قوت خداست. در حالیکه انجیل صریحاً اعلام می کند که روح القدس تعلیم می دهد ، تسلی می دهد ، هدایت می کند ، صحبت می کند ، ناراحت می شود و تمام این چیزها برای یک نیرو نمی تواند اتفاق بیفتد.

3-شاهدان یهوه روح القدس و مسیح را خدا نمی دانند. آنها برای روح القدس شخصیتی قائل نیستند و مسیح را بعنوان اولین مخلوق قبل از آفرینش هر چیز دیگری قبول دارند. آنها می گویند مسیح یک انسان معمولی بود ولی بعد از تعمید موجود تازه ای شد که با تعلیم صحیح انجیل در عبرانیان 13:5 که می گوید: " عیسی مسیح دیروز ، امروز و تا ابد الاباد همان است " در تناقض است. آنها می گویند مسیح ابتدا داشته ، مخلوق است و نه خدا . عقیده دارند مسیح قبل از انسان شدنش میکائل بود و برادر شیطان لوسیفر است. آنها می گویند شیطان هم مثل مسیح پسر خدا است ولی برضد خدا برخاست. خدایا این منحرفین را به فیض خود به حقیقت راهنمای کن.آمین

4-شاهدان یهوه مصلوب شدن مسیح و ریخته شدن خونش را برای گناهان ما قبول ندارند. می گویند او مصلوب نشد او را از چوبی آویزان کردند و دار زدند. واقعاً عجیب است نه. حال نمی دانم این عقیده را از کجا در آورده اند. در حالکیه 4 انجیل به وضوح مصلوب شدن او را نشان می دهند و در انجیل در حدود 72 بار در مورد خون عیسی و صلیب او صحبت شده است. بعلاوه اگر اینها کمی به خود زحمت بدهند و تاریخ را بخوانند خواهند فهمید که مسیح حقیقتا مصلوب شده است.

5-شاهدان یهوه به قیامت جسمانی یعنی قیامت بدنی عیسی و همچنین ما ایمان ندارند و تنها به قیام روح ایمان دارند در حالی که از طرف دیگر می گویند روح نیز ابدی نیست.

6-شاهدان یهوه نیز مثل بقیه بدعتهای مسیحی تاریخ های مکرری در مورد بازگشت ثانویه مسیح اعلام کردند . این در حالی است که مسیح صریحاً گفته بود هیچ کس زمان بازگشت او را نمی داند. شاهدان یهوه سال 1874 و بعداً سال 1914 را بر اساس تفسیر عجیبی از اعداد و ارقام سال بازگشت مسیح اعلام کردند و وقتی عیسی نیامد آنرا به شکل عجیبی تفسیر کردند. گفتند او آمد و ملکوت خود را که همان شاهدان یهوه باشند را تاسیس نمود.

آنچه برای ما مهم است تفسیرهای اشتباه کلام ممکن است ما را به بدعت بکشاند.

7- شاهدان یهوه به جاودانه بودن روح معتقد نیستند و می گویند که روح با مرگ از بین می رود . حال در قیامت چه اتفاقی می افتد باید از آنها پرسید . این هم یکی دیگر از تناقضات آنهاست.

8-شاهدان یهوه به عادل شدن با کارهای خوب معتقدند. آنهامی گویند مرگ مسیح لازم بود ولی برای نجات ما کافی نبود و ما با کارهایمان عادل می شویم. کلام خدا از زبان پولس می گوید ملعون است کسی که راه نجات دیگری را نشان دهد.

9- شاهدان یهوه به جهنم ابدی و مجازات گناهکاران ایمان ندارند و مرگ و نیستی ابدی را همان مجازات آنها می دانند ولی با تعلیم صریح کلام خدا مبنی بر تا ابد بودن حیات جاودان و عذاب جاودان در تضاد است . آنها خود را دلسوزتر و حکیمتر و عادل تر از خدا می دانند.

10-آنها معتقدند که بعد از مرگ فرصتی دوباره به همه مردم داده می شود و اگر مسیح را نپذیرند بدون درد می میرند.
همانطور که می بینید عقاید آنها یک فلسفه جدیدی است که هیچ ارتباطی با حقیقت انجیل ندارد.

11- با هر گونه سازماندهی ملی و مذهبی مخالفند . سربازی نمی روند. خون نمی دهند و عید جشن نمی گیرند.


نتیجه :
متاسفانه خیلی از ما یاد گرفتیم مسیحیان چشم و گوش بسته ای باشیم و حرفهای واعظ اصول زندگی مسیحی را تشکیل می دهد. من به شنیدن موعظه خیلی اهمیت می دهم چون ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا . ولی اساس ایمان ما باید تفتیش عمیق در کلام خدا و ملاقات واقعی با خدا در چارچوب کلامش باشد. خدا می خواهد ما از غالب فقط سرود خواندن و موعظه شنیدن بیرون بیایم . خدا را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم. تا داشتن تجربه روحانی در مسیحیت کافی نیست هر چند مهم است ولی کافی نیست . تمام کسانی که منحرف شدند از کلام خدا فاصله گرفتند . از اطاعت کلیسا خارج شدند و برای خودشان تفاسیر دلبخواهی در آوردند.امروز زمان آن است که ما با کلام خدا آشتی کنیم. زمان آن است که در آن ریشه بیندازیم.
آیا می خواهید به افردی که به انجیل ایمان دارند و خود را مسیحی می دانند ولی گول خورده اند کمک کنید . بیاید دعا کنیم که خدا به ما غیرت عطا کند تا بیشتر و بهتر خدا را بشناسیم و تنها مسیحی احساسی و قلبی نباشیم بلکه فکر و منطق ما هم مسیحی باشد . تمام آنهایی که هم عاشق خدا هستند و هم او را خوب می شناسند می توانند برای خدا مفید باشند.


امروز برای این بدعتها هم دعا کنیم که خدا آنها را هدایت کند و در قلب و فکر ما راههای برای خدمت به آنها با محبت نشان دهد. آمین


No comments:

Post a Comment