Sunday, 18 March 2012

آیا یهودیان به ماشیح(مسیح) نیاز دارند ؟

by Sefarate Khoda on Friday, 22 July 2011 at 19:51 ·
یهودیان و کلیسا در قرنِ ۲۱
آیا یهودیان به مسیح نیاز دارند ؟
تراژدیِ بزرگ قومِ خدا که خدای خود را فراموش کرده اند
اسرائیل خوانده شد تا نور در میانِ ملت‌ها باشد ،این یعنی‌ که مأموریتِ اسرائیل خادمِ تمامِ ملل‌ها بودن است .اسرائیل فرستاده یست که مأموریتِ خود را از یاد برده است ،عزیزانی که توسطِ خداوند برای نجات به میانِ یهودیان فرستاده میشوند ، به طورِ کلی‌ ۲ مأموریتِ اساسی‌ به آنها سپرده شده است:
۱.ترمیمِ اسرائیلِ خداوند یا باز یافتِ قومِ اسرائیل در عهد جدیدِ خودشان( و به عبارتی نجاتِ اسرائیل توسطِ شناختِ یشوا (عیسی) )
۲.ترمیمِ قسمتِ یهودیِ بدنِ مسیح ،و ترمیم کامل بدنِ مسیح که همه با هم یک بدن را تشکیل میدهند و در آن یهودیانِ نجات یافته و قسمتِ بزرگی‌ که غیر یهودیانِ نجات یافته هستند با هم در محبتِ برادرانه در مشارکتِ ابدی هستند
اگر بخواهیم نگاهی‌ کوتاه به تاریخچه ی کلیسا در اسرائیل بیندازیم ،از کتابِ اعمال رسولان میتوانیم این شواهد را بررسی‌ کنیم، اسرائیلِ نجات یافته (اجتماع یهودیانی که مسیح را پذیرفتند) مرکزِ اولیهٔ تمامِ کلیساهای اطراف بود ،کلیسای اورشلیم حکمِ کلیسای مرکزی را داشت که اعمالِ میسیونری را انجام میداد ،مبشرین را تعلیم میداد و به بشارت میفرستاد ،هر ماموریتی که به انجام میرسید ،چه در میانِ یهودیان و چه غیرِ یهودیان ،کلیسای اورشلیم در جریان گذاشته میشد ،رسولانِ یهودی خود را وقف بدنِ مسیح کرده بودند و در عین حال در میانِ غیر یهودیان تعلیم میدادند ،غیر یهودیان به مسیح ایمان آورد‌ند و این خدمت گسترش پیدا کرد ،اما کلیسای اورشلیم قطبِ اصلی‌ خدمتِ به همهٔ کلیساهای اطراف بود رسولان و یهودیانی که نجات یافته بودند و حالا رازِ ماموریتشان را دریافته بودند شروع به خدمت در میانِ بت پرستان(غیرِ یهودیان) کردند ،خادمینِ غیرِ یهودی رشد کردند و رسولان پیوسته آنها را تشویق و بنا میکردند،حالا دیگر مسیحیانِ غیر یهودی از یهودیان پیروی میکردند زیرا تعلیماتِ حقیقی‌ نزدِ رسولان و کلیسایِ اورشلیم بود ،کارِ کلیسای اورشلیم دیگر تنها به نجاتِ یهودیان محدود نمی‌شد بلکه همه هر چه در توان داشتند میگذاشتند تا قوم‌های دیگر هم به آنها بپیوندند ....سالها گذشت ، با حمایت و تلاش‌های کلیسای اورشلیم غیر یهودیان بسیاری نجات پیدا کردند ،رشد کردند و خود هر کدام خادم و رسول شدند زمانی‌ که تعدادِ غیر یهودیانِ نجات یافته بیش از تعداد یهودیان نجات یافته شد ،همه چیز شروع کرد به عوض شدن ،دورهٔ رسولانِ اولیه تمام شد ،اورشلیم به خاک و خون کشیده شد معبد ویران شد و اکثر مسیحیانِ یهودی ،پراکنده شدند ،کلیسای اورشلیم دیگر نمی‌توانست به کارش ادامه بدهد ،رسولانِ جدید به نواحیِ اطراف گریختند. به نکته‌ای که باید اینجا حتما اشاره شود ،طرز برخوردِ رسولانِ یهودی با کلیساهای غیر یهودی بود ،زمانی‌ که یهودیانِ مسیحی‌ قدرت کلیسا بودند هیچوقت از این قدرت خود سو استفاده نمی‌کردند آنها غیر یهودیان را وادار نمی‌کردند که یهودی شوند برعکس آنها را کمک میکردند که در جایی‌ که خداوند برایشان مشخص کرده بایستند و کمکشان میدادند تا رشد کنند و دعوتِ خاصی‌ که برایشان در بدنِ مسیح در نظر گرفته شده را در یابند ،حالا کلیسا عمدتاً از غیر یهودیان تشکیل شده بود ،این مسیحیانِ غیرِ یهودی همه چیز را دگرگون کردند . به خاطر تعداد بیشترِ مسیحیان در میانِ غیر یهودیان مرکزِ کلیسا به شهر‌های امپراتوریِ روم منتقل شد ، و این کار بعد از تخریبِ اورشلیم برایشان راحت تر شد ، نه بلافاصله بعد از دورهٔ رسولان بلکه بعد از چندین و چند دهه و با استفاده از قدرتِ مالی و نفوذِ سیاسی، مسیحیانِ غیرِ یهودی با نفوذ در میانِ یهودیانِ مسیحی‌ شروع کردند به تعیین و تکلیف برای یهودیان مسیحی‌ ،این‌ها مسلما یک شبه اتفاق نیفتاد ،بلکه به تدریج کلیسا را دچار کرد ،مسیحیانِ جدید و کلیسای جدید به کلی‌ فراموش کردند از کجا آمده اند و این برکات از طریقِ چه کسانی‌ به آنها منتقل شده ،و کلیسا ریشه اصیلِ یهودیِ خود را از دست داد . در قرنِ دوم هنوز یهودیان اجازه داشتند که بعد از مسیحی‌ شدن یهودی باقی‌ بمانند و اصالتِ یهودی خود را حفظ کنند ،در قرن سوم کم کم کلیسا شروع کرد به عوض کردنِ روشِ خود و بی‌ اعتنایی کردن به یهودیانِ مسیحی‌ ،زمانی‌ رسید که با قدرت یافتن امپراطوریِ روم و استفاده ابزاری از مسیحیت ، کلیسا شروع کرد به بیان کردنِ آشکارِ این عقیده که یهودیان ربطی‌ به کلیسا ندارند و به غیر از کتابِ مقدس ،همه چیز یهودیت باید یا از بین بره و یا عوض بشه ، تاریخِ جشن‌های کتابِ مقدسی باید عوض بشه ، تنها عیدی که باقی‌ ماند عیدِ پسح بود که داستانِ خروجِ اسرائیل از مصر است (حتا امروز کلیساهای مختلف مثل ارتدکس‌ها عیدِ پسح را جشن میگیرند و خود نمیدانند که ریشه و حقیقت این جشن از کجاست و پیامِ آن چیست ) ، به جای شبات (سبت) روز یک شنبه جشن و استراحت اعلام شد ، (در حقیقت این بد نیست که مردم روزِ قیامِ خداوندمان رو جشن بگیرند ،چون ما بر طبق قوانینِ تشریفاتی زندگی‌ نمی‌کنیم؛ یشوا (عیسی) ما را از همهٔ اینها بازخرید کرد ، ما نیازی به تشریفات و مراسم محدود کننده به شکلِ احکام نداریم ؛ اما موضوع اینجاست که ما همهٔ اینها را در کتابِ مقدس داریم ،اینها به ما داده شده تا شاد باشیم و برکت بگیریم. تا قلب و شخصیتِ خدای اسرائیل را بشناسیم، برای اینکه بهتر و بیشتر بتونیم خدا رو درک کنیم و به این خاطر که یشوا (عیسی) بر ما بیشتر و بیشتر آشکار بشه و تمامِ چیز‌هایی‌ که قرار بوده اتفاق بیفته را به صورتِ پیشگویی در جشن‌هایمان انجام میدادیم ،و حالا با پذیرشِ ماشیح (مسیح) در تاییدِ کار خداوند ،چیز‌هایی‌ که پیش گویی شده بود و به انجام رسید را جشن میگیریم با اطمینان و شکرگزاری که خدای ما خوش قول است با او در این شادی سهیم می‌شویم .کدام قوم و ملت است که راضی‌ باشد که گنجینهٔ جشن‌های ملی‌ِ او از او گرفته شود؟ مخصوصاً برای اسرائیل که این جشن‌ها را مستقیماً از خدای حقیقی‌ دریافت میکرد ، جشن گرفتن بد نیست ،چیزی که بد است ،شکل مذهبی‌ و محدود به جشنی دادن است ،جشن برای این است که شاد باشیم و معنی‌ِ حقیقی‌ و مفهومِ آن جشن را بفهمیم ،نه اینکه فکر کنیم به واسطهٔ‌ به جا آوردنِ آن نجات می‌یابیم)، خوب کلیسای جدید این را نفهمید و بعد از مدتی‌ یک فاصلهٔ زمانی تقریبا زیادی که به آن ``قرونِ تاریک`` گفته میشود از راه رسید ، خدا در کتابِ مقدس پیشگویی کرده که این حالت همیشه نخواهد بود ، ولی‌ در آن قرن‌ها مردم وقتی‌ پیش گوئی کتابِ مقدس را میخواندند متوجه نمی‌شدند ،زیرا چیزی که در آن آمده بود بسیار متفاوت با آن چیزی بود که در اطرافِ خود میدیدند ،وقتی‌ میخواندند که خدا در روز‌های آخر چه کار خواهد کرد ،نمیفهمیدند.آنها میخواندند که خداوند یهودیان را احیا خواهد کرد ،که خداوند نظرِ همهٔ ملت‌ها رو به سمت اسرائیل برمیگردونه ،برای کسانی‌ که این پیش گویی‌ها را از کتاب مقدس میخوندند و به این نبوّت‌ها ایمان میاوردند ، در هر حال این چیزی غیرِ ممکن به نظر میومد ،زیرا این پیشگویی‌ها به حدی با چیز‌هایی‌ که در اطرافِ خود میدیدند در تضاد بود که نمیتونستند کاملا تصور کنند این را که کلیسا به ریشه اصلی‌ِ خود برگرده .
در طی‌ ۱۵۰۰ سال حتی صحبت کردن در موردِ این پیش گویی‌ها خطرناک بود ،چون مسیحیان (کلیسا) هر یهودی رو تحت آزار و اذیت قرار میدادند و اگر صحبتی‌ در موردِ اینکه اسرائیل قومِ خدا است میشنیدند ،آن یهودیان را خدا نشناس مینامیدند و آزار میرساندند ، و اگر شخصی‌ یهودی ،ماشیحِ خود (مسیح)را میپذیرفت و قصد داشت که اصالتِ یهودیِ خود را هم نگاه دارد،در کلیساهای اکثر نقاطِ جهان این وحشتناک و غیرِ قابلِ تحمل بود ،و با عکس‌العملِ فجیعی از سمتِ مسیحیانِ غیرِ یهودی مواجه میشدند
امروز همان روزیست که بسیاری از مسیحیانِ یهودی آرزوی آن را داشتند ،امروز همان روزیست که در کتابِ مقدس بارها پیش گویی شده بود و هزاران نفر در آن زمان‌های تاریک میترسیدند که به این گفته‌ها ایمان بیاورند ، امروز دیگر شخصی‌ یهودی از اینکه مسیحِ خود را بپذیرد عآر ندارد و از اینکه اصالتِ یهودیِ خود را حفظ کند نمیترسد ،آن ریشه‌ای که خودِ خداوند در مصر آبیاری کرد و تا سرزمینِ وعده حمایت کرد احیا میشود ،آن وعده‌هایی‌ که خداوند خود شخصاً به شخصِ اسرائیل داد، و گفت که روزی خواهد آمد که از همهٔ نقاطِ جهان برای برکت گرفتن از اسرائیل خواهند آمد دارد به تحقق می‌پیوندد آن پیشگویی‌های عیسی که از همهٔ نقاطِ جهان خواهند آمد و سرِ سفره با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست نشان از این مشارکت دارد ،آن پیشگویی‌های عظیم در کتابِ مقدس دربارهٔ اسرائیل که سرانجام خداوند آنها را جمع خواهد کرد و آنها مایه برکت تمامِ قوم‌ها خواهند بود رسیده ،آن پیش گویی‌ها که خداوند با اشاره به اسرائیل میگفت ،در زمانِ عملی‌ شدن است ،کلیسا به ریشه خود برمیگردد ،اگر روزی یهودیان زندگی‌ِ خود را وقف نجاتِ غیرِ یهودیان و خدا نشناسان میکردند و در این راه متحمّلِ زحماتِ بسیار میشدند ،امروز وقتِ آن است که این گنجینهِ ابدی را که نجاتِ یشوا(عیسی) است به نشانهٔ قدر دانی‌ هم که شده به خودشان برسانیم ،کمکشان کنیم تا اسرائیل همان قومی شود که خداوند برای نجاتِ ملل در نظر گرفته بود .همان طور که کلیسای اورشلیم بنا شد و غیرِ یهودیان را نیز در هر برکتی که خود یافت سهیم ساخت ، همان طور که رسولانِ یهودی، پدرانِ ما را (غیرِ یهودیانِ مسیحی‌) را حمایت میکردند و کمکشان میکردند تا در دعوتی که خداوند برایشان می‌خواست قرار بگیرند ،امروز ما به اسرائیل کمک کنیم تا در آن وعده‌هایی‌ که خداوند برایشان در نظر گرفته است قرار بگیرند ، امروز ما به کمکِ اسرائیل بیاییم تا نقشهٔ عظیمِ خداوند برای او به تحقق بپیوندد و به آن قومی تبدیل شود که حقیقتاً خداوند از اول میخواسته و ماشیحِ خود را، که اول از همه برای نجاتِ او آمد را بشناسند تا برکاتِ بیشتری نصیبِ ما شود ،و فراموش نکنیم که در این راه برکاتِ بسیار برای خودِ ما خواهد بود زیرا خداوند خود به پدرِ ما ابراهیم فرمود ``هر که او را برکت دهد برکت میدهم ،و هر که او را نفرین کند نفرین می‌کنم ``. تا زمانی‌ که اسرائیل مأموریتِ خود را به خوبی‌ انجام میداد(یا لااقل آن قسمتِ کوچک که ایمان آورده بودند) ،در میانِ کلیساها ۲ دستگی وجود نداشت ،زیرا همه یک تعلیم داشتند که از خودِ خداوند به رسولان رسیده بود و آن به همه جا گسترش میافت ،یهودیانِ نجات یافته خادمِ همه بودند، زیرا ماموریتشان همین بود. آنها قومِ خدا بودند برای شناساندنِ خداوند به همهٔ ملل، حالا که ما (غیرِ یهودیانِ مسیحی‌) از سر فیضِ خدا به اسرائیل پیوستیم ، با محبتِ برادرانه این فیض را به خودِ وارثان اولیهٔ فیض برسانیم .
این متن نوشته شد تا شما عزیزان که از ریشه‌های دیگر هستید و حالا مسیحی‌ شده‌اید ،بهتر درک کنید که این برکت از کجا به شما رسیده و آن را با قدرتِ تمام به همهٔ ملت‌ها اعلام کنید ، و کسانی‌ که قلبِ آنها برای نجاتِ یهودیانِ عزیز میتپد تشویق شوند و بدانند که این ماموریت ،ماموریتی است بسیار پر از برکت و پر از میوه‌های نیکو در جهتِ بنایِ کلیسایی که خالی‌ از قومِ خداوند نیست، امروز قسمتی‌ از این یهودیانِ آزار دیده در میان ما ساکن هستند به زبانِ ما (فارسی)صحبت میکنند ولی‌ ریشه یهودی (کلیمی) خود را حفظ کرده اند این عزیزان را از یاد نبریم ،و بدانیم که خداوند آنها را به ما سپرده تا محبتشان کنیم . حکمت ،محبت و فیضِ مسیح با همهٔ شما عزیزانم باشد آمین

No comments:

Post a Comment